تاثیر وسایل ارتباط جمعی ؛ماهواره ؛بر جوامع سنتی
تاثیر وسایل ارتباط جمعی ؛ماهواره ؛بر جوامع سنتی
گردآورنده :خدیجه قورچی بیگی
استاد :آقای خشنود
دانشگاه جامع علمی کاربردی کیش ؛رشته مدیریت روابط عمومی
مهر 1388
بسم الله الرحمن الرحیم
عصر ما عصر زمان ؛تحول ؛پویایی ودر حقیقت زمانه درک دینامیک در اجزا وصور ذهنی وعینی جامعه وتاریخ است
دوره ای از تاریخ که پارادایم های مختلفی را فرا روی بشر میگذارد وشتابان در حرکت است بنابراین هیچ چهارچوب وفرمی بر بنیان ثبات وسکون نخواهد بود وبه همان سرعتی که ایجاد میشود در شرف شدن ودگرگونی هستند
تعریف مفاهیم :
رسانه ها ؛سنت ؛ارزش ها ؛جامعه سنتی ؛جامعه مدرن
رسانه :
به وسایل انتقال پیام ها از فرستنده یا فرستندگان به مخاطب یا مخاطبان گفته میشود که شامل روزنامه ؛کتاب ؛رادیو؛تلویزیون وماهواره وتکنولوژی های نوین ارتباطات واینترنت و............است .
این وسایل دارای ویژگیهایی مانند پیام گیران نا اشنا ؛سرعت عمل زیاد وتکثیر پیام هستند
سنت
در فرهنگ فارسی معین ذیل واژه سنت چند معنی لغوی آورده شده است که عبارتند از :
راه ؛روش ؛طریقه وعادت
اما انچه درحوزه جامعه شناسیوتاریخی از مفهوم سنت به ذهن متبادر میشود چیزی فراتر از اینهمه است وشاید در محدودترین بیان لغوی بتوان ترکیب (راه وروش عادت شده )را بکار برد .
در فرهنگ انگلیسیاکسفورد واژه سنت traditionufhvj hsj hc عبارت است از اعتقادات beliefsوعادات customs.
دریک نگرش کلی میتوان مجموعه اداب ورسوم قدیمی وکهن قومی وملی را در گستره سنت تعریف کرد
ارزش ها
هنجارهای یک جامعه در نهایت تجلی ارزش های ان جامعه است یعنی عقاید مشترک اجتماعی درباره انچه که خوب است
هنجارهاقواعد ورهنمودهای مشترکی هستند که رفتار مناسب را در یک وضعیت معین مقرر میدارند وتعیین میکنند که مردم چگونه در شرایط معین در یک جامعه خاص باید رفتار کنند مانند نحوه لباس پوشیدن ویا نحوه ازدواج کردن و......
جامعه سنتی :
در يك نگرش كلي مي توان مجموعه آداب، و رسوم قديمي و كهن « كه البته در زبان مدرن كهنه خوانده مي شوند» قومي و ملي را مي توان در گستره سنت تعريف كرد و چون جامعه امروز ما تمايل نسبي بيشتري نسبت به الگوهاي ذهني سنتي از خود بروز مي دهد مي توان قاطعانه سنتي اش خواند.
مدرنیته :
مدرنيته: اگرچه در سالهاي اخير يك شوخي بزرگ بصورتي جدي به عرصه مفاهيم كاربردي است تحت عنوان « پست مدرن » و افرادي چون ((ژان بوديار )) به تعبير(( اسكات لش)) اغراق آميز وغيره مسئولانه به ستايش از آن پرداخته اند و باز به بيان اسكات لش« كه خود از حاميان جدي اين فصل در حوزه جامعه شناسي مي باشد «پست مدرنيسم به موضوع زيبايي شناسي، گفتار اخلاقي و گفتار سياسي تبديل شده است.» اما همت اصلي نظريه پردازان و تئوريسين هاي اجتماعي و سياسي همچنان حول مفهوم مدرن و تحقق زمينه هاي استقرار آن مي چرخد . مفهوم مدرنيته يا مدرن آنچنان كه مفهوم سنت مي طلبيد نيازمند كالبد شكافي لغوي نيست . مدرن يعني نو وجديد و حكايت مي كند از نوشوندگي .
