به نام خدا

استاد :جناب آقای خشنود
موضوع :جهانی شدن اقتصاد
تهیه کننده :سیمین یوسفیان
آبان 88

 جهانی شدن اقتصاد

جهانی شدن زمینه های گوناگونی را در بر دارد:
بعد اقتصادی
بعد سیاست کالا سازی
بعد هنری
بعد دادو ستد های مالی
و .....
زمینه اقتصادی جهانی شدن در راس همه ابعاد ان قرار دارد و جامعه شناسان به ان توجه بیشتری داشته اند .انگیزه اقتصادی جهانی شدن کالاسازی و دادو ستد های مالی را در بر می گیرد زیرا این فرآیند با پیشرفت تحلیل داده ها و تکنولوژی اطلاعاتی در ارتباط نزدیک است و برقراری ارتباط دامنه دار میان سرزمین های گوناگون جهان و برقراری یک نظام مالی فراملی را ممکن می سازد و کار کرد شرکت های چند ملیتی را اسان می سازد .

 شرکتهای چند ملیتی  با استفاده از تقسیم کار وبهره گیری ازبرتری های نیروی کارو منابع ارزان بخش شرکت چند ملیتی“ نایک ”را میتوان نام برد که با فروش های توسعه نیافته جهان سود می بردند برای مثال :
سالانه بیش از چهار بیلیون دلار در سال 1994در امریکا  9000نفر را در بخش های طراحی و بازار یابی و پخش کالا استخدام کرده بود و صد در صد کالا های ساخته شده را میان 75000مقاطعه کار در کشور های در حال توسعه چون:کره جنوبی ،مالزی ،چین ،تایوان و تایلند پخش می کرد.

  رسالت جهانی شدن اقتصاد توسط برنامه ریزان سیاسی و رسانه های گروهی مورد پشتیبانی است این فرایند موافقان و مخا لفان بسیاری دارد که مخالفان آن همچون“ پل هرست“ و ”گراهام تامپسون ”می باشند.

    این دو صاحب نظر در کتاب ”جهانی شدن در آستانه پرستش ”نوشته اند :جهانی شدن اقتصاد بهانه دست راستی ها ی جدید و دست چپی ها است وآن دو بر این باورند که جهانی شدن به برنامه های اقتصاد ملی و مقررات آن آسیب وارد می کند .

 

    استدلال ان دو نگره پرداز این است که :

    1- هنوز شرکت های چند ملیتی بر بازرگانی جهان مسلط نیستند.

     2- این شرکت ها در سطح جهانی نفوذی ندارند ولی در سطح شریکان  درون منطقه و امریکا ،اروپاو اسیای جنوبی و خاوری فعالیت دارند.

 جهانی شدن اقتصادی بر این باور است که سیاست های پولی و مالی حکومت های ملی زیر نفوذ پویایی های بازار اعتباری،پولی و مالی جهانی هستند تا به ان اندازه  که سیاست اقتصاد ملی زیر سوال قرار گرفته است.

جهانی شدن اقتصاد حدود سالهای 1850تا 1914 روی داد و روند افزایشی در فرآیند های سرمایه و بازرگانی داشته اما این روند در سالهای 1914 تا 1945 با دشواری رو برو شد و روند کاهشی داشت در حالیکه جهانی شدن نظامی در فاصله دو جنگ جهانی 1914 تا 1918و1939 تا 1945 گسترش پیدا کرد .

تولید تنها به وسیله بنگاه های اقتصادی یک کشور انجام نمی گیرد بلکه کشور های گوناگون بر بنیان سرمایه گذاری خارجی به تولید پرداخته و بواسطه کشور های صنعتی رهبری میشوندو شرکت های چند ملیتی با ادامه این کار به سود های کلان می رسند .

 جهانی شدن اقتصاد موجب کاهش کنترل دولت ـ ملت بر نظام سیاست اقتصادی است از این رو دولت ناگزیر است در راستای منافع ملی ،جو بازرگانی مناسب در داخل کشور ایجاد کند که خود سه فایده دارد :
1- سرمایه گذاری با گستردگی بیشتر انجام می شود و بازار کار رونق می گیرد که  خود باعث کاهش بیکاری می شود .
2- جلوی فرار سرمایه ها به خارج از کشور گرفته می شود
3- شرکت های چند ملیتی ،به شرط انکه به اقتصاد ملی زیان نرسد ،با اطمینان و فعالیت  بیشتری خود باعث حفظ منافع ملی کشور میزبان می شود. 

