به مناسبت روز جهاني ارتباطات
                                         توهم دانايي در عصر ناداني


                            سعيد ميرشاهي

در خانه ات هستی و می بینی / در ژرف اقیانوس آرام /  نسل فلان ماهی –
هزاران سال پیش از ما –   نابود گردیدست
در خانه ات هستی و می خوانی / نور فلان سیاره صدها سال نوری - تا بگذرد
از کهکشان ما /  پهنای این هفت آسمان را درنوردیدست!
در خانه ات هستی و از این گونه بسیار / هر روز می بینی و می خوانی و می
دانی / اما نمی دانی
اینک سه روز است / همسایه ات تنهای تنها در اتاقش/ از این جهان بی ترحم
چشم پوشیدست!
همسایه ی بیمار  / همسایه ی تنها  / داروی قلبش را / در استکان هم ریخته
/ نزدیک لب آورده  / آه اما ننوشیدست!
 آشفتگی هایی گواهی می دهد: تا با خبر سازد شما را یا شمایان را / بسیار کوشیدست.
همسایه ای امروز می گفت: - البته با افسوس –
من سایه اش را گاه می دیدم / از پشت شیشه/ مثل اینکه مشت بر دیوار می زد! /
و آن دیگری افسرده - می افزود - : من هم صدایی می شنیدم / از پشت در  بی
شک  / تنهایی اش را زار می زد  ! (فريدون مشيري)



...و امروز یکبار دیگر «ارتباط» در عرصه گیتی جلوه گری می کند و با دستان
شفابخش خود کنج نشینان را از پستوی نهان خود به فضای بیکران ارتباط سوق
می دهد. وه! که چه دل انگیز است این شور و هیاهوی ارتباطی!

اما به راستی از کبوتر و دود و غار هنوز هم خبری هست؟ آن روزها که در زیر
کرسی های داغ راویان رویدادهای کهن از شکوه و جلال نام آوران و یلان
سرفراز دم می زدند و ایرانیان و تورانیان در مقابل یکدیگر صف آرایی و زال
و رودابه، بیژن و منیژه قصه های عاشقی روایت می کردند؛ آن روزها را
یادتان هست؟ روز «ارتباط» با فرهنگ، تاریخ و هویت هزاران ساله مان را می
گویم.

اکنون بگذارید بر مرکب راهوار نخستین دهه های شكوفايي تمدن غرب بنشینیم.
آن روز که فاتحان عصر رنسانس «چاپ» را اختراع کردند تا تمامی افکار و
اندیشه های بشری را در سرتاسر عالم بگسترانند. آن روزها را یادتان هست؟
همان دهه ها و سالهایی که پیشرفت دانش های بشری آن چنان مردمان گیتی را
مست و سرشار از باد غرور کرده بود که اندیشه «خدا مرده است» در عقلانیت
بشر طنازی می کرد! به راستی آن روزها را یادتان هست؟

اگر ارسطو در يونان باستان با الگوی ارتباطی گوینده، گفتار و  شنونده
صدها سال قبل از میلاد مسیح باب سخن درباره ارتباط را به مفهوم حقيقي اش
گشود، اکنون مانوئل کاستلز بر فراز برج هاي دوقلوي فروريخته نيويورك و از
بام منهتن از چالش های قدرت، هویت و فرهنگ در «عصر اطلاعات» مي گويد تا
مفهوم نوین ارتباطات را رمزگشايي كند.

عصر امروز عصر نادانی انديشمندان هزاره سوم است. کدام اندیشمند و
ابرپژوهشگر ارتباطی می تواند سواد اطلاعاتی خود را به رخ بکشد چنانکه
فیلسوفان و حکیمان قرون پیشین کرده اند؟ کدام گوش شنوایی است که اکنون
درد ارتباط به مفهوم مفرد این واژه را شنونده باشد اما از آن سوي، در
اقیانوس بیکران توهم دانایی غرق نشده باشد؟ کدام وسیله ارتباطی نوینی است
که همین فردا طبل مرگش کوفته نشود و کدام پیام ارتباطی است که در این
هیاهوی محشرگونه هزاره جديد مدعای انتقال معنای حقیقی اش باشد: «آيا
وسيله همان پيام است؟» و يا اينكه «پيام يك وسيله است، يك ابزار؟»

نیل پستمن منتقد آمريكايي، اگرچه سالهای چندی است که رخت خويش بربسته اما
آواز نوشته هایش در
" زندگی در عیش مردن در خوشی" همچنان در ازدحام بزرگراه هاي اطلاعاتي
جناب ال گور خودنمايي مي كند.

اكنون انديشمندان و نخبگان ارتباطي در گردهمايي هايي كه به مدد فناوري
هاي نوين رنگ و بوي تازه اي يافته است و با عرض اندام انواع تله كنفرانس
ها و ارتباطات دور، و به مدد ويدئو پروژكتورها، بر كرسي هاي زرين و تخت
هاي روان مي نشينند و در پي اثبات دانايي خويشند. الحق كه اين ميهمان
خوانده و ناخوانده اين صاحبخانه را بدجوري دچار «توهم دانايي» كرده است.
همگي مات و مبهوت از انبوه اطلاعات و شگفتي هاي دنياي وب، در چت روم ها و
فيس بوك ها، هويت نوين خويش را نظاره گرند و كالاي جديد جامعه اطلاعاتي
يعني هويت اختاپوسي و طاووسي شان را چه رايگان و ارزان مي فروشند. اين
كاسبان و دوره گردهاي قرن 21 اكنون به عالم و آدم ريشخند و نيشخند مي
زنند و ژست آگاهي را در جامه فاخرشان به بي خردان و نادانان از همه جا بي
خبر به معرض ديد مي گذارند. چه نمايشگاه بي نظيري!

اما حقيقت چيست؟ ارتباطات به سرعت مرزهای تاریخ را در می نوردد و همگان
در حالی که از ارتباطات الکترونیک، روابط عمومی حرفه ای، جهاني شدن و
جامعه اطلاعاتي، و جامعه دانشی سخن می گویند بیش از هر چیز بر نادانی و
انزواي خود صحه می گذارند.

خبر جديدي در راه است: خبري شگفت و البته واقعي! نهضت سوادآموزي، اكنون
ثبت نام دوره جديد خود را آغاز كرده است و اين بار آنان كه محكوم به بقا
در حيات مدرن هزاره سوم اند، ناگزيرند درس پيش نياز قرن 21 را بگذرانند و
اتفاقا مخاطبان نهضت جديد سوادآموزي اين بار غول هاي دهكده جهاني هستند:

جناب آقايان لاسول، لازارسفلد... و بويژه حضرت آقاي مك لوهان و تمامي
اعضاي دهكده جهاني!

به كلاس نهضت سوادآموزي جامعه دانش بنيان هزاره سوم خوش آمديد. پيغام اين
دوره آموزشي رايگان را كبوتر الكترونيكي كلاس زمزمه مي كند:


"توهم دانايي در  هزاره  ناداني"



میرشاهی
بیست و ششم اردیبهشت ماه 1389

نشانی اصلی درج مطلب : وبلاگ جماعت مجازی
  http://www.ejamaat.blogfa.com/post-26.aspx