ماهواره : هر کدام از وسايل ارتباط جمعي بر دريافت و استنتاج و انتقال واقعيت ها به جهان انديشه و حتي دگرگوني آداب و سنن اجتماعي ما داراي تاثيرات ويژه اي است .
انقلاب جهاني ارتباطات علاوه بر افزايش رسانه هاي ارتباط جمعي ، تحول نمادها و باورها را نيز به ارمغان داشته است . در سايه اين تحول ، رسانه هاي گروهي زمينه رشد آگاهي و شناخت اجتماعات بشري را مهيا ساخته اند و ظاهرا اجتناب ناپذير مي نمايد که همزمان با تعداد رسانه هاي جمعي ، تاثير آنها بر هويت و فرهنگ جوامع مختلف چشمگير است. در واقع مي توان گفت ; تاثيري که رسانه هاي جمعي بر فرهنگ و ساختارهاي اجتماعي و نظام بين المللي دارند ، سبب شده به نوعي همه دنيا با چالشي به اسم بحران هويت روبه رو شوند ، بحراني که رفته رفته به افول فرهنگ و بي هويتي مبدل خواهد شد .
در اين ميان برنامه هاي ماهواره اي و به طور اخص ، تلويزيوني نقش پررنگ تري در اين تحول و دگرگوني فرهنگي دارند ، رسانه هاي تصويري مثل ماهواره با برنامه هاي تفريحي و سرگرم کننده در دراز مدت ، يکسان سازي سليقه قشرهاي عظيم جامعه را باعث خواهد شد و از سوي ديگر اين ابر رسانه ايجاد شکاف هاي جديد طبقاتي و تعمق آنها را باعث مي شود . شبکه هاي تلويزيوني نيز از طريق ماهواره با تمام نقاط دنيا ارتباط برقرار مي کنند و فرهنگ قالب بندي شده فرستنده اين نمادها و پيام ها ، بدون هيچ مقاومتي در اختيار گيرنده قرار مي گيرد و وارد کانون خانواده و سپس وارد جوامع مي شود
پیامدها :
افول فرهنگ از پيامدهاي همه گير و عمومي برنامه هاي ماهواره اي است. از ديگر پيامدها و معضلات برنامه هاي ماهواره اي ، رشد روزافزون بي سوادي عمومي به جهت تماشاي بي حد اين برنامه ها و عدم تمرکز و تفکر نسبت به موضوعات و مطالب مختلف ، کاهش دادوستدهاي عاطفي و اجتماعي در روابط انسان ها با يکديگر ، رنگ باختگي ارزش هاي انساني و باورهاي مذهبي و نمادهاي ملي و ميهني و در نتيجه خطر سقوط فرهنگ اجتماعي بيش از هر زمان ديگر است و اين معضلات نه تنها کشورهاي متمدن اروپايي و امريکايي ، بلکه سراسر جوامع دنيا را در معرض تهاجم قرار مي دهند .
متاسفانه در اين روزگار ، روز به روز به شمار افرادي که دائما در کنجي لميده و به تماشاي برنامه هاي مختلف ماهواره مشغول هستند ، افزوده مي شود و انسان فعال و محرک و خلاق گذشته به يک تماشاچي منفعل مبدل شده و هر قدر که اين وسيله پيام رساني ، بر سرعت جابه جايي و نقل و انتقال اطلاعات و گزارش وقايع از مکاني به مکان ديگر مي افزايد ، همان مقدار سرعت انتقال و تحرک را از بيننده خود مي ربايد و عاملي براي سکون و رکود انسان مي شود . مشکل ديگر اينجاست که ماهواره امروزه ، ابراز انتقال علم و دانش محسوب نمي شود ، بلکه وسيله اي براي وقت گذراني است !
