چگونه با کسی که در مورد او آزرده خاطر و سنگین  هستیم  صحبت کنیم ؟
احساس ناراحتی در مورد  یک شخص  و یا یک سیستم  چیزی است که ما همه با آن درگیر بوده ایم . ما چگونه  می توانیم  احساسات خود را بروز دهیم  وقتی شاکی هستیم با توجه به این موضوع که تفاوت زیادی بین گرفتن یک نتیجه مثبت سازنده با پیچیده کردن و بحرانی کردن و یا افزایش وضعیت دشوار و اوضاع بدتر از یک انتقاد وجود دارد.
این رهنمود ها برای همه مفید هستند . کارمندان ، مدیران ، همسران و حتی مردم عادی می توانند از نکات هوش احساسی بهره مند گردند. در ادامه  برای پیدا کردن پنج نکته  کلیدی برای انتقاد کردن درست می پردازیم.

1. راهنمایی در مورد ابراز احساسات و نحوه شکایت.
انتقاد کردن و شکایت کردن :
برای خود مشخص کنید چرا شما نیاز دارید در باره این احساس با دیگران  صحبت کنید .
هنگامی که  شما از کسی یا موضوعی ناراحت هستید و   تمایل به بیان احساسات خود دارید   متوجه باشید  که چرا شما در حال انجام این کارهستید.
شما می خواهید به چه چیزی  برسید؟
بهترین نتیجه بلند مدت چه خواهد بود؟
چرا باید کسی احساسات خود را به طرف مقابل بگوید؟
گاهی اوقات ما به صراحت به  بیان و تخلیه  احساسات خود می پردازیم تنها  به خاطر اینکه می خواهیم به احساس بهتری برسیم و سبک شویم.  به هر حال ، تخلیه احساسات به دیگران  در کوتاه مدت    ، و یا شکایت ، می تواند عواقب دیگری نیز داشته باشد.
همچنین ، دلایل شما برای شکایت و گلایه  ممکن است همیشه به سادگی که شما تصور می کنید نباشد.
شما ممکن است  احساس خشم و انتقام از فردی داشته باشید  ،
ممکن است بخواهید برای  تضییع حقی که به شما  شده است  دفاع کنید  و یا حتی در فکر  آسیب رساندن به شخص دیگری باشید.
با خودتان رو راست باشید . اول از همه  به هدف واقعی خود آگاه شوید . گاهی اوقات ، به محض این که روشن شد هدف واقعی  شما چیست  ،  ممکن است به این نتیجه برسید که شکایت و انتقاد از کسی  ممکن است برای شما مفید نباشند.
2  ایراد یک انتقاد : باز کردن یک بحث نه اتهام زدن. 
هنگامی که شما می خواهید به  کسی  در مورد  آنچه اتفاق افتاده است و موجب ناراحتی شما شده است حرف بزنید  مستقیم  طرف را متهم به انجام کاری نکنید. به عنوان مثال ، "شما در میهمانی دیشب  به دوست من  بی احترامی  کردید ". این یک اتهام است ،  به جای آن بگویید : " اشتباه شما این بود که با دوست من  وارد بحث شدید " .

یا  " شما در انجام کارهای محوله و اداری کوتاهی می کنید " . باز هم این یک اتهام است . به جای آن ممکن است بگویید "  بهتر بود کارهای هر روز را پایان همان روز به من گزارش می دادید ".
مخاطب با وارد نمودن  اتهام ، حالت دفاعی به خود می گیرد . اتهام بلافاصله  باعث می شود تا فرد روی دنده چپ بیفتد و  آماده مبارزه  و جر و بحث شود . این یک موضوع ثابت شده است و  انتظار  به دست آوردن  چیزی به جز یک واکنش دفاعی  نداشته باشید.
در عوض ، باز کردن بحث با فرد دیگر و بررسی وضعیت برای پیدا کردن آنچه بین آنها و شما اتفاق  افتاده است  می تواند راهکار خوبی باشد . به عنوان مثال ، شما  در مقابل یک کارمند شاکی ممکن است بگویید ، " من  دیروز متوجه جر و بحث  شما و مدیر اداری نشدم  به نظر می رسید با صحبت کردن  مساله شما تمام می شد. واقعا چه چیزی موجب عصبانیت شما شده بود؟"
3- عذر خواهی کنید :
به ندرت یک مشکل  پیش می اید صرفا به دلیل اشتباهی که   یک فرد 100 درصد مسئول آن باشد. موضوع ساده است . بسیاری از عوامل می تواند وجود داشته باشند که به وضعیت موجود منجر شده  باشد.
نگاه کنید به هر چیزی که ممکن است شما انجام داده اید و یا  حتی انجام نداده اید و ممکن بود در حل  مساله به وجود آمده موثر باشد . شاید حرف هایتان به اندازه کافی قانع کننده و شفاف نبوده است. شاید فراموش کرده اید توضیح دهید در چه وضعیتی  بوده اید و نکته نظرات شما و همچنین ملاحظات شما چه چیزهایی بوده اند . شاید شما در شب قبل به اندازه کافی نخوابیده اید و این کم خوابی باعث خستگی و تیرگی شما و نتیجتاً  تحریک شدن بیش از حد معمول شده باشد.
مساله را از زاویه دیگری  ببینید  . خودتان را در وضعیت مقابل  قرار دهید و ببینید تا چه نگاهی  نسبت به عملکرد خود دارید . اکنون شما می توانید عذر خواهی نمایید . اگر شما دیگران را به طور مستقل از اتفاق  ببینید و آنها را به خاطر برخورد شان سرزنش کنید   برای آنها بسیار سخت است تا آنچه  شما می گویید را بشنوند و یا اذعان به قبول سهم خود در اشتباهشان نمایند.
4- از گفتن "شما" اجتناب کنید و  احساسات را آن گونه که مایلید تغییر دهید.

هر کس آغازکننده  روند و تحریک کننده  ما در جهت  سرزنش کردن دیگران بوده است به احساسات خود و همه  لطمه زده است. جمله هایی مانند " شما باعث شدید من عصبانی شوم " می تواند شعله ور کننده  اختلاف باشد نه آرام کننده آن.
حتی گفتن : "هنگامی که شما گفتید .......... من عصبانی شدم " هنوز هم به  نظر من احتمال زیاد برای ایجاد حالت تدافعی در طرف مقابل دارد.
در عوض ، سعی کنید  احساس خود را از جانب خود بیان دارید   و مساله را از زبان خود بررسی نمایید  و از گفتن کلمه "شما" خود داری نمایید .
با استفاده از "من..." بیشتر احتمال این وجود دارد تا شخص مقابل به شما گوش دهد. برای مثال ، اگر شما بگویید ، ": از شما انتظار نداشتم در مورد من اینچنین صحبت کنید " و یک جایگزین  دیگر ممکن است این باشد:
" من احساس می کنم  جلو جمع برخورد مناسبی با من نداشتید "
5-  بررسی موضوع از دیدگاه شخص مقابل.
به عنوان بخشی از موضوع  یک شکایت و ابراز ناراحتی ، این مهم است که شما به دیگران فرصتی برای توضیح دیدگاه خود بدهید . وقتی کسی به شما از زاویه دید خودش می گوید انتظار  دارد  شما آن را بشنوید و درک کنید  . این موقعیت را از دست ندهید ، تمسخر نکنید  و یا حالت تدافعی به خود نگیرید و از بیان نقطه نظر خود تا پایان سخنانش اجتناب نمایید .
در عوض ، از نقطه نظرات وی با خبر شوید  و  با تکیه بر کلمات مهم  و احساسش ادامه دهید.
به عنوان مثال ، اگر همسر شما می گوید : " خواهرت در میهمانی  کنار زن داداشت  نشسته بود و تنها با او صحبت میکرد  و من را نادیده گرفت . من سعی کردم با سلام و احوال پرسی این موضوع را به او بفهمانم  اما او حاضر نشد حتی به من نگاه کند" ، شما شاید بهتر است بگویید  "پس توسط خواهرم کم توجهی  انجام شده است  و شما احساس می کنی در این موضوع قصد عمدی بوده است؟ ".
این انتقال احساس است. هنگامی که شما این کار را با فرد دیگری انجام دهید ،  احساس درک شدن و  شنیده شدن را به طرف مقابل می دهید . این به این معنی است که شما شانس بسیار بیشتری برای شنیده شدن و دستیابی به یک نتیجه سازنده و ایده ال را دارید.
6-  آیا می خواهید به توسعه هوش احساسی خود و هم میهنان خود اقدام نمایید.
بسیاری از موضوعات جالب در هوش هیجانی وجود دارد. ابراز احساسات متفاوتی وجود دارد که من در خبرنامه های بعدی در مورد آن صحبت خواهم نمود. به شما پیشنهاد می کنم در مورد هوش ها و مخصوصا هوش هیجانی در 
این سایت مطالعه نمایید و دوستان خود را با ارسال این خبرنامه ، خوشحال نمایید .

فریبا علومی یزدی

سایت www.iranmojri.com