کارکردهای رسانه ای و خبری وبلاگ
مائده سادات موسوي محمدي*
چكيده
مقاله حاضر در نظر دارد، با رويكرد استفاده و خشنودي و با تاكيد بر فضاي وبلاگها به عنوان يك عرصه مجازي تاثيرگذار به تحليل و بررسي پديده در حال ظهور «وبلاگژورناليسم» بپردازد. در شرايط سانسور و محدوديتهاي خبري در يك جامعه، وبلاگها در نقش يك رسانه مردمي و جايگزين نه تنها خلاءها و نيازهاي پنهان خبري جامعه را جبران ميكنند، بلكه امروز وبلاگها حاشيهاي بر جريان اصلي خبرها هستند و به بخش سانسور شده مطبوعات و رسانهها تبديل شدهاند كه در اين مقاله با استفاده از روش توصيفي و انتقادي، نقشها و در عين حال ضعفهاي رسانهاي وبلاگ مورد بررسي قرار ميگيرد. مطالعه موردي اين مقاله نيز بر كاركرد خبري وبلاگها و تعامل دو عرصه روزنامهنگاري و وبلاگنويسي تاكيد دارد. اين مقاله در پايان نشان ميدهد، وبلاگها نشانههاي ابتدايي و مقدمهاي بر پديده سايبرژورناليسم هستند كه به تدريج و با تجربه اين فضا شاهد ظهور ادبيات جديدي در اين عرصه؛ يعني «وبلاگژورناليسم» هستيم.
واژگان كليدي: وبلاگ و رسانه، وبلاگنويسي و روزنامهنگاري، كاركرد خبري وبلاگها، وبلاگژورناليسم.
مقدمه
فضاي مجازي و وب به عنوان بستر به اشتراک گذاري دانش و اطلاعات امروزه نقش مهميدر شکلگيري هويت مجازي و يا هويت شبکهاي براي مردم کشورهاي مختلف دارد. آنها با حضور در اين دنياي مجازي با يکديگر ارتباط برقرار ميکنند و به تبادل آرا و نظرات خود ميپردازند. بسياري از روابط معمولي انساني در اين حوزه رنگ و بوي ديجيتال به خود گرفته است. تمام اين اتفاقات چه در حالت خود آگاه و چه در حالت ناخودآگاه توسط افرادي صورت ميگيرد که از نظر سطح دانش و موقعيت اجتماعي در شرايط مختلفي قرار دارند و برحسب نياز و توان خود اقدام به دريافت و يا نشر اطلاعات ميکنند و با اين کار در شکلگيري و تکوين پايههاي جامعه اطلاعاتي تاثير بسزايي دارند. در اين ميان ظهور و توسعه هزاران سايت و وبلاگ فارسي زبان صرف نظر از کيفيت، طي چند سال اخير حکايت از تحولي اساسي در ديدگاه مردم به موضوع اطلاعات و اطلاع رساني دارد.
در اين بين وبلاگ، يك رسانهي مدرن است و همهگير بودن، يكي از ويژگيهاي مهم اين رسانه است. رسانهاي كه فرد ميتواند در آن بدون محدوديتهاي مرسوم رسانههاي ديگر، قلم بزند. وبلاگ، سايت اينترنتي است كه از سوي عامهي مردم و اكثريت خاموشي نوشته ميشود كه به دليل عدم دسترسي به رسانهها و عدم نياز به دانش فني و تخصصي، واگويههاي خود را در اختيار شهروندان جامعهي مجازي، قرار ميدهند.
برخي در اين ميان معتقدند كه وبلاگ تا تبديل شدن به رسانهاي كه تمام ويژگيهاي مشخص و كامل آن را داشته باشد، فاصله زيادي دارد و هنوز كاربرد همان صفحهي شخصي و روزنگاريهاي فرد را دارد. ولي در مقابل عدهاي وبلاگ را رسانهاي كامل ميدانند كه فراتر از صرفا شخصينويسي است. عدهاي نيز وبلاگ را رسانهي ناقص و برخي وبلاگ را رسانهاي غير رسمي و يا وسيلهي ارتباط شخصي ميدانند. اما بدون شك وبلاگها بازتاب شرايط جامعه واقعي هستند و وبلاگنويسها ژانر اوليهي ژورناليسم مدرن را تشكيل ميدهند.
ديويد واينر(1998) اولين وبلاگ نويس دنيا، وبلاگها را نوشتههاي خاصي ميداند كه طي يك روند اتوماتيك، در قالبهاي پيش ساخته ريخته ميشوند و بالقوه در دسترس همه و در عمل در اختيار بخشي از يك اجتماع كه به صورت مجازي در اين فضا گرد هم آمدهاند، قرار ميگيرند. واينر، همچنين يكي از جذابيتهاي وبلاگ را سادگي و نيز ويراسته و پيراسته نبودن آنها ميداند.
