در عصري كه ما زندگي مي كنيم، پيشرفتهاي چشمگيري در تمامي زمينه هاي علمي، فرهنگي و هنري انجام گرفته است، به نحوي كه مي توان گفت درنگي كوتاه در اين مسير، ممكن است تاوان بزرگي به همراه داشته باشد . با تمام اين اوصاف، آنچه در تمامي سازمانها به عنوان نكته اي غيرقابل اغماض به چشم مي خورد اين است كه ظاهرا مديريت  در جوامع امروزي همپاي پيشرفتهاي متناسب با آن نبوده است، چنانكه مديران بي آنكه بخواهند (يا بدانند) از الگوهايي پيروي مي كنند كه ديگر نه تنها گره گشاي مسائل عصر امروز نيست، بلكه با اصرار به استفاده از روشهاي قديمي و پيش پا افتاده سعي در حل و پيشي گرفتن از مسائل جديد مي نمايند.

آنچه در اينجا به عنوان سوال مطرح است، اين است كه آيا مديريت به اين شيوه راهي به سوي آينده خواهد داشت؟ آيا مي توان در آينده، براي مديريت اين جامعه پيشرفتي متصور بود؟  قطعا پاسخ شما هم منفي خواهد بود. بنابراين شايد بتوان گفت اينها از جمله مهمترين عواملي هستند كه مديران را در جوامع امروزي با چالشهاي بزرگي روبه رو نموده اند كه البته ريشه تمامي اين مشكلات، عدم به كار گيري روشهاي مدون در حل مسائل است. براي نمونه، آنان به جاي استفاده از چند راه براي حل يك مسئله از يك راه براي حل چند مسئله استفاده مي نمايند (دلايل بيشماري را ميتوان برشمرد). با توجه به ايرادات وارده به سبكهاي مديريت مديران در جوامع امروزي، جهت بهبود اصول كيفي مديريت، به عنوان مثال مي توان 2 راهكار پيشنهادي عنوان نمود:

1) با كاهش نفرات به تناسب افزايش مشاغل، از بروكراسي  منفي كاست



2) تعامل و همكاري تمامي رده هاي سازماني از بالا به پايين- البته به فراخور نياز- به جاي تشريفات زائد اداري (تشريفات زائد اداري معمولا باعث كندي در پيشرفت امور مي شوند)



مع الوصف مي توان چنين گفت:



پيشرفت در چنين جوامعي مستلزم به كارگيري شيوه هايي است كه جامعه، توان پذيرش آنها را داشته باشد، نه اصولي كه سالهاست -فقط در كتب اين رشته- به خوانندگان آنها القاء مي شوند.

www.ksna.ir