جلسه اول مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی
دانشگاه جامع علمی کاربردی
مرکز علمی کاربردی جزیره کیش
مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی
نیمسال دوم 89- 1388
تهیه و تنظیم: سعید میرشاهی
Saeed.mirshahi@gmail.com
مقدمه
مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی یکی از حوزه های بین رشته ای در ارتباطات و به طور خاص روابط عمومی است که درک آن نیازمند شناخت مفاهیم زیر است:
روابط عمومی، فرهنگ، فعالیت های فرهنگی، مدیریت
در این رابطه ابتدا باید روابط عمومی را شناخت؛ فرهنگ را تعریف کرد؛ محدوده فعالیت های فرهنگی را تعیین نمود و سرانجام نحوه مدیریت این فعالیت ها را در یک واحد روابط عمومی مورد توجه قرار داد. این اقدام، فهم ما را در تبیین این حوزه بین رشته ای در روابط عمومی، سهل تر خواهد ساخت و به بینش کاربردی مان کمک شایان توجهی خواهد کرد.
فرهنگ، نقطه آغازین بحث
در این رابطه با توجه به سه نکته مهم زیر، تعریف، تشریح و تبیین «فرهنگ» به عنوان نقطه آغازین این مبحث اقدامی منطقی و بجا می نماید:
الف- وسعت معنایی و برداشت های متکثر از «فرهنگ»
ب- تمرکز اصلی مبحث «مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی» بر مفهوم فرهنگ و فعالیت های فرهنگی
ج- آشنایی قبلی دانشجویان با «مدیریت روابط عمومی» به طور کلی به عنوان پیش نیاز این مبحث.
در این رابطه ابتدا تعاریف مفاهیم «فرهنگ»، «مدیریت» و «روابط عمومی» را در نگاهی گذرا مرور خواهیم کرد و سپس با تشریح فعالیت های فرهنگی و جمع بندی مباحث یادشده، «مدیریت فعالیت های فرهنگی روابط عمومی» را مورد توجه قرار خواهیم داد.
فرهنگ چیست: تعریف ناپذیری فرهنگ
شاید هیچ مفهومی در علوم اجتماعی نباشد که تعریف آن به اندازه تعریف فرهنگ متعدد و متکثر باشد. اینکه چرا تعاریف متعددی از فرهنگ وجود دارد، شاید به علت تعریف ناپذیری این مفهوم باشد. در این رابطه سوالات متعددی همواره مطرح بوده است:
آیا فرهنگ قابل مشاهده است یا صرفا یک مفهوم است؟
تعاریف مختلف از فرهنگ به چه معناست؟
آیا فرهنگ پدیده ای چندبعدی است یا تعریف ناپذیر؟ و اصلا تعریف ناپذیری فرهنگ درست است؟
می توان گفت فرهنگ به این دلیل تعاریف متعدد دارد که وجود ندارد یا چیزی خارج از دسترس ماست و یا می توان گفت فرهنگ به این دلیل تعاریف متعدد دارد که خود ما فرهنگ هستیم و نمی توانیم از آن جدا شویم و آن را از بیرون ببینیم.
تعریف ناپذیری فرهنگ به عاملی تبدیل شده که تعاریف ارایه شده از آن تعاریف متدلوژیک (روش شناختی) باشد. یعنی ارایه تعریفی تام و کامل را کنار بگذاریم و تعریفی ارایه کنیم که از آن، استفاده ابزاری یا روش شناختی نماییم به تعبیر دیگر تعریف ما، روشی باشد که به ما کمک نماید تا مقصود خویش را به پیش بریم.
چرا مطالعه فرهنگ ها در عصر حاضر ضروری است؟
در دهه های اخیر موضوع فرایندها و فرآورده های فرهنگی و نیز تحلیل انتقادی در این خصوص در جوامع معاصر ادبیات گسترده و متنوعی را بوجود آورده است. به طور فهرست وار عوامل زیر در گسترش مطالعات مربوط به فرهنگ ها موثر بوده است:
الف- مهاجرت های گسترده و افزایش بی سابقه تماس ها و ارتباطات فرهنگی موجب توجه فزاینده به تفاوت های موجود میان فرهنگ ها شده است.