كاركرد خبري و اطلاع رساني در وبلاگها بدون هرگونه محدوديت، از فاكتورهايي است كه آنها را در جايگاه رسانه قرار ميدهد. امكان تغييرات آنلاين و سريعي بر روي وبلاگها وجود دارد که ميتوان محتواهاي آن را بارها تغيير داد، در صورتي كه كه رسانهها در اين مورد با محدوديت و حساسيت بيشتري مواجه هستند. در شرايطي كه اطلاعرساني به طور كامل صورت نگيرد، وبلاگها نقش رسانههاي جايگزين را ايفا ميكنند. در حال حاضر در جامعهاي قرار داريم كه هر كسي ميتواند به صورت بالقوه يك فرستنده و حتي يك روزنامهنگار باشد، به طوري كه فرد فضايي را براي خود تعريف ميكند كه در آن نه تنها فرستنده، كه گيرنده نيز هست. به اين ترتيب در اين مقاله پديده وبلاگ در نقش يك رسانه و كاركردهاي خبري آن كه در نهايت ميتواند به تولد پديده «وبلاگژورناليسم» منجر شود، مورد تحليل و بررسي قرار ميگيرد.
رويكرد نظري
وقتي از خودمان ميپرسيم مردم از رسانهها چه استفادهاي ميکنند، خود بخود به سمت رويکرد استفاده و خشنودي کشانده ميشويم. کاتز (1959) معتقد است که مخاطب محتواي رسانه را انتخاب ميکند و توانايي مخاطب بيش از آن است که قبلاً تصور ميشده است. او با اينگونه مفهوم سازي مخاطب، نظريه “استفاده و خشنودي” را مطرح کرد. رويکرد استفاده وخشنودي هم مثل ساير رويکردها براي ارزيابي پيامدهاي انساني فناوريهاي نوين ارتباطي کاربرد دارد(زارعيان،1383). اين رويکرد به دليل ماهيت آن، كه مخاطب- محور است، يکي از موفقترين رويکردهاي ارتباطي در فضاي مجازي محسوب ميشود (شارون آنگلمن، 2000). به دليل افزايش تنوع و همچنين بالا رفتن قدرت انتخاب مخاطب احتمال دارد، اين رويکرد در آينده به شاخههاي چندي تقسيم شود تا بتواند جنبههاي مختلف انساني فضاي مجازي را توصيف کند(مك كوايل،1382).
پرس و دان (1995) استفاده از كامپيوترهاي خانگي را در كنار ساير وسايل ارتباط جمعي مورد مطالعه قرار دادند. اين مطالعه بر اساس تحقيق گرينبرگ(1974) طراحي شده بود كه در آن از نظريه استفاده و خشنودي براي سنجش ميزان خشنودي كه مردم از رسانهها بدست ميآورند استفاده شده بود. تحقيق ملي پرس و دان نشان داد كه بين كاربران اينترنت هم مقدار كمياز فعاليتها به امور آموزشي اختصاص دارد. بسياري از مردم از اينترنت براي تفريح، وقت گذراني، فراموش كردن مشكلات، غلبه بر احساس تنهايي و سرگرم شدن استفاده ميكنند (سورين و تانکارد، 1380).
مطالعهاي بر روي دانشجويان به برخي سوالات در مورد اينکه رويکرد استفاده وخشنودي چه استفادههايي ميتواند در فضاي مجازي داشته باشد پاسخ ميدهد. چانگ (1998) براي گروهي از دانشجويان يك پيام الكترونيك ارسال کرد و از آنها در مورد دلايلشان براي بازديد از وب سايتها پرسيد. اين دلايل به سه دسته 1- خصوصيات رسانهاي، 2-موقعيتهاي مواجهه و 3- دسترسي تقسيم شدند. نتايج اين تحقيق نشان داد که از بين خصوصيات رسانهاي، آني بودن (آگاه شدن از اتفاقات بلافاصله پس از رخ دادن آنها) و ثبات دسترسي به اخبار (هر وقت که تمايل براي آگاه شدن وجود داشته باشد) مهمترين دلايل استفاده از وبسايتها براي کاربران هستند.
روششناسي
روش اتخاذ شده در اين مقاله روش توصيفي و انتقادي است. اين روش يكي از روشهاي متداول در فهم رسانه است كه به فاكتورهايي كه ديده نميشود توجه ميكند. مفاهيم عام در اين روش به صورت عيني ديده نميشود. بنابراين براي درك اين مفاهيم بايد از حوزه مشاهده خارج شد. اين در حالي است كه در مطالعات انتقادي به “موقعيت” توجه ميشود و رسانه را عاملي براي كنترل اجتماعي ميداند. بنابراين جنبه عام و طبيعي رسانه زير سوال ميرود. چنانچه گفته شد وبلاگها امروز رسانههاي جايگزين و خانه دوم روزنامهنگاران هستند كه بسياري از ناگفتهها و نبايدهاي خبري و رسانهاي را به چالش ميكشند و از سويي ديگر خلاﺀ رسانههاي آزاد را در جامعه پر ميكنند.
وبلاگ؛ در نقش يك رسانه
وبلاگ يك صفحه شخصي در فضاي مجازي است كه فرد به طور روزآمد، علائق و درونيات خود را به صورتي كاملا تعاملي در آن منتشر ميكند. در دنياي امروز ارتباطات و اطلاعات كه فضاي مجازي و اينترنت نقش بسزايي در تبادل اطلاعات ايفا ميكند، وبلاگ در حال تبديل شدن به يك رسانهي قوي و در عين حال متفاوت از ويژگيهاي مرسوم ديگر رسانهها و مطبوعات است. اگر با نگاه دههي 90، جامعهي تودهواري را ببينيم كه مجموعهي افراد تحت تاثير يك سري القائات قرار ميگيرند، وبلاگ در چنين جامعهاي اعتباري ندارد، زيرا دراين گونه جوامع، رسانه به پديدهاي گفته ميشود كه مورد تاييد رسمي است و قابليت استناد و پيگيري دارد(كاستلز،1380) و اين چنين قطعا وبلاگ، جايگاهي ندارد. اما زماني كه پا به هزارهي جديد ميگذاريم، وبلاگ تاثير زياد، جايگاه مستقل و تعريف و كاركرد كاملا مجزايي دارد و تا پيش از اين، كه در جامعههاي توده وار، تعريف عام”رسانههاي ارتباط جمعي” مرسوم بود، وبلاگها امروز توانستهاند، به”رسانههاي ارتباط شخصي” تبديل شوند.
جايگاه اوليهي وبلاگ اين بود كه فرد واگويهها و درونيات خود را در فضاي مجازي مطرح كند، خواه كسي آن را بخواند، خواه به آنها مراجعه نكند. اما به دليل اينكه، امروزه وبلاگها توانستند بسياري از مسائل را به زبان شيواتر و ملايمتر بيان كنند با اقبال گستردهاي مواجه شدند. اين اقبال و استوار بودن قلمها، موجب اعتبار بخشي و استناد ديگر رسانهها به وبلاگ شد و به تدريج وبلاگهايي كه داراي مقبوليت بيشتري بودند، شناخته شدند و تا حدي استناد و بازديد كنندهي بالا نيز جايگزين امر اوليهي خبر نوشتن در وبلاگ شد.
به اين ترتيب وبلاگها ميتوانند پلي براي ارتباط افراد با جامعه باشند و به همين دليل ماهيت رسانهيي پيدا ميكنند. اما اين موضوع که به واقع و با چه گسترهاي ميتوان وبلاگ را به عنوان يک رسانه قلمداد کرد، نياز به بررسي بيشتري دارد. اينكه وبلاگ را رسانه بدانيم يا خير، بستگي به نگاه ما به رسانه دارد؛ به اين معني كه اگر رسانه را پل ارتباطي براي تعامل بين افكار عمومي و نخبگان بدانيم، وبلاگها را ميتوان، رسانه تلقي كرد، چرا كه اين امكان را پديد ميآورند تا افراد بتوانند به راحتي با جامعه ارتباط برقرار كنند.
در وبلاگها، لينكهاي زندهي زيادي وجود دارد و داشتن لينك جزو محسنات آنها محسوب ميشود. در صورتي كه در رسانهها، تا اين حد نميتوان از لينكها استفاده كرد. از سويي ديگر، رسانههاي رسمي داراي شناسنامه هستند و با توجه به جايگاه قانوني، كنترلهايي هم روي آنها صورت ميگيرد(شكرخواه،1381)، در حالي كه در وبلاگها به اين صورت نيست.
در عين حال وبلاگنويسي، نوعي روزنامهنگاري سطحي است. چرا كه وبلاگ بيشتر در حوزهي روزنامهنگاري در نظر گرفته ميشود، زيرا در طول تاريخ، روزنامهنگاري فضاي بازتري به نسبت راديو و تلويزيون كه در اختيار دولتها بوده، داشته است و وبلاگ نيز غير دولتي و برخوردار از فضاي باز است. از طرفي، وبلاگنويسي از نوع روزنامه نگاري عمقي (تحليلي و تحقيقي) نيست، بلكه نوعي روزنامهنگاري سطحي است، اگرچه برجستگيهايي را نسبت به روزنامهنگاري سطحي دارد.
وبلاگ رسانهاي براي تعامل موافقان و مخالفان است. در روزنامه، يك تعامل دو جانبه وجود دارد، به طوري كه دولت و مردم از طريق روزنامهها، حرفها و انديشههاي خود را منتشر ميكنند، ولي در وبلاگ تعاملات چندگانهاي وجود دارد. مردم، مسوولان، روزنامهنگاران، موافقان و مخالفان همگي ميتوانند نظرات خود را ارايه دهند و در توليد پيام آن سهيم باشند. با اين حال عدهي خاصي در توليد روزنامه نقش دارند، اما وبلاگ را همگان توليد ميكنند. از طرفي وبلاگ يك دفترچهي يادداشت شخصي نيست، بلكه اظهارات فرد يا افرادي دربارهي مسايل اجتماعي است.
وبلاگ رسانهي اكثريت خاموش است و توسط آن، نظرات و انديشههاي اجتماعي اكثريت خاموش در حال تكثير و توسعه است، بنابراين وبلاگ يك رسانهي مردمي و همگاني است نه شخصي. اما به نظر ميرسد طي پنج سال آينده، وبلاگها نقش اصلي را به عنوان مهمترين رسانهي اطلاعرسان به عهده خواهند گرفت و منبع اصلي ارسال و دريافت پيام به همگان خواهند شد. البته نقش تحليلي همچنان براي مطبوعات و به طور خاص روزنامهها، به عنوان يك مسووليت اجتماعي باقي خواهد ماند(زندكريمخاني،1385: 12). اين مساله در حالي است كه اعتماد كمتري به وبلاگ در مقايسه با رسانههاي سنتي وجود دارد. رسانههاي گذشته براي مردم عقل كل بودند، يعني افرادي كه يك روزنامه را ميگرداندند، از ديدگاه مردم، شاخص و فهيم بودند. ولي وبلاگها از ديدگاه عموم، عقل افراد هستند، بنابراين نميتوانند به وبلاگ به عنوان يك منبع قابل اعتماد بنگرند.
پديدهي وبلاگ، در حال حاضر توانسته خود را به عنوان يك رسانه مطرح كند، تا آن جايي كه برخي شخصيتهاي كشوري و افراد كه براي خود وبلاگ ايجاد ميكنند، مورد توجه اهل رسانه قرار ميگيرند كه اين مساله نوعي اعتبار بخشيدن به وبلاگ نيز هست. اما وبلاگها اساسا زماني آمدند كه واگويهي افراد، حديث نفس و شرح حال آنها به زبان عاميانه و ملايم بودند و تفاوت وبلاگ با ساير رسانههاي رسمي، در عاميانه نويسي مطالب آنهاست. در اين فضا امكان نظر گذاري و همچنين استفاده از نظرات وجود دارد، به طوري كه فرد هدفي براي نقد ميشود و به نوعي فرستنده سالاري از بين ميرود و اين چنين ما شاهد دموكراسي دراين فضا هستيم(ساروخاني،1382). ويژگي ديگر وبلاگ آن است كه افراد در اين فضا به نوعي سردبير خود هستند و مانند روزنامهنگاران كاغذي، نيازي به دبير و سردبير ندارند.
وبلاگها به دليل آن كه سازمان رسانهاي خبرگزاريها را ندارند، فارغ از محدوديتهاي آنها هستند، همچنين يك خبرگزاري گاهي اوقات سرعت انتشار اخبار را مانند وبلاگها ندارد. هم اكنون تعداد خبرنگاران و ميزان پوششي كه بزرگترين خبرگزاريهاي دنيا نسبت به يك واقعه دارند، هيچ گاه به اندازهي وبلاگها نيستند. امروزه وبلاگها در جبههاي قرار دارند كه با ديگر خبرگزاريها در حال رقابت هستند و به دليل آن كه سياستهاي خبري و فشارهاي صاحبان سرمايه براي نحوهي انتشار اخبار در وبلاگها وجود ندارد، مجموعههاي مستقلي هستند.
وبلاگها با وجود آن كه نوپا و داراي اشكالات زيادي هستند، ميتوانند به عنوان يك رقيب جدي براي رسانههاي بزرگ جهان تبديل شوند و معمولا خود را به عنوان رسانههاي جهاني شناساندهاند. چنانچه در جنگ لبنان، طوفان كاترينا و حوادث ديگر، وبلاگها نقش اول را ايفا كردند. در حوادث مختلف، وبلاگها به عنوان نماد وجود انسانها و افراد عادي مطرح ميشوند و به اطلاع رساني ميپردازند. در جايي كه رسانهها دچار محدوديت هستند، وبلاگهاي تاثيرگذار و فعال از ابتدا، حاشيهاي بر جريان اصلي خبر بودند كه در مجموع اين حاشيهها بيشتر مورد قبول و توجه مخاطبان قرار ميگيرد.
بعضي وبلاگها به بخش سانسور شدهي مطبوعات تبديل شدهاند، زيرا روزنامه نگاران در هر حوزهاي، ناگفتهها و مطالب غير قابل چاپ خود را در وبلاگها منعكس و وبلاگها به عنوان نيمكت ذخيره و پشتيبان رسانهها عمل ميكنند. افراد در وبلاگها، فضاي بهتر و بيشتري براي بيان ناگفتههاي خود دارند و مجازي و پيچيده بودن اين ابزار، آن را از اعمال فشارهايي كه بر ساير رسانهها ميشود، مصون كرده است. به اين ترتيب ميتوان اميدوار بود كه وبلاگها خلاء روزنامههاي آزاد را به نحوي پر كنند.
ضعفهاي رسانهاي وبلاگ
مشخصهي وبلاگ نويسي، قرار نداشتن در قالبهاي كليشهاي است، قالبهايي كه تعريف و قانون خاصي براي آن وجود ندارد. بنابراين اين مساله افراد را وادار ميكند كه شرايط دلخواه خودشان را بدون هر گونه قيد و شرطي در وبلاگهاي شخصي و گروهي خود به مخاطبان عرضه كنند.
زماني كه وبلاگنويس، خود تعيين كننده تمام شرايط وبلاگ باشد، باعث ايجاد يك نوع آشفتگي و آسيب در آن نيز ميشود، مانند وقتي كه يك انسان گرسنه با يك سفرهي رنگين غذا مواجه ميشود و نميداند كه از كدام يك بايد بخورد. متاسفانه در وبلاگهاي روزنامهنگاران نيز اين آشفتگي وجود دارد. زيرا آنها نيز همچون انسانهاي گرسنهاي هستند كه با فضاي شخصي وبلاگ مواجه شدند و هيچ وحدت موضوعي در وبلاگهاي آنها وجود ندارد.
در شرايط كنوني ميتوان در ايران به وبلاگ به عنوان يك رسانهي غير رسمي نگاه كرد. ضعف هويت در وبلاگ باعث ميشود كه نتوان به آن يك رسانهي كامل اطلاق كرد. يكي از هويتهاي هر رسانه، شناخت سرمداران و سپس قابل اعتماد بودن آن است. اين در حالي است كه ضعف هويت در وبلاگ باعث ميشود نتوان به آن اعتماد كرد(حسني،1385). عدم اعتماد به وبلاگ به اين معناست كه دروغ پردازي ميتواند در آن وجود داشته باشد و برعكس ساير رسانهها كه قابل پيگيري است، در وبلاگ تكذيب وجود ندارد. بنابراين وبلاگ نه يك رسانهي كامل كه به لحاظ ارتباطي يك رسانهي ناقص است. وجود وبلاگهاي هرز در اين عرصه نيز باعث كاهش اعتبار آن ميشود. البته وبلاگهاي با هويت مشخص و حرفهاي را ميتوان به عنوان يك رسانه دانست.
بنابراين با وجود آن كه وبلاگها در زمينهي خبري و اطلاع رساني جاي رسانهها را گرفتند، ولي در مجموع چارچوب ثابتي ندارند، به طوري كه همهي وبلاگها، مانند يك رسانهي خبري يا پايگاه آموزشي مفيد عمل نميكنند. نقش اطلاع رساني وبلاگها شامل تعداد محدودي از آنها و مربوط به روزنامهنگاران مشهور يا علاقهمندان به اين حوزه است، به طوري كه بخش زيادي از وبلاگها، نوشتههاي شخصي، دفترچه خاطرات روزانه و يا علايق شخصي افراد است. تعداد وبلاگهايي كه كلاس درس و يا خبرگزاريهاي شخصي باشند، بسيار كم است و نبود چارچوب مشخص براي وبلاگها يك ضعف كلي است، چرا كه نميتوان به تمام مطالب آنها به عنوان يك منبع خبري و آموزشي اعتماد و اطمينان كرد.
در روزنامهها امكان استفاده از صدا، تصوير، فيلم و انيمشن وجود ندارد، در صورتي كه وبلاگها اين توانايي را دارند، ولي از آن جا كه وبلاگها توانايي تبليغ به صورت وسيع را ندارند، طبيعتا نميتوانند گسترهي وسيعي از مخاطبان را پوشش دهند. وبلاگها از نظر حقوقي جايگاهي ندارند و از نظر نام و نشان نميتوانند به عنوان يك رسانهي كلاسيك مطرح شوند و از طرفي به دليل محدوديت مخاطبانشان و كمبود نيروي انساني براي مديريت يك وبلاگ، نميتوانند حوزهي وسيعي از اطلاعات را تحت پوشش قرار دهند. از بعد “مخاطب” نيز نميتوان از وبلاگ، انتظار يك رسانه كامل را داشت، زيرا هيچ رسانهاي في نفسه مثلا چهار تا پنج مخاطب نخواهد داشت و از بعد مخاطب نيز، انتظارات و وظايفي كه از يك رسانه ميرود، بر وبلاگ حاكم نيست.
بسياري از وبلاگنويسان نسبت به وبلاگ خودشان بلاتكليف هستند و دقيقا نميدانند از وبلاگ چه استفادههايي ميشود. هنوز مشخص نشده است كه وبلاگ مكاني براي يادداشتهاي روزانه و شخصي يا سياسي و يا محلي براي شكلدهي به حركتهاي جمعي و عمومي است؟ در فضاي عمومينيز مردم و مخاطبان هنوز با فضاي مجازي و اينترنت مانوس نشده و يا دسترسي به آن ندارند و همچنان مردم به رسانههاي مكتوب بيشتر تمايل دارند تا وبلاگها.
آن چه مشهود است، هنوز وبلاگها نتوانستهاند تاثيرگذاري يك رسانه را داشته باشند. بسياري از وبلاگنويسان نيز به دليل مشكل ساختار اطلاعرساني در كشور به دنبال تحولات جهاني نيستند. بنابراين وبلاگ نويسان چندان نميتوانند بر تحليل تحولات خارجي مانور دهند و همچنين تمايلي نيز به اين كار ندارند. در وبلاگها عموما نظرات و ديدگاههاي شخصي وبلاگنويسان وجود دارد و گرايشهاي موجود در رسانهها در وبلاگها شدت بيشتري دارد. اين در حالي است که وقتي بحث رسانه و اطلاعرساني پيش ميآيد، قطعا بايد يك سري موضعگيريهاي شخصي را از بحث اطلاع رساني دور كنيم كه اين مساله در وبلاگها وجود ندارد، زيرا در وبلاگها موضعگيريهاي كاملا شخصي نويسنده مطرح ميشود.
ضعف وبلاگهاي خبري به عدم شناخت صحيح وبلاگنويسان خبري باز ميگردد، به صورتي كه بيشتر آنها بر اين تصورند كه وبلاگ يك دفترچه خاطرات آنلاين است. اين در حالي است كه در مورد يك علاقه و موضوع خاص نوشتن، وبلاگ را تخصصي ميكند و همه چيز نويسي امر نامطلوبي است.
وبلاگ يك رسانهي فردي است كه ميزان پاسخگويي و خطري كه آن را تهديد ميكند، كمتر از يك سايت رسمياست و در واقع راه را براي آن كه رسانههاي رسميپشت خبر بايستند، باز ميكند. اما وبلاگهاي خبري حكم پيش قراولهايي را بازي ميكنند كه در عرصهي اطلاع رساني، همانند سربازهايي هستند كه در صف اول ميايستند و بيش از همه قرباني ميشوند(يحيايي،1385) [1].
بسياري از وبلاگها به طور متوسط روزانه بيش از هشت تا 12 پست دارند كه همگي از اخبار رسانههاي مختلف جمعآوري شده است، تعداد اين گونه وبلاگها زياد است، ولي وبلاگهايي كه براي اولين بار اخبار توليدي خود را منتشر ميكنند، كمتر هستند، اين گونه وبلاگها همچنين داراي نثري نرمتر و غيررسميهستند و قدري به دليل آن كه از قواعد مرسوم وبلاگنويسي عدول ميكنند، در بافت نثر شايعه قرار ميگيرند.
يك وبلاگ خبري منسجم در هر حوزهاي، بايد حداقل روزي يك بار روز آمد شود. به همين دليل كاربر و نويسندهي وبلاگ نياز به صرف وقت و هزينه دارد و بايد به دنبال منابع اطلاعاتي برود. روزنامهنگاران در ايران نميتوانند اين وقت و انرژي را براي چنين وبلاگ خبري صرف كنند، لذا وبلاگهاي ما بيشتر ذوقي و ناشي از اطلاعات پس زمينهای [2] نويسندگان آنها هستند(نوروزپور،1386) [3] و كمتر وبلاگي وجود دارد كه از اخبار روزانه تشكيل شده باشد.
بيشتر وبلاگهاي خبري ما در واقع اخبار توليدي ندارند و صرفا از منابع خبري ديگر استفاده ميكنند، در حالي كه اگر وبلاگي خود توليد كنندهي اخبارش باشد، تاثيرگذاري بهتري دارد. همچنين بيشتر كساني كه وبلاگ ايجاد ميكنند و داعيهي اطلاع رساني دارند، با قوانين نشر خبر آشنا نيستند كه اگر آشنايي با اين قوانين و اينترنت در ايران افزايش يابد، بخشي از مشكلات و آفتهاي وبلاگهاي خبري حل ميشود و افراد به نشر اكاذيب و مسموم كردن افكار متهم نميشوند. بافت وبلاگهاي خبري به دليل ضعف عمدهي وبلاگنويسان از مفاهيم خبر، بافتي شكننده و انعطاف ناپذير است و فرآيند تودهوار وبلاگنويسي، ارزشها و سبك و سياقهاي خبرنويسي را به حاشيه برده و استفاده از آنها را دچار مشكل كرده و به اين ترتيب ابزار لازم براي كمرنگ شدن ريشههاي واقعيت در اخبار را فراهم آورده است.
تخصص، قدرت، تاثير، اعتماد، واقعگرايي و صحت كه عمدتا بر اعتبار منابع خبري تاكيد ميكند، در وبلاگهاي خبري امروزي جايگاه چنداني ندارد. همچنين وبلاگنويسان در وبلاگهاي خبري به جاي تاكيد بر جنبههاي عيني خبر، بيشتر عواطف خود را دخيل ميكنند.
بسياري از وبلاگهاي خبري را ميتوان نسخه کتابهاي دست چندم نويسندگان ديگر دانست و حتي شايبه تکرار آنهاست که به اخبار کذب، رسميت ميدهد. درك غيرمنطقي از مفهوم اطلاعات و معيارهاي گزينش آن، ساختار نامطمئني را براي وبلاگهاي خبري ايجاد كرده وهمين مساله باعث شده است تمام وبلاگنويسان اعم از خبري و غيرخبري، كليد پژوهش خود را در اين وادي گم کنند و لذا براي تفهيم منظور خود، ناچارند هر مطلبي را مطرح كنند. بسياري از آنها راوي صرف شنيدهها و برخي ديگر صرفا مجرا و گذرگاهي براي دست يابي به علايق شخصي خود شدهاند.
“توليد محتوا” در وبلاگهاي خبري مهمترين دغدغهي وبلاگنويسان خبري است، ضمن آنکه امروز دغدغهي تامين معيشت کمتر جايي را براي توليد خبر رايگان باقي گذاشته است، همين نکته کافي است تا وبلاگنويسان در همه حال، انتشار دفترچههاي خاطرات شخصي خود را بر توليد خبر در فضاي وب ترجيح دهند.
ميزان صحت و سقم خبرهاي منتشرشده در وبلاگهاي خبري كه غالباً نيز توسط روزنامهنگاران اداره ميشوند، يك كميت نسبي است و نميتوان آن را تعميم داد. در واقع صحت و ميزان درستي خبرهايي كه در اينگونه وبلاگها منتشر ميشود، از يك وبلاگ به وبلاگ ديگر كاملاً متفاوت و متغير است و مخاطب با توجه به شناختي كه از خبردهنده به عنوان منبع اطلاعاتي خود دارد، تصميم ميگيرد كه آيا محتواي قضيه و ماجراي نقلشده را باور كند يا خير. با وجود آنكه واقعيت داشتن محتويات و اجزاي خبري ارايه شده در وبلاگها را نميتوان تشخيص داد و پذيرش يا باور آن تنها به مخاطب برميگردد، حتي اگر درستترين، موثقترين و دقيقترين خبرها به نقل از آگاهترين مراجع در وبلاگ روزنامهنگاري درج شود كه وجههي اجتماعي و كاري قابل اعتماد و پذيرش ندارد و به لحاظ اخلاق و وجدان كاري، از حسن شهرت برخوردار نيست، ممكن است اصلاً خوانده يا باور نشود و حداقل بازتابهاي خوبي در پي نداشته باشد.
ضعف وبلاگهاي خبري روزنامهنگاران در اين است كه تشخيص صحت و سقم ماجراها را بر عهدهي شخص مخاطب ميگذارد و باري بر دوش او اضافه ميكند، در حالي كه وقتي افراد، خبري را از يك خبرگزاري ميخوانند، ديگر نيازي ندارند كه ذهن خود را دچار چالش و كنكاش كنند. چرا كه يا خطمشي خبرگزاري در جهتگيريهاي غالباً سياسي را قبول دارند و بالطبع اخبارش را نيز ميپذيرند، يا اينكه از عملكرد خبرگزاري در جريانهاي سياسي و اجتماعي مختلف، ذهنيت مناسبي در ذهنشان نيست و به همين دليل نيز اخبار آن را رد ميكنند. همچنين اخبار معمولا به دليل آن كه در دسترس همه است، نياز به تفسير و كامنت و تحليلي دارد كه وبلاگها ارايه دهند و متاسفانه وبلاگهاي خبري ما در اين زمينه بسيار ضعيف عمل ميكنند.
وبلاگنويسي و روزنامهنگاري
وبلاگها در آغاز توسط كساني به كار گرفته شدند كه رسانه يا تريبوني در اختيار نداشند، اما به تدريج تا به امروز حتي كساني كه به رسانههاي قوي دسترسي دارند نيز تمايل خود را به داشتن وبلاگ پنهان نميكنند، چنانكه وبلاگهاي بسياري امروز توسط روزنامهنگاران نوشته ميشود و يا حتي برخي رسانههاي قدرتمند از وبلاگ براي پوشش بهتر اخبار و گزارشهاي خود بهره ميگيرند.
با توجه به جايگاه بسيار مهم وبلاگنويسي، دانشگاه MIT در پاييز سال 2002؛ اقدام به ارايه يك واحد خاص وبلاگنويسي براي دانشجويان نموده است. با افزايش تعداد وبلاگها و افزوده شدن قابليتهاي جديد، توجه بخشهاي مختلف به آن جلب شده و تا آنجا كه امروزه حتي وبلاگها را به عنوان رقيباني براي بخشهايي مثل روزنامه نگاري به حساب ميآورند(ضياييپرور،1385: 87).
سايت BBC NEWS يكي از نمونه رسانههايي است كه به رغم دارا بودن بخشهاي متنوع و استفاده گسترده از تكنيكهاي آنلاين براي ارايه گزارشها و مطالب در وقايع مختلف از وبلاگ نيز براي تكميل كار رسانهاي خود استفاده ميكند. در جريان جنگ امريكا عليه عراق اين سايت با استفاه از همين روش از خبرنگاران خود در بغداد و ديگر شهرهاي عراق خواست تا ديدههاي خود را به صورت روزانه از وقايع جنگ در وبلاگ اين بخش بنويسند و اين در حالي بود كه خبرنگاران بيبيسي در كنار اين كار گزارشهاي رسميخود را نيز از وقايع جنگ به صورت تلويزيوني يا مكتوب براي بيبيسي ارسال ميكردند(ضياييپرور،1385: 88).
به نظر ميرسد حتي در زمينه روزنامه نگاري وجه غير رسمي وبلاگها حفظ شده است و به رغم اين كه در اوايل همين موضوع، غير رسميبودن وبلاگها يكي از مهم ترين ضعفهاي آنها در برابر قدرتنمايي رسانههاي سنتي به شمار ميرفت، اما امروزه ارايه نگاه غير رسمي به وقايع و اتفاقات به دليل مقبوليت براي مخاطب يك شيوه خاص خبر رساني محسوب ميشود.
مخاطبان امروز از تكرار بيش از اندازه اخبار و اطلاعات از يك نقطه به نوعي خسته شدهاند و تنها به همين دليل است كه نگاهها و پنجرههاي جديد به اطلاع رساني مثل وبلاگ بسيار مورد قبول آنها قرار ميگيرد و با استقبال رو به رو ميشود. با اين وجود هم روزنامهنگاران زيادي وجود دارند كه وبلاگنويسي و تاثير متقابل آن بر روزنامهنگاري را اندك ميدانند. اين گروه معتقدند كه وبلاگنويسها اساسا بدون آموختن روشهاي ارايه اخبار و اطلاعات فعاليت ميكنند و از همه مهمتر كه زبان مشخص و استواري ندارند و همين، گزارشها و ديدههاي آنها از وقايع را به شدت دچار مشكل ميكند. اما بدبينترين اين روزنامه نگارها نيز نميتوانند رشد گسترده وبلاگنويسي در عرصه روزنامهنگاري و يا گزارشگري اتفاقات مختلف را ناديده بگيرند. امروزه بعضي از وبلاگها تعداد بازديد كنندهاي همپاي رسانههاي سنتي دارند و اين يكي از نگرانيهاي جديد رسانههاي سنتي محسوب ميشود.
جي دي لايسكا، سردبير نشريهي الكترونيكي«ريويو» با يادآوري افزايش اعتماد مردم به سايتها و منابع آنلاين از زمان جنگ عراق ميگويد: از همان زمان، مراجعه به وبلاگها اوج گرفت و كاربران براي دانستن تحليلهاي متفاوت، يادداشتهاي صاحبنظران، نوشتههايي مانند ديدگاههاي خارجيها و حاضران در كانونهاي خبر كه ميتوانند نماي بيواسطهتري نسبت به مجلات و ساير نشريات به آنها بدهد، وبلاگ خواندن را شدت بخشيدند(ضياييپرور،1385: 88).
برخلاف بنگاههاي رسانهاي بزرگ، وبلاگ نويسها الزامي در رعايت استانداردها و قوانين روزنامهنگاري معمول در خصوص موضوع و اهميت، نحوه تنظيم و ترتيب ارايه مطالب خود ندارند. خروجيهاي غير حرفهاي اين عده، نوشتههايي سادهاند كه مستقيما به موضوع ميپردازند و صادقانه عكس العمل نويسنده را بدون استفاده از لغات و اصطلاحات پيچيده معمول در نشريات بيان ميكنند.
رفته رفته وبلاگ نويسي نيز به دليل خواص كارآيي خود، به موضوعي مهم و مطرح تبديل شد، تا آنجا كه حتي خبرنگاران نشريات چاپي نيز به سمت رسانه نوپا، اما جذاب شتافتند، خبرنگاران NBC و گاردين نخستينها بودند و اين استقبال به حدي بود كه شركت بزرگ اينترنