روابط عمومي را هنر هشتم نام نهاده اند. چرا هنر و چرا هشتم؟

هنر است، زيرا اگر چون حضرت موسي(ع) يدبيضا را نيز در دست باشي، باز بي نياز از هنر نيستي و بايد به هنر فصاحت و بلاغت  هارون متوسل شوي و هشتم است چون تقسيم بندي 7 گانه سنتي عرصه هنر، در برابر واقعيت هاي پديده اي نو بنام روابط عمومي در جهان معاصر تاب مقاومت نياورد و لاجرم اين پديده را نيز به جمع خود پذيرا شد.

 اگر در عرصه هنر، تئاتر را هنري جامع بدانيم كه در آن جميع هنرها دخالت دارند و آميزه اي است از موسيقي، دكور، نقاشي، فن بيان، طراحي، لباس، گريم، شعر، نثر، قلم و انديشه و ...بايد روابط عمومي را نيز در عرصه سازمان هاي صنعتي و اجتماعي جهان امروز پديده اي از اين دست بدانيم.

يعني پديده اي آميخته به علوم روانشناسي، مخاطب شناسي، جامعه شناسي، زيبايي شناسي، علوم ارتباطات، تكنيك هاي رسانه اي، فيلم، عكس، انتشارات، قلم، فنون سخنراني، آئين نگارش، طراحي، گرافيك و هزاران هنر ريز و درشت ديگر.

اما در اين ميان، آنچه كه لبه تيغ اثر گذاري اين پديده را تيز تر مي كند دوبال تجربه و خلاقيت است كه در ارزيابي اين دو اهرم، نقش و رنگ خلاقيت، بيشتر است.

در يك كلام مي توان گفت روابط عمومي يعني خلاقيت در توليد انديشه و پديده هاي ارتباطي. خلاقيت عاملي است براي پويايي روابط عمومي. بدون شك در صورت فقدان عامل پويايي آنچه كه از حاصل خرمن روابط عمومي بر جاي خواهد ماند، تكرار است و كسالت عدم اثر بخشي اين هنر لذا كيفيت نيروي انساني در روابط عمومي عامل بس مهمي است.

نيروي انساني شاغل در روابط عمومي بايد همواره با تكيه بر خلاقيت هاي فردي، موجبات ارتقاء گروهي را فراهم سازد. روابط عمومي بيمار آن سازماني است كه نه تنها خلاقيت كارشناسان خود را تشويق و ترغيب نمي نمايد بلكه در صورت بروز و ظهور نشانه هايي از فعاليت و انديشة خلاقانه، با آن برخوردي سرد، بي تفاوت و يا تحزيبي داشته باشد.

معمولاٌ تفاوت كيفيت در فعاليت ها در ارزيابي ميزان خلاقيت ها روشن مي شود و گاه اين خلاقيت ها چنان ظريف و لطيف هستند كه مخاطب، جلوه ظاهري آن را نمي بيند و تنها اثر و حس آن را درك مي كند.

 

اما بايد خاستگاه خلاقيت را نيز بشناسيم.

خاستگاه خلاقيت در انديشه و انگيزه افراد نهفته است. فعاليت هاي تكراري و كليشه اي وقتي با روح يك نفر در كشمكش بود، بايد دريافت كه انديشه اي متفاوت و كمال طلب، آواز نوگرايي سر داده است.

روح طالب خلاقيت بطور مداوم در حال كنكاش و جستجوست در حال جستن زاويه اي ديگر براي يك نگرش جديد است. اگر ديدگاني تنها گرد و غبار بنشسته بر شيشة پنجره را مي بينيد، در همين حال ديدگاني متكي بر انديشه اي متفاوت، مشغول تماشاي طراوات و سرسبزي منظر، پشت شيشه است!

 براي انسان فاقد خلاقيت، كليشه و تكرار نه تنها باعث اذيت و آزار او نمي شود بلكه باعث راحت و آسايش اوست. اما در مقابل، تكرار باعث رنجش انسان خلاق است و رنج پويش، جهت نگاه و پديده اي نو را برخود هموار مي كند.

خلاقيت را در روح طبيعت نيز مي بينيم يك اصل مسلم علمي مي گويد:

ظاهر هيچ پديده اي در عالم هستي با ظاهر آن در ثانيه اي بيش شباهت ندارد.

وقتي به پاره اي از فعاليت ها مي نگريم با تأسف تمام اين سؤال در ذهن آدمي نقش مي بندد كه تو گويي عامل زمان و مكان انگار هيچ تأثيري بر فاعل اين اقدام نداشته است و مصداق اين سخن برخي از فعاليت هاي روابط عمومي است. ساليان سال گذشته است، روش ها و تكنيك هاي متعددي ظهور كرده اند، اما ما همچنان به يك شيوه تكيه داريم و به يك سبك و سياق ره مي پوئيم!

آري اگر بپذيريم روابط عمومي يك هنر است، بايد بپذيريم هنر بدون خلاقيت نيز يعني ركود و بي اثري پس چاره، از خلاقيت ها و نوآوري ها بايد جست و انديشه هاي خلاق را بايد ستود و به جمع خود جذب كرد و در صدر نشاند تا حركت هنر هشتم و روابط عمومي را همواره رو به صدر و صعود تماشا كنيم.

 

منبع: شارا(شبكه اطلاع رساني روابط عمومي ايران)