ما بر حوزه ارتباطات از ابعاد مختلفی می نگریم: ارتباطات جمعی، ارتباطات سیاسی، ارتباطات انسانی. سوالی که در ابتدا پیش می آید این است که وجه تمایز این تقسیم بندی ها درچیست؟

 

             زمانی که از ارتباطات جمعی و مبانی و کارکردهای آن سخن می گوئیم، از میان اجزای مختلف، آنچه مبنای این تقسیم بندی قرار می گیرد، کانال و وسیله انتقال پیام است. کانال هایی که از آنها می توان پیامی را به جمع گسترده و متنوعی ارائه کرد.

 

            حوزه عمل ارتباطات سیاسی نیز بیشتر در عنصر محتوا یا پیام است. محتوایی که موضوع آن قدرت و مفاهیم وابسته به آن در حوزه دیپلماسی عمومی و رسمی است و نحوه بهره گیری از رسانه را در این حوزه ها مورد بررسی قرار می دهد.

اما ارتباطات انسانی در کدامیک از اجزاء ارتباطی قابل مطالعه است؟

 

            فرستنده و گیرنده به عنوان دو عنصر اساسی در مدل ارتباطی، بعنوان اجزایی که پیام در آنها تهیه و یا معنی می گردد، عناصر اصلی مطالعات ارتباط انسانی به شمار می روند. این دو جزء ارتباطی حتی اگر سازمان هم باشند اما در نهایت انسان و یا انسانهایی هستند که پیام توسط آنها تهیه می گردد و در سوی دیگر یعنی گیرنده "معنا" می شود.

 

        بنظر می رسد حوزه مطالعه ارتباطات انسانی مطالعه این بخش "انسان به انسان" است. با این تعریف ارتباطات انسانی، اساس و پایه همه انواع ارتباطات به شمار می رود. در ارتباطات جمعی و سیاسی نیز ما از مفهومی بنام فضای فرهنگی و اجتماعی که در آن پیام تولید یا معنی می شود سخن می گوئیم. این فضا قطعاً چیزی جز ارتباطات انسانی نمی تواند باشد پس در کنار همه انواع ارتباطات ما دارای ارتباطات بنیادی تر و پایه ای تری هستیم که حوزه ارتباطات انسانی است.

    

        این ارتباطات نقش اساسی را هم در تولید و هم در معنی کردن پیام بازی می کنند. پس با این توضیح می توانیم بگوئیم که ارتباطات انسانی مهمترین، اساسی ترین و بنیادی ترین حوزه مطالعات ارتباطی است چرا که:

 

1-     ساخت فرهنگ در یک جامعه و رشد و تعالی آن نیاز به تعامل و تضارب در درون هر فرهنگ و همچنین تعامل و تضارب میان فرهنگ ها دارد. آنچه این تعامل را فراهم می کند و توفیق یا عدم موفقیت آن را رقم می زند، ارتباطات انسانی است.

 

2-     تولید فکر و اندیشه در یک جامعه از تعامل میان اندیشه های مختلف فراهم می شود. ارتباطات انسانی موجد این تعامل و تولید است.

 

3-    جامعه پذیری در میان نسل های مختلف یک جامعه و انتقال هنجارها و ارزشهای جوامع از طریق ارتباطات انسانی است.

 

4-    بسیاری از مفاهیم که ما در حوزه اخلاق از آنها سخن می گوئیم اساس و مبنایشان بر ارتباطات انسانی است. ایثار، گذشت، تواضع، حسن برخورد، مهربانی و... . اساساً برخی از اندیشمندان معتقدند اخلاق از آنجایی شروع می شود که ما از حیطه "خود" و"منیت ها" بیرون می آئیم.نقطه آغاز درک دیگران.

  

5-    هر یک از ما انسانها در جهان متفاوتی زندگی می کنیم. جهان ما را نوع نگرش ما به جهان و ادراک ما از جهان شکل می دهد. اما این ادراک چگونه بوجود می آید؟ واقعیات و معانی در ذهن ما براساس ارتباط ما با دیگران شکل می گیرد و لذا ارتباطات انسانی است که درک ما از واقعیات جهان را بوجود می آورد.


اگر می خواهید اندکی بیشتر اهمیت ارتباطات انسانی را لمس کنید، آن را از صحنه زندگی انسانها در جوامع حذف کنید. در اینصورت آیا چیزی بنام اجتماع و مدنیت وجود خواهد داشت؟!

 

پس، مطالعه ارتباطات انسانی، بررسی یکی از اساسی ترین مولفه های زندگی اجتماعی است. مولفه ای که می تواند هم پیام آور سعادت و نشاط و امید برای مردمان یک جامعه باشد و هم شقاوت و یاس و افسردگی. 

 

بررسی "چرایی" کنش های ارتباطی در ارتباطات انسانی وهمچنین "چگونگی" این کنش ها موضوعی است که با بحث پیرامون دو مفهوم "عقلانیت" و "نقش" های انسان در طول زندگی در بخش بعدی پی خواهیم گرفت... .  (ادامه دارد)        http://ertebatat85.blogfa.com