هر آنچه را که برنامه هاي ماهواره اي ارائه مي دهند همزمان براي تمامي افراد گيرنده يکسان است . ولي گروه بندي ها و طبقات اجتماعي و سنين متفاوت بينندگان و تفاوت درک و شعور و سلايق انسان ها در محتواي اين برنامه ها به چشم نمي خورد . گستردگي بي نظير ماهواره به عنوان ابررسانه جمعي در بين جوامع مختلف به عنوان وسيله ارتباطي و حضور آن حتي در حريم خلوت و خصوصي مردم ، اين ابزار را به عنوان قابل قبول ترين پيام آور و پذيرفتني ترين فرمانرواي اجتماعي و فرهنگي تبديل کرده است . تخريب فرهنگي در جوامع امروزي مي تواند با رسانه هاي نوشتاري نيز صورت گيرد . ولي ماهواره و يا تلويزيون به عنوان محسوس ترين و تاثيرگذارترين رسانه همچنان در حال يکه تازي در عرصه اجتماعي جوامع است. چرا که بدون اتلاف وقت و رفت و آمد براي خريد روزنامه و مجلات و حوصله براي خواندن مطالب آنها ، جعبه جادويي تلويزيون با برنامه هاي متنوع و تاثيرگذاري عميق تر نقش تمامي رسانه ها را به تنهايي ايفا مي کند . بهره بيشتر از اين برنامه هاي ماهواره اي را ، سياستمداران کشورهاي استعمارگر مي برند ، در نظم نوين جهاني يا بهتر بگوئيم دنياي تک بعدي امروزي ، اين کشورها در تلاش هستند که از طريق تصاوير و برنامه هاي جذاب و فريبنده ماهواره اي افراد ديگر جوامع و بالاخص جوانان آن را شيفته فرهنگ وارداتي و نسخه پيچ شده خود کنند. ورود ماهواره به جهان سوم ، علي الخصوص ملت هايي که باورهاي ديني و سنتي آنها باعث تعالي روح و سالم سازي آن جامعه بوده ، اثرات مخرب بيشتري ايجاد مي کند .
ماهواره در ایران :
چه زمینه های اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی موجب گرایش برخی مردم به شبکه های ماهواره ای می شود؟
این مساله را می توان با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و تاریخی ایران و در کل روانشناسی اجتماعی ایرانیان تحلیل کرد. نخست آنکه ماهواره زمانی در ایران مطرح شد - یعنی اوایل دهه ۱۳۷۰ - که کشورمان تازه جنگ را پشت سر گذاشته بود و جامعه در حال پوست اندازی بود. رفاه اقتصادی، ارتباط با جهان خارج، رنگ، شادی، مصرف، تبلیغات بازرگانی و مفاهیم دیگر به تدریج به زندگی روزمره تزریق می شد. پدیده ماهواره هم در این شرایط مورد استقبال قرار می گیرد، چرا که پدیده ای مدرن است که به راحتی در ادامه مفاهیم پیش گفته قرار می گیرد. نکته دیگر آنکه در این زمان جامعه از محدودیت های زمان جنگ که البته در زمان جنگ و در همه جای دنیا طبیعی است دور شده بود. ماهواره پنجره ای بود که مردم می خواستند از آن دنیا را ببینند. نکته دیگر آنکه به هر حال ماهواره یک فناوری جدید بود. انسان ها نسبت به فناوری جدید کنجکاوند و دوست دارند آن را تجربه کنند. مثل تلفن، رادیو، تلویزیون و تلفن همراه.
نکته سوم نحوه مواجهه نهادهای رسمی با این فناوری بود. با توجه به بحث تاریخی شکاف دولت - ملت در ایران که ارتباطی با حکومت مشخصی ندارد ممنوع کردن ماهواره تا اندازه ای میزان کنجکاوی عمومی را تشدید کرد. افکار عمومی تجربه ویدئو را در مقابل خود داشت. به عنوان نکته چهارم ماهواره موقعی ممنوع شد که بینندگان زیادی برنامه های آن را دیده بودند و به وضوح تفاوت برنامه های داخلی را با آن لمس کرده بودند.
نکته پنجم به ضعیف بودن رسانه های داخلی برمی گردد. صدا و سیما هم پس از جنگ در حال تدوین سیاست ها و خط مشی های خاص دوره بازسازی بود. هنوز بین جنگ و پس از جنگ در کشاکش بود. در سال ۱۳۷۰ یعنی سالی که فناوری ماهواره ای وارد شد ما هنوز دو شبکه داشتیم و در هر هفته یک فیلم سینمایی پخش می شد. تقریبا ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب برنامه ها تمام می شد.
