این مطلب را با اجازه دکتر نمکدوست که اجازه نشر آن را داده اند منتشر می کنم. کارگاهی داشتیم برای مسئولان روابط عمومی استان ها در خصوص خبرنویسی. از ارزش های هفت گانه و عناصر خبری شش گانه و سبک خبرنویسی هرم وارونه که بگذریم، خبرنویسی به سبک ” قالی ایرانی” مطرح شد. سبکی که هم اکنون توسط خبرگزارهای بزرگ دنیا نظیر CNN و AP و … در حال استفاده است. در ادامه، گزیده هایی از این کلاس ارائه می شود.

در سبک هرم وارونه، همان طور که از نام آن برمی آید، تنظیم خبر از اخبار مهم به اخبار کم اهمیت تر است. هر چه به انتهای خبر نزدیک می شویم، اهمیت اخبار کمتر و گزینش و حتی حذف آنها ساده تر می شود. به شکل روتین، پیشینه یا سابقه خبر هم در این نوع تنظیم، در پاراگراف آخر با اضافه کردن یا بدون استفاده از عبارت “شایان ذکر است، یا گفتنی است” درج می شود. اما در سبک خبرنویسی به سبک “قالی ایرانی” همه قسمت های خبر، از یک درجه اهمیت برخوردارند و به دلیل در هم تنیدگی جزئیات خبر، امکان حذف هیچ یک از پاراگراف ها وجود ندارد، پیشینه در لید درج می شود و پاراگراف پایانی از همان درجه اهمیت برخوردار است که پاراگراف اول. با این مقدمه جزئیات بیشتر این سبک خبرنویسی را بخوانید:

اما خبرها در این روزها:
۱٫ اطلاعات جدید دارند (‏facts‏)؛
‏۲٫ نقل قول های کوتاه اما شفاف دارند (‏golden‏- ‏quotes‏)؛
‏۳٫ در بسیاری از خبرها مشاهداتی عینی ارایه شده تا ما را مستقیم با صحنه اتفاق روبه رو کنند (‏color‏)؛ و
‏۴٫ برای فهم بهتر خواننده پیشینه و توضیحات دارند (‏background‏).

اطلاعات مورد نیاز بیشتر برای خبر:
- پاسخ به عناصر خبر – چه وقت، کجا، چه کسی، چه چیزی، چرا و چگونه – یعنی ارایه اطلاعات.‏
- ‏اطلاعات به تنهایی خبر را نمی سازد. اطلاعات را با پیشینه، نقل قول های طلایی و رنگ در هم آمیزید تا یک ‏خبر شکل بگیرد. ‏
- در خبرهای سریالی، مثل سقوط یک هواپیما، یا پرونده هسته ای ایران، تحولات جدید، مثل مشخص شدن علت سقوط هواپیما اطلاعاتی هستند که می توانند عامل نوشتن یک خبر باشند.

نقل قول های طلایی:
- ‏یکی از استادان رویترز می گوید، باید صدای یک انسان را در خبرتان بیاورید؛ چون خبر درباره آدم‌ها است.‏
- خبرنگارها امروز حریصانه در پی نقل قول‌های طلایی می‌گردند: نقل قول‌های کوتاه و تاثیرگذار. ‏
- حواستان باید ‏جمع باشد تا این جملات را صید کنید و به موقع در خبرتان به کار ببرید.‏
- نقل قول طلایی ‏می‌تواند مخاطب را ببرد به محل حادثه و بگوید آن جا چه خبر بوده.‏

نقل قول های طلایی را چگونه استفاده کنیم:
- ‏ باید کوتاه و تاثیرگذار باشند؛ چون اگر طولانی باشند خواندن شان سخت و تاثیرگذاری‌شان کم می شود.‏
- ‏ باید به ارزش خبر اضافه کنند.‏
- ‏ باید زوایای احساسی خبر را برجسته کنند.‏

یک نقل قول طلایی معروف:

وقتی جان اف کندی، رییس‌جمهور امریکا، کشته شد، همسر او ژاکلین جمله‌ای را گفت که یکی از خبرنگارها ‏توانست آن را بشنود: «خدای من، آن ها جان را کشتند.»‏ این جمله بالای خبر و بلافاصله پس از لید آورده شد و بسیاری از روزنامه‌های جهان از آن استفاده کردند.‏

نقل قول هایی طلایی ‏می‌توانند مخاطب را به محل حادثه ببرند و بگویند آن جا چه خبر بوده:

«مردان، زنان و کودکان جیغ می زدند و روی زمین دراز می‌کشیدند، درست همان زمانی که انبوهی از گلوله‌ها همه چیز را می‌درید» خانم باگیلا بوخاربایوا گفت.

نقل قول اعتبار خبر شما را زیاد می‌کند. یک نقل قول خوب همچنین باعث می شود تا داستان نفس بکشد و زنده ‏بشود.‏

چطور نقل قول‌ها را بنویسیم:
در هر خبر دو تا سه تا نقل قول طلایی کافی است. اگر نقل قول درجه یکی داشتید آن را بالای خبر کار ‏کنید. (اما ‏نه در لید)‏
- از آوردن لید نقلی در سخت‌خبر پرهیز کنید.‏
- جای اولین نقل قول در پاراگراف دوم یا سوم است.
- بهتر است حتی اولین نقل قول را در پاراگراف سوم بیاورید، بعد از توضیح مقداری پیشینه و تعریف چرایی و چگونگی ماجرا.

مثال: رفتار با نقل‌قول‌های یک دانشمند
وقتی ‏دانشمندی از یافته‌های خود برای مان می‌گوید باید بتوانیم جمله‌های تخصصی او را ساده کنیم و به زبانی که ‏مخاطب ‏عام بفهمد برای همه توضیح دهیم. ‏ نیازی نیست تمام جمله‌های آقای دانشمند را در گیومه قرار بدهیم و همه خبر نقل قول‌های او باشد.

‏ توضیح‌های طولانی او را باید کوتاه کنیم. باید آن‌ها را در جمله‌های کوتاه و شفاف از زبان خودمان شرح دهیم. هر جا که لازم بود باید پیشینه ‏و اطلاعات پیرامونی هم اضافه کنیم تا موضوع به طور کامل برای خواننده روشن شود.‏
باید به دو یا سه نقل قول طلایی کوتاه از آقای دانشمند اکتفا کنیم و آن‌ها را در لا به لای متن بگنجانیم.‏

نکته‌هایی در کاربرد نقل‌قول:

  • انتخاب گلچین نقل قول‌ها ممکن است به غرض‌ورزی بینجامد. باید مطمئن شد نقل قول‌هایی که استفاده می‌کنیم ‏منعکس کننده گفته‌های منبع هستند.
  • همچنین باید حرکت‌های فیزیکی منبع را، مثل تکان دادن دست و سر،‌ لبخند ‏زدن یا نیم نگاه، در صورتی که در معنای نقل قول تاثیر داشته باشد، منعکس کرد.

وقتی از کسی نقل قول می‌کنیم ‏همیشه باید به بافتی که این سخنان در بستر آن بیان شده هم به اندازه کافی پرداخت. شغل ما این نیست که جمله‌های «بد» آدم‌ها ‏را از حرف‌های‌شان بزداییم. همچنان‌که شغل ما این هم نیست که فقط به عبارت‌های «خوب» آنان بپردازیم و یا کاری کنیم که آن‌ها مورد تمسخر دیگران قرار بگیرند. اگر ‏نمی‌توانیم به خوبی از نقل قول‌ها استفاده کنیم بهتر است از یک دبیر با تجربه کمک بگیریم.‏

در پست قبل با استفاده از محتوای دوره آموزشی که برای مسئولان روابط عمومی استان ها برگزار کردیم، پیرامون خبرنویسی با سبک “قالی ایرانی” توضیحاتی ارائه شد. در این پست بحث “نقل قول” که در پست قبل شروع شده بود به پایان می رسد و “پیشینه خبر” و “رنگ” سرفصل هایی هستند که پیش رو دارید. یادآوری می کنم تدریس این دوره را دکتر حسن نمکدوست بر عهده داشت و با اجازه این استاد ارجمند، مطالب کارگاه منتشر می شود.

نقل قول‌ها مقدس هستند. هیچ‌گاه نباید آن‌ها را تغییر داد مگر این که بخواهیم یک کلمه یا عبارت تکراری را ‏حذف کنیم و این هم تنها در صورتی که آن کلمه یا عبارت حذف شده در معنای نقل قول تغییری ایجاد نکند. اگر ‏نقل قولی را به لحاظ دستور زبان ویرایش می‌کنیم باید حواس‌مان باشد که محتوا و معنای آن تغییر نکند.‏

همه مان می‌دانیم که نقل قول خوب ارزش خبر را زیاد می‌کند. اما نقل قول‌های طولانی و کسل کننده بر عکس خواننده را فراری می‌دهند. قبل از این که یک نقل قول بنویسید به این فکر کنید آیا واقعا چیزی بر خبری که می نویسیم می‌افزاید یا نه. اگر نه، تنها باید برخی از عبارت‌های به درد به خور و جذاب را داخل گیومه بیاورید (Paraphrase) و جمله‌ها را کوتاه کرد:

جرج بوش گفت امریکا مبارزه با تروریسم را ادامه خواهد داد و در مقابل تروریستها «لحظه ای کوتاه نخواهد آمد.»

حواس مان باشد گاهی لیدی که نوشته‌ایم برای این که محکم بشود به یک نقل قول نیاز دارد که می توانیم آن را در پاراگراف بعد از لید بگنجانیم. همچنین گاهی اوقات کلمه‌هایی که خود فرد به زبان می‌آورد باید به همان ترتیبی که ادا شده اند نوشته شوند و گرنه روح خبر کشته می‌شود.

نقل قول های خوب، طلایی هستند، اما آن‌ها را نباید تکرار کرد. استفاده زیاد از نقل قول هم مثل این است که متن خام یک مصاحبه را زیر هم بنویسیم. ‏نقل قول‌ها را باید با وسواس انتخاب کرد و آن‌گاه تصمیم گرفت که کدام را باید در یک خبر گنجاند.

پیشینه 
بی‌توجهی به پیشینه و اتفاقات ‏پیرامون خبرها باعث انعکاس ‏مبهم اخبار می‌شود. در نتیجه، اغلب، به جای ‏بیان ‏شفاف و معنادار خبر، تکه پاره‌هایی از اطلاعات بی معنا به دست ‏خواننده می رسد. ‏

  • پیشینه کمک می کند تا مخاطب بتواند ماجرا را دنبال کند.‏
  • پیشینه را باید در خبر پخش کرد. یک مقدار اینجا و یک مقدار آنجا. پیشینه در لید هم می‌تواند بیاید. چهار یا پنج کلمه ‏برای به پاسخ روشن به «چرایی» و «خب که چی» خبر.

‏اگر شش جمله پیشینه داریم ‏بهتر است آن‌ها ‌را در شش جای مختلف پخش کنیم. یک جای خوب برای پیشینه قبل و ‏بعد از نقل قول هاست. یا ‏قبل و بعد از رنگ و جزئیات تا این جزئیات در لابه لای توضیحات و تعریف ماجرا ‏معنا پیدا کنند.

به این مثال‌ها فکر کنیم

  • آیا خبر برای اولین بار رخ داده؟
  • [مثلا تیم فوتبال ایتالیا (برای اولین بار) به تهران می آید]‏
  • آیا خبر مربوط به واکنشی به اتفاقات پیشین است؟ [وزیر امور خارجه گفت ایران در امور داخلی عراق ‏مداخله نمی‌کند]‏
  • آیا یک دادگاه بر پا شده است؟

در تمام این موارد باید قدری پیشینه بدهیم. یعنی برای مثال بنویسیم که

تیم فوتبال ایتالیا برای اولین بار است که دارد به ‏ایران می‌آید؛
یا امریکا ایران را متهم کرده در امور داخلی عراق مداخله می‌کند؛
یا درباره اتهام و ‏مجازات احتمالی توضیح بدهید.

انبار پیشینه‏ مثل اتاقی است که شما در آن توضیح‎‏ و پیشینه ریخته‌اید و آن را در ‏هر خبری تکرار می‌کنید. این ‏اطلاعاتی است از قبل آماده شده است و شما از روزهای گذشته آن را تهیه کرده اید، حالا بار دیگر حالا از آن استفاده می کنید ‏تا خواننده‌هایی که تازه از ماجرا با خبر شده‌اند هم بتوانند خبر را پی بگیرند. اطلاعات این انبار می‌تواند درباره ‏آدم‌ها یا درباره یک اتفاق باشد. درباره این که مردم ‏چه کار می کنند و که هستند.‏

  • یادمان باشد انبار پیشینه به خبر ‏عمق می بخشد.‏

رنگ
رنگ به خواننده حس و حال بودن در محیط خبری را می دهد.‏
باید در اندیشه جزییاتی بود که به خواننده می گوید «آنجا چطور بود». جزییاتی که باعث می شود خواننده به خبر بچسبد ‏و آن را رها نکند. اگر هواپیمایی سقوط کرده، از چیزهایی بگوییم که این ور و آن ور پراکنده شده و البته با ذکر ‏جزئیات؛ یک صندلی نیمه سوخته، چمدان شکسته، عروسک له شده و …

دیوید فینکل از روزنامه واشنگتن پست می گوید، «به جای این که بنویسید بیمار شیزوفرنی صداهای عجیب و ‏غریب می شنید بنویسید آن صداها چه بود. مثلاً بنویسید او می شنید: «برو همسرت را بکش.»»‏

  • رنگ باعث می شود تا اعتبار خبرتان زیاد بشود. خواننده متوجه می شود که ما از پشت میز خبرمان را ‏‏ننوشته‌ایم و در صحنه بوده‌ایم.
  • رنگ باعث می‌شود مخاطبان مدت‌ها بخش‌هایی از آنچه را نوشته‌ایم به یاد داشته باشند.

نکته: به خاطر داشته باشیم رنگ زیاد خبر را در خود غرق می‌کند و خواننده با تعدادی تصویر ‏گنگ می‌ماند که ‏آخر ماجرا از چه قرار بوده.‏

نکته: مثل مورچه که دانه جمع می کند باید اطلاعات‌ جمع کرد. خیلی وقت‌ها اگر همان لحظه مشاهدات را ‏ننویسیم، دیگر در خبر از آن مشاهدات خبری نخواهد بود. با هر که صحبت می کنیم باید جزئیات قیافه‌ و ‏لباس او را هم یادداشت کنیم. اگر در دفتر کار با کسی صحبت می کنیم، باید توضیح دهیم که دفترش چطور جایی است. ‏مثلاً دو تا مجسمه آفریقایی دارد یا همه مدارک تحصیلی اش را به دیوار زده و …

فقط باید حواس‌مان باشد جزئیاتی که در خبر می‌آوریم به نحوی با آنچه می‌خواهیم بنویسیم مرتبط باشد. اگر ‏بنویسیم «یک شاهد عینی که کاپشن سبز پوشیده بود گفت سه جسد را از داخل هواپیما بیرون کشیده»، رنگ لباس او به ‏توصیف بهتر ماجرا کمک نمی‌کند. اما اگر بنویسیم «یک شاهد عینی که روی دستانش لخته‌های خون چسبیده و ‏صورتش خاک گرفته بود گفت سه جسد را از داخل هواپیم بیرون کشیده» به بار دراماتیک ماجرا افزوده‌اید.‏