ب- در کشورهای غربی بعد از جنگ جهانی دوم به دلایل مختلف صحنه فرهنگی کاملا دگرگون شده و صنعت فرهنگ نوعی آمیختگی میان تجارت و فرهنگ بوجود آورده است.
ج- گسترش شبکه های ارتباطی در سطح جهان موجب شده تا رسانه ها نقش عمده ای در اشاعه فرهنگ مدرن ایفا کنند.
د- تکثر فرهنگ ها مانند ظهور فرهنگ توده ای، فرهنگ جوانان، فرهنگ قومی، فرهنگ پست مدرن و غیره گسترش مطالعات فرهنگی را ضروری ساخته است.
ه- فرایند جهانی شدن فرهنگ، واکنش های مقاومت آمیزی برانگیخته و ضرورت بررسی روابط میان فرهنگ و قدرت در سطح بین المللی را آشکارتر ساخته است.
پیشینه تعریف فرهنگ
در تاریخ فرهنگ شناسی از تعریف کلاسیک سرادوارد تایلور در کتابش با عنوان «فرهنگ ابتدایی» به عنوان نخستین تعاریف در این زمینه یاد می کنند: «فرهنگ... مجموعه پیچیده ای شامل دانش ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، رسوم و هرگونه توانایی و عادت دیگری است که به وسیله انسان به عنوان عضو جامعه اکتساب شود»
فرهنگ در این معنای بسیار گسترده میراثی اجتماعی است که همراه با دگرگونی هایی از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد. در معنایی گسترده تر فرهنگ عبارت از همه فرآورده ها و تولیدات انسانی است که در مقابل فرایندها و تولیدات طبیعت قرار می گیرد.
حتی اگر این معنا را گسترش بیشتری بدهیم طبیعت نیز جزیی از فرهنگ می شود زیرا طبیعت به عنوان مفهوم برداشتی انسانی و انتزاعی است و از این رو مانند دیگر پدیده های فرهنگی دارای تاریخ است.
تعاریف تایلور از فرهنگ
تعریف دیگر از تایلور: «فرهنگ مجموعه گسترده ای از مقولات مادی مانند اشیا تا باورها، اسطوره ها و ذهنیت ها را شامل می شود.» در باب نقد این تعریف باید گفت این تعریف نیست زیرا همه چیز را شامل می شود و هر چیری جزء آن قرار می گیرد.
تعریف علمی تر از تایلور: «فرهنگ مجموعه ای از پدیده های مادی و معنوی اکتسابی است که از نسلی به نسل دیگر در یک جامعه خاص منتقل می شود» این تعریف نشان می دهد فرهنگ پدیده ای است دینامیک و پویا که در آن تضاد و تناقض بسیار است. بر اساس این تعریف، ما با «مجموعه» و «پدیده» در فرهنگ سروکار داریم یعنی فرهنگ مجموعه ای است از اجزا یا عناصر مربوط به آن. همچنین منظور از مادی تکنولوژی یا شناخت و ساخته های مادی و منظور از معنوی در این تعریف ایدئولوژی یا شناخت و ساخته های معنوی می تواند باشد.
اکتسابی بودن فرهنگ
در این رابطه وقتی از پدیده های مادی و معنوی در تعریف تایلور استفاده می کنیم، در نهایت به این نتیجه می رسیم که ساخته های مادی و معنوی غیرقابل تفکیک هستند و نمی توان آنها را از هم جدا کرد.