تلویزیون های ماهواره ای معمولاچه آثار و پیامدهایی در پی دارند؟ آیا مطالعاتی در این زمینه انجام شده یا می شود؟
در اکثر کشورهای دنیا مطالعات بسیاری درباره ماهواره انجام می شود. حتی کشورهای عربی مراکزی تاسیس کرده اند که کار آنها بررسی آثار و پیامدهای شبکه های ماهواره ای است. ولی ما متاسفانه توجه بسیار اندکی به ماهواره و آثار آن داشته ایم. تعداد تحقیقات درباره آثار ماهواره به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسد در حالی که به نظر من باید مراکز پژوهشی تاسیس شود و فقط به ماهواره بپردازند. اکثر کشورهای در حال توسعه و حتی برخی کشورهای اروپایی از منظر تئوری های امپریالیسم فرهنگی یا امپریالیسم رسانه ای و یا نظریه کاشت و یا آمریکایی شدن (Americanization) روش زندگی، به بررسی آثار ماهواره پرداخته اند. در زمینه آثار این شبکه ها بحث بسیار مفصل است و نیازمند مصاحبه مستقلی است. ولی در کل ورود شبکه های فرامرزی بر زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی تاثیرگذار است. در حوزه فرهنگ نگرانی از آمریکایی شدن زندگی در کشورهای پیرامونی وجود دارد آنچه که برخی از اندیشمندان معتقدند از نتایج جهانی شدن (Globalization) در نهایت آمریکایی شدن برخواهد خواست. در حوزه سیاست هم برخی معتقدند که تلویزیون های فرامرزی یا ماهواره ای به ویژه در کشورهایی با ساختار های سیاسی بسته به وضعیتی منجر می شود که از آن به عنوان جامعه مدنی در آسمان (Civil society on sky) نام می برند. یعنی با توجه به آنکه اپوزیسیون اینگونه کشورها امکان فعالیت در داخل را ندارد از سایرکشورها به پخش برنامه می پردازد و در برنامه های آنها همه افکار و جریان ها و فرقه ها حضور دارند. به بیانی در آسمان و از طریق به اصطلاح هوا (Air) همه می توانند حرف بزنند ولی در زمین نه. این نظریه به همان اصطلاحی مرتبط می شود که با عنوان پیامدهای رسانه های جدید از آن یاد کردم. اینکه با ورود این رسانه امکان شکل گیری اجتماعات سیاسی مجازی (Virtual community) ملیت های مجازی (Virtual nationality) بیشتر می شود. البته باز هم می گویم که بیان آثار ماهواره از حوصله این مصاحبه خارج است.
وضعیت بینندگان این شبکه ها چگونه است؟ آنها چقدر می توانند در جامعه ایرانی موثر باشند؟
بحث محتوای این شبکه ها و تاثیرشان جداست. در یک نگاه کلی از نظر محتوایی شبکه های فارسی زبان بسیار غیر حرفه ای و ضعیف هستند. برنامه های بیشتر این شبکه استودیو محور(Studio-based) است و شاید بتوان برنامه های آنها را در مربع مجری یا به عبارت بهتر پاسخگوی تلفن، بیننده، آگهی و شو خلاصه کرد. ولی این شبکه ها هم مشکلات خودشان را دارند. به هر حال این شبکه ها خصوصی هستند و به علاوه به جای رقابت با یکدیگر هم بیشتر مشغول حسادت هستند. بیشتر این شبکه ها بخشی از وقت مخاطبان را در فحش، دشنام و ناسزا به یکدیگر هدر می دهند. در یکی دو سال اخیر ظهور شبکه های حرفه ای فارسی زبان اروپایی کار را برای شبکه های ضعیف سخت کرده است. شبکه هایی که علاوه بر پخش شو و یا کلیپ خوانندگان - که تقریبا همه شبکه های فارسی زبان با این نوع برنامه آنتن را پر می کنند - پخش فیلم های روز و برنامه های تفریحی و سرگرمی را آغاز کرده اند. ارزیابی کارشناسی من آن است که از بین ۴۰ شبکه فارسی زبان، زیر ۵ شبکه جزو شبکه آشیانه مخاطبان محسوب می شود
هر چند در سال های اخیر شبکه های ضعیف فارسی زبان بینندگان ایرانی را از دست داده اند ولی این وضعیت به تدریج رو به بهبود است؛ دلیل اصلی این بهبودی حضور گروه های مرجع در این شبکه هاست. حضور ورزشکاران مشهور، ایرانیان نخبه سایر کشورها، هنرمندان و دانشمندان در این شبکه ها بیشتر شده است. دلیل دیگر شرایط داخلی کشور است. این اصل کلی را بدانید که هر چقدر افراد نتوانند اندیشه ها و یا خواسته هایشان را از طریق مجاری داخلی بروز دهند به رسانه ها آن طرف متوسل خواهند شد. هر چه رسانه های داخلی بازتر باشند گرایش به آن طرف کمتر می شود. برای مثال این شبکه ها به طور وسیعی پذیرای نمایندگان جنبش دانشجویی، جنبش کارگری، فعالان جنبش زنان هستند و به هر حال در کشورمان قشر تحصیلکرده و نخبه پیگیر این موضوعات است.
همه اینها به سیاست های فرهنگی بستگی دارد. اولااین مطالب به معنای آن نیست که سیاست ممنوعیت لازم است اجرا شود. نه. باید سواد رسانه ای شهروندان را بالابرد. باید امکان انتخاب شبکه های سالم ماهواره برای شهروندان فراهم باشد.
متاسفانه در بین خانواده ها درخصوص ماهواره شکاف اطلاعاتی یا آنچه درباره اینترنت به کار می برند یعنی شکاف دیجیتالی(Digital gap) وجود دارد. بسیاری از والدین نمی دانند که برای مثال مثلث زرد رنگ بالای برخی تصاویر یعنی چه؟ علامت خرگوش بالای تصاویر یعنی چه؟ و به دلیل ممنوعیت کسی هم در این مورد صحبت نمی کند. نتیجه قابل پیش بینی است. یا فکر کنید یکی از سیاست هایی که اجرا شد ارسال پارازیت بود. این پارازیت ها در طول روز که کودکان و نوجوانان در خانه هستند قطع می شود و زمانی که والدین به خانه می آیند یعنی عصر؛ ارسال آن آغاز می شود. در طول روز نوجوانان به راحتی می توانند به هر شبکه ای دسترسی داشته باشند! ولی این امکان برای والدین وجود ندارد. با آمدن آنها شبکه ها پارازیت می شود.
کلام آخر:
اگر وسایل ارتباط جمعی برنامههای خود را با خواست، نیاز و فرهنگ مخاطبان محلی هماهنگی نمایند و آنچه اصولاً اینگونه ارتباطات حالت دوسویه به خود بگیرند و اگر موانع خودگردانی وسایل ارتباط جمعی جماعتی را بتوان از سر راه برداشت میتوان در کنار شبکههای اطلاعاتی و ارتباطاتی، ماهوارههای جهانی، صداهای بومی را نیز به گوش مخاطبان رساند و فرصت گزینش پیام مناسب را برای آنان فراهم نمود.
استفاده از وسایل ارتباط جمعی جماعتی و یا خودگردانی وسایل ارتباط جمعی در روستاها و شهرستانهای کوچک و عموما کشاورز که در آن مشارکت در تولید پیام و استفاده از بازخورد بسیار اهمیت دارد امروزه باید سرلوحه کشورهای در حال توسعه قرار گیرد.
واضح است که الگوهای توسعهای که صرفاً بیانگر انتقال پیام از مرکز به مناطق کوچکتر و روستاها باشد، بی توجه به ارزشها و سنن آنان و بدون مشارکتشان در تولید، پردازش و توزیع آن است همواره محکوم به شکست است.
پایان
انجمن علمی دانشجویان روابط عمومی ، مرکز آموزش عالی علمی - کاربردی واحد کیش در اسفند ماه سال 1387 با هدف بسط و گسترش علوم ارتباطات ، توسط دانشجویان علمی - کاربردی واحد کیش راه اندازی شده است. کلیه دانشجویان این مرکز در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شدند.