جهانی شدن در سه زمینه زندگی اجتماعی وارد شده است:
1- زمینه اقتصادی که نظام اجتماعی تولید،مبادله،توزیع و مصرف کالا ها را در بر می گیرد  و بر بازرگانی ،مالکیت موقت ،دستمزد کار،سرمایه گذاری و خدمات نظارت دارد .
2- زمینه سیاست و حکومت که شامل نظام سیاسی استراتژی سیاسی ،اقتدار ملی  داخلی و خارجی و کنترل جمعیت و سرزمین است بر امنیت،قدرت،اجبار،پشتیبانی،اطاعت و مشروعیت نظارت دارد.
3- زمینه فرهنگ که نظام اجتماعی مفاهیم،باورها،ذوق و سلیقه و ارزش ها را در بر می گیرد ،شامل انتقال اگاهی ها،تبلیغات بازرگانی،تفریح و سرگرمی،نمایش،تدریس،تشریفات مذهبی،چاپ و انتشار،سخنرانی،تبلیغات سیاسی،نمایشگاه و امثال اینهاست.
تاثیر این موارد در ازای تاریخ و در مکان های جغرافیایی گوناگون تغییر کرده است.

   مجموعه عامل های اجتماعی کار ساز مربوط به یک زمینه ،در دیگر زمینه ها نفوذ می کند و تغییراتی در ان پدید می آورد که فرآیند های زیر را پیش می آورد.

   یکم - مبادله مادی که روابط اجتماعی را به مکان ها مربوط می سازد و تولید کالا های مبادله شدنی را به تمرکز نیروی کار،سرمایه و مواد خام هدایت می کند و به اجرا در می آورد.

   دوم - در زمینه سیاست و حکومت مبادله در راستای گسترش قلمروهاست.

   سوم- نظام اجتماعی مصداق مادی ندارد و در هر زمان و مکان می توان انتقال داد.

کشورهای که دارای اقتصاد پرتوان و نیرومند هستنداگر مرزهای اقتصادی خودشان را به روی کشورهای کوچک ببندند و از اقتصاد جهانی خود را کنار بکشند به اقتصاد های کوچک و ناتوان زیان وارد می اید و به رکود اقتصادی انان می انجامد.چنان که بسته شدن بازارهای امریکا به روی کشور لیبی پس از فرو افتادن هواپیمای مسافربری بر روی دهکده ”لاکربی“ در بریتانیا و یا پس از بستن بازارهای امریکا بر روی ایران و محاصره اقتصادی ایران به سبب گروگان گیری اعضای سفارت امریکا در تهران و نیز به سبب اختلاف های سیاسی ایران و امریکا از سال 1978 زیان های زیادی به نظام سیاسی و اقتصادی و بازرگانی و مالی ایران وارد شده است.واقتصاد این کشورها از پیشرفت و شکوفایی باز ماند و موجب کاهش ارزش پول ملی این دو کشور شد .

یکی از دشواری های اقتصادی جهان کنونی، شکاف بزرگ میان دارندگی و تنگدستی است که با افزایش فزاینده جمعیت روز به روز فاصله بیشتر و شکاف عمیق تر می شودو احساس درماندگی ناکامی نزد جمعیت های شهری و روستایی جهان افزونتر می گردد.
چنانکه در سال 1993امار بانک جهانی نشان داد که نزدیک به یک سوم بیلیون تن از جمعیت جهان دچار شاخص های“ تنگد ستی  مطلق ”بوده اند.و هر سال بر شمار ان افزوده شده است که عدم توسعه اقتصادی به نا امنی جهانی انجامیده است که خود عامل بزرگ بی ثباتی ها در جهان است
.پس باید از تبعیض اقلیت ها،تبعیض میان مردان و زنان ،وجود مناطق محروم در شهرها،محرومیت از اموزش و پرورش برای دست یابی به کارشناسی و مهارت و...نام برد که خود امنیت جهانی را مورد تهدید قرار می دهند.

جهان از دید اقتصادی و سیاسی به سه منطقه استراتژیکی مسلط تقسیم شده است.

1-آسیای خاوری
2-  اروپا
3-امریکا

هر یک از این منطقه ها یک قطب اقتصادی دارد که قدرت برتر و توانمندتر دارد .
در آسیای خاوری ----------------    ژاپن
در اروپا            ---------------    آلمان
در امریکا          ---------------    ایالات متحده

قدرت های اقتتصادی نامبرده د ر بالا توانسته اند بر اقتصاد بسیاری از کشورها ی جهان چیره شوند و با ورود بر بخشهای صنعتی،کشاورزی وبازرگانی آن کشورهاپایه های نیرومندی را در صنعت،در بازرگانی و در کشاورزی تشکیل دهند واز این راه بر روند اقتصاد جهانی برتری یابند.

دین اسلام به خاطر کثرت فرهنگی بسیار پر دامنه که در میان کشورهای اسلامی وجود دارد نتوانسته در میان قدرت های بزرگ اقتصادی وسیاسی در شبه قاره های جهان به سوی همگرایی پیش برود.
در این زمینه ”عبدالرحمن بن خلدون تونسی“ در سده چهاردهم میلادی کتاب هفت جلدی  به نام ”تاریخ العبرودیوان المبتدا والخبر فی ایام العرب و العجم و البربر“ نوشته است.