نکته دیگر اینکه فرهنگ، «اکتسابی» است و آموزش داده می شود و آن را در یک جامعه خاص و از نسلی به نسل دیگر انتقال می دهیم. اجتماعی شدن از لحاظ فرهنگی یعنی عناصری که از لحاظ بیولوژیک وارد مجموعه می شوند، از لحاط فرهنگی نیز با این مجموعه منطبق شوند. البته از دیدگاه فرهنگی، ابهام و تداخلی بین دو حوزه اکتسابی و انتسابی وجود دارد یعنی تا چه اندازه هر فرد چیزهایی که فرهنگ نامیده می شود به صورت انتسابی کسب می کند و یا به صورت اکتسابی و اینکه فرهنگ از طبیعت قابل تفکیک است یا خیر.
تعریف فرهنگ از نگاه ویلیامز
به نظر ریموند ویلیامز سه تعریف از فرهنگ را که هرکدام ناظر به بخشی از حوزه های مرتبط با فرهنگ است، می توان ارایه کرد:
فرهنگ فرایند عمومی تکامل و توسعه فکری، معنوی و زیبایی شناختی است. در این تعریف، کل فلسفه و اندیشه و هنر و خلاقیت فکری یک عصر یا کشور می گنجد.
فرهنگ شیوه خاص زندگی مردمی خاص یا دورانی خاص است. در این تعریف، آداب و رسوم، عادات، مراسم و مناسک یک قوم یا دوران جای می گیرد.
فرهنگ فرآورده های فعالیت های فکری و هنری است. در این تعریف، شعر و ادبیات و هنرهای مختلف مندرج است.
طبقه بندی تعاریف فرهنگ
با توجه به تکثر برداشت ها از فرهنگ و ارایه تعاریف مختلف از آن که هر کدام بیانگر زاویه دید و نگاهی متفاوت است، می توان تعاریف فرهنگ را در هفت بخش زیر مورد توجه قرار داد:
1-تعریف تاریخی
2- تعریف رفتاری
3- تعریف ارزشی
4- تعریف کارکردی
5- تعریف ذهنی
6- تعریف ساختاری
7- تعریف نمادین
تعریف تاریخی:
فرهنگ یک میراث اجتماعی و یک سنت است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
نکات مهم تعریف تاریخی:
این تعریف از فرهنگ به گذشته نظر دارد.
وقتی از میراث صحبت می کنیم، مقصود درگذشتگان و پیشینیان تاریخی هستند.
اشتراک درباره میراث فرهنگی هر جامعه نزد افراد، نکته مهمی است.
یک مثال از تعریف تاریخی در خصوص میراث اجتماعی و فرهنگی در ایران، «تعارف کردن» است.
تعریف رفتاری
فرهنگ مجموعه ای از رفتارهای مشترک و آموزش یافته انسان هاست که به نوعی به روش و سبک زندگی تبدیل می شود.
نکات مهم تعریف رفتاری:
فرهنگ رفتاری است که ما انجام می دهیم نه میراثی که برای ما برجای گذاشته شده است.
تعبیر «سبک زندگی» life style و انواع آن در بین اقشار مختلف یک جامعه در این تعریف نهفته است. به طور مثال روستانشینی، شهرنشینی و کوچ نشینی سه سبک زندگی مختلف در جامعه ما هستند که هر کدام فرهنگ خاص خود را دارند.
این تعریف به رفتار افراد جامعه در زمان حال توجه دارد.
مثال برای تعریف رفتاری مانند حجاب مسلمانان در اروپا که ممکن است متناسب با شرایط موجود، منطبق با جامعه محل سکونت رفتار کند و یا حتی به شکل مبالغه آمیزتری رفتار خود را تشدید و نسبت به الزام حجاب اصرار ورزد.
موضوع رفتار مشترک فراتر از این است که چه میراثی را دریافت کرده باشیم و می توان ترکیبی از رفتارها را مدنظر قرار داد.
تعریف ارزشی و آرمانی
فرهنگ مجموعه ای از ارزشها و آرمانهاست و ضوابطی که برای دستیابی به این ارزشها و آرمانها باید به کاربرده شود.
نکات مهم تعریف ارزشی
در این تعریف فرهنگ، حرکتی به سوی آینده است زیرا آرمان چیزی است که در آینده شکل می گیرد و ما از طریق دستگاه ارزشی می خواهیم به آن دست یابیم. مثلا احترام به دیگران موجب خوشبختی می شود.
بر اساس تعریف ارزشی، رفتارها به وسیله آرمان ها و ارزش ها کنترل می شوند.
مثال: فرهنگ های مختلف و خرده فرهنگ های هر فرهنگی رابطه یکسانی با مفهوم پس انداز ندارند. فرهنگ سنتی از پس انداز تامین خانواده و فرزندان در آینده را مدنظر دارد و فرهنگ مدرن و سرمایه داری معتقد است که پس اندازها به آنها و فرزندان برنمی گردد. بررسی این موضوع در قالب رابطه نسلی و نیز تولید مثل یا فرزند دار شدن قابل توجه است.
هر کس به این دلیل رفتار خاصی از خود بروز می دهد که تفکر خاصی از آینده دارد.
تعریف کارکردی
فرهنگ مجموعه ای از روشها و مکانیزم ها برای تنظیم و حل مشکلات کاربردی زندگی است.
نکات مهم تعریف کارکردی:
این تعریف رابطه نزدیکی با تعریف رفتاری دارد.
بر اساس این تعریف فرهنگ رابطه ما را با مشکلات عملی و کاربردی زندگی تعیین می کند.
این تعریف به زمان حال اشاره دارد.
از مثال ها و نمونه های مرتبط با این تعریف زمانی است که فرهنگ ها در کنار همدیگر قرار می گیرند تا درخصوص مشکلات جامعه بشری به یکدیگر یاری رسانند.
تعریف ذهنی
فرهنگ مجموعه ای ذهنیت ها و ایده هاست که به انسان امکان می دهد غراز و رفتارهایش را کنترل و هدایت کند.
نکات مهم تعریف ذهنی:
برداشت----- ادراک ------ رفتار. در این تعریف فرهنگ در «برداشت» و «ادراک» و اینکه چه چیزدر ذهن می گذرد، خلاصه می شود.
موضوع کلیشه ها در تعریف ذهنی فرهنگ نمود می یابد و برداشتی که ما از خودمان یا دیگران داریم و به عبارت دیگر مفهوم انگاره های ذهنی.
نوع برداشت ما نسبت به خود یا دیگران موجب می شود رفتار خودمان را کنترل کنیم.
هر کس در رفتار خودش سعی می کند خود را با چیزی تطبیق دهد که منطقی باشد.
رفتار لوژیک (منطقی) و رفتار استراتژیک در اینجا مفهوم می یابد: رفتار لوژیک مانند احترام نهادن به بزرگترها هنگام وارد شدن به یک محل و رفتار استراتژیک مانند فردی مسن وارد اتاق شود اما ما به عنوان یک جوان بلند نشویم که رفتاری استراتژیک است مثلا فردی که وارد شده قابل احترام نیست یا غیره.
تعریف ساختاری
فرهنگ مجموعه ساختاری است که پندارها، ایده ها و رفتارها با هم ایجاد یک ساختار کرده اند.
نکات مهم تعریف ساختاری:
در این دیدگاه، واقعیت از اجزایی تشکیل شده که کل را می سازند و بین آنها ارتباط برقرار است و برای شناخت تغییرات باید ساختارها را بشناسیم و اینکه تغییر در یک جزء چه تغییری در سایر اجزا بر جای می نهد.
تعریف ساختاری، با دستیابی به قدرت پیش بینی رابطه نزدیک دارد.
ساختارگرایی یک رویکرد استاتیک یا ثابت است اما فهم و تحلیل آن در قالب داینامیک یا پویا میسر می شود.
به طور مثال افریقایی ها سبک خاصی در تغذیه دارند و اینها یک رفتاری است که با سایر رفتارها دارای رابطه است مثلا سبک غذا با سبک خویشاوندی. بر این اساس می توان بررسی یا پیش بینی کرد که مثلا اگر در سبک غذایی آنها تغییر ایجاد شود آیا رفتار سیاسی آنها هم تغییر می کند؟
ادامه تعریف ساختاری
محال بودن این تئوری در این است که وقتی از استاتیک بودن ساختاری خارج می شویم دیگر نمی توانیم از داینامیک بودن صحبت کنیم. مثلا قوم، خانواده، ملت یک ساختار است و چون استاتیک است قابل بررسی اما اگر به داینامیک تبدیل شود قابل بررسی نخواهد بود و اصولا تفکیک آنها از یکدیگر، پویایی یا داینامیک بودن را از بین خواهد برد.
این تعریف نمی تواند عناصر را به درستی تفکیک کند و تعریفی بسیار دشوار است زیرا رابطه پدیده ها بسیار پیچیده است مگر اینکه آن را در اجزای خرد بررسی کنیم یا در سطح لایه های درون ذهنی بمانیم.
تعریف نمادین
فرهنگ، الگوی معانی نهفته در صور نمادین از جمله کنش ها، گفته ها و هرگونه مقوله معنی داری است که افراد بواسطه آن با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و در تجارب، دریافت ها و باورهای هم شریک می شوند.
نکات مهم تعریف نمادین:
تعریف نمادین در سال ها و دهه های اخیر بسیار رواج یافته است.
نمادگرایی بیش از هرچیز در ارتباط با زبان مطرح شد زیرا زبان دارای شکل و محتوای سمبولیک یا نمادین است.
در ابتدا تصور بر این بوده است که زبان بخشی از فرهنگ است اما به تدریج مطرح شد که انسان
می تواند فرهنگ داشته باشد اما زبان نداشته باشد یعنی نبود زبان به مفهوم نبود ارتباطات نیست.
در ابتدا تاکید این بود که همه چیز در نمادسازی زبان خلاصه می شود اما به تدریج مطرح شد که نمادها صرفا در حوزه زبان نیستند و گسترش می یابند.
در تعریف نمادین تاکید این است که باید از سطح کارکردی و بلافصل پدیده های فرهنگی فراتر برویم و ببینیم چه سطح معنایی نمادین وجود دارد و به عبارتی لایه های زیرین را کشف کنیم. به طور مثال کشف این نکته که چرا افرادی که از منابع غذایی فراوانی برخوردارند از گرسنگی می میرند و حاضر نیستند از ان منابع غذایی استفاده کنند.
در تعریف نمادین، تمام پدیده ها معنادار می شوند و این معانی به صورت دینامیک مورد تفسیر قرار می گیرند و ما وارد شبکه معنایی می شویم.
انتقاد به تعریف نمادین
1- شبکه های معنایی در سطح خرد قابل دسترسی هستند نه در سطوح کلان و ای امر حوزه کاری را محدود می کند.
2- همیشه خطر انتزاعی شدن وجود دارد یعنی در نهایت به شبکه ای متراکم می رسیم که خطر انتزاع مطلق یا بی معناشدن عمومی پیش می آید. بنابراین باید سطح تحلیل را خردتر کنیم تا از انتزاعی شدن جلوگیری نماییم مثلا بافت یا زمینه اجتماعی و فرهنگی را لحاظ کنیم. مثلا رابطه استاد- دانشجو را در قالب رابطه یک ساعت بین یک استاد با یک دانشجو در کلاس درس بررسی کنیم.
مدیریت چیست؟
تعاریف مختلفی برای مدیریت ارایه شده است که برخی از آنها به شرح زیر است:
مدیریت فرایند برنامه ریزی ، سازماندهی، رهبری و کنترل تلاش های اعضای سازمان و بکارگیری همه منابع سازمانی قابل دسترس برای رسیدن به اهداف سازمانی از قبل مشخص شده است.
مدیریت فرایند تحصیل دسترسی و تحقق فعالیت ها به طور کامل، کارآمد و از طریق دیگران است
مدیریت عبارت است از هماهنگ کردن منابع انسانی و مادی برای نیل به هدف
مدیریت یعنی علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی برای نیل به هدف های مطلوب با حداکثر کارآیی (هانری فایول)
مدیریت فرایندی است که بوسیله آن کوشش های فردی و گروهی به منظور نیل به هدف مشترک هماهنگ می شود.
مدیریت انجام دادن کارها بوسیله و از طریق دیگران است.
ویژگیهای تعاریف مدیریت
مدیریت یک فراگرد است (رویدادها و فعالیت های مربوط به هم که درجهت اهداف واحد فعالیت می کنند)
مدیریت هدایت رهبری تشکیلات سازمان یافته است.
مدیریت بر فعالیت های هدفدار متمرکز است.
مدیریت موثر، وظیفه تصمیم گیری برای دستیابی به نتایج مطلوب را بر عهده دارد.
مدیریت، مصرف بهینه و مدبرانه امور است.
و بر این اساس: مدیر کسی است که کارها و امور سازمان را به بهترین نحو ممکن از طریق دیگران انجام
می دهد.
روابط عمومی چیست؟
همانند مدیریت، تا کنون تعریف های متعددی از روابط عمومی نیز ارایه شده است اما آنچه در این تعاریف قابل توجه می نماید تاکید بر این نکته است که روابط عمومی یک فعالیت و اقدام مدیریتی است.
تعريف ركس هارلو از پيشگامان روابط عمومي در جهان و بنیانگذار انجمن روابط عمومی آمریکا معتقد است روابط عمومي عبارت از دانشي است كه توسط آن، سازمان ها آگاهانه مي كوشند به مسئوليت اجتماعي خويش عمل كنند تا بتوانند تفاهم و حمايت كساني را كه براي مؤسسه اهميت دارند، به دست آورند. وی 500 تعریف ارائه شده درباره روابط عمومی را جمع آوری و پس از بررسی آنها می گوید:
«روابط عمومی یک وظیفه و یک کار مدیریتی مشخص است که به ایجاد و حفظ و خطوط دو جانبه ارتباطی، درک دو جانبه و همکاری متقابل بین یک سازمان و عموم مردم کمک می کند، یک وظیفه مدیریتی است که مستلزم و دربرگیرنده مدیریت مشکلات یا مسایل است، به مدیریت کمک می کند پیوسته از نظرات عموم آگاه و نسبت به آنها به اعتنا و پاسخگو باشد مسئولیت مدیر را برای خدمت در راستای منافع عموم تعریف و تأکید می کند، به مدیریت کمک می کند تا با شجاعت تغییر را بپذیرد و به نحوی مؤثر آن را به خدمت بگیرد، به عنوان یک سیستم هشدار اولیه کار می کند تا به پیش بینی روندهای محیطی کمک کند، واز تحقیق و تکنیک های ارتباطی اخلاقی معقول ومناسب به عنوان ابزار اصلی اش استفاده می کند»
سایر تعاریف روابط عمومی
ادوارد برنیز یکی از بنیانگذاران این رشته نیز از جمله نخستین افرادی بود که روابط عمومی را به عنوان یک حرفه اصیل و جدی تعریف کرد. تعریف وی در سال 1952 هنوز هم یکی از ساده ترین و در عین حال دقیق ترین تعاریف این رشته است. وی می گوید: «روابط عمومی عبارت است از:
1- اطلاعاتی که به مردم داده شود.
2- تلاش های ترغیبی به منظور تغییر گرایش ها و رفتار مردم
3- کشش در همبسته ساختن نگرش ها و اقدامات یک مؤسسه با مخاطبان خود و متقابلاً نگرشها و اقدامات مخاطبان با مؤسسه»
جیمز گرونیک و تاد هانت در کتاب «مدیریت روابط عمومی» در تعریف روابط عمومی آورده اند: «مدیریت ارتباط بین یک سازمان و عموم مردمی که با آن سازمان به نحوی سرو کار دارند.»
سایر تعاریف روابط عمومی
اسكات. ام.كاتليپ صاحبنظر روابط عمومي در جهان نیز معتقد است: «روابط عمومي، اداره كردن وظايف، شناسايي و ايجاد، حفظ و نگهداري روابط مطلوب وحسنه بين سازمان و جامعه است، جامعه اي كه توفيق و ناكامي يك سازمان به آن وابسته است.»
واتسون دان معتقد است «روابط عمومی یکی از وظایف یا عملکردهای مدیریتی است، که برای تلفیق نیازها و علایق یک سازمان یا شخص با علایق و نیازهای مخاطبان متفاوتی که آن سازمان یا شخص دارد ارتباط دوسویه برقرار می کند.»
به نظر کانفیلد: «روابط عمومی «فلسفه اجتماعی مدیریت» است و مدیران مسئولیت شناس این فلسفه را با کمال صراحت در مقررات و خط مشی های موسسه خود بیان و کلیه اقدامات را با فلسفه اجتماعی خود منطبق می کند. آنگاه کلیه اعمال و اقدامات را که ناشی از فلسفه اجتماعی مدیریت است به اطلاع مخاطبان می رساند تا حسن تفاهم و حسن نیت را جلب کند.»
طبق این تعریف، روابط عمومی از چهار عنصر تشکیل شده است:
روابط عمومی فلسفه اجتماعی مدیران است.
بیان این فلسفه به هنگام اتخاذ خط مشی یا سیاست موسسه
اعمال و اقداماتی که ناشی از آن خط مشی باشد.
شرح و توضیح و تفسیر سیاست ها یا خط مشی موسسه یا سازمان به مردم و دفاع از آن سیاست ها به منظور جلب تفاهم و حسن نیت مردم
نقاط مشترک تعاریف روابط عمومی
کلید واژه های تعاریف روابط عمومی و نقاط مشترک تعاریف:
تعمدی یا آگاهانه: روابط عمومی فعالیتی ارادی و تعمدی و هدفش تاثیرگذاری، درک، ارائه اطلاعات و درک بازخورد است.
برنامه ریزی شده: فعالیت روابط عمومی، فعالیتی سازمان یافته است.
عملکرد: روابط عمومی موثر بر پایه سیاست های واقعی و عملکرد استوار است.
منفعت عموم: فعالیت روابط عمومی باید هم برای سازمان و هم برای عموم مفید باشد.
ارتباط دوطرفه: روابط عمومی، فراتر از یک بخش و توزیع یک طرفه اطلاعات است.
وظیفه مدیریتی: روابط عمومی وقتی موثر است که بخش اساسی و همیشگی از فرایند تصمیم گیری مدیران ارشد سازمان باشد.
جمع بندی تعاریف روابط عمومی
با این توصیف، روابط عمومی فعالیتی مدیریتی است که برای فهم و درک دقیق تر آن، آگاهی از نقش ها و وظایف مدیریتی از جمله برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، بودجه بندی، کنترل و نظارت، تصمیم گیری و نیز مکاتب مهم مدیریتی مانند کلاسیک، نئوکلاسیک، سیستمی، اقتضایی، استراتژیک و تئوری نقش ها مهم و اساسی به نظر می رسد.
انجمن علمی دانشجویان روابط عمومی ، مرکز آموزش عالی علمی - کاربردی واحد کیش در اسفند ماه سال 1387 با هدف بسط و گسترش علوم ارتباطات ، توسط دانشجویان علمی - کاربردی واحد کیش راه اندازی شده است. کلیه دانشجویان این مرکز در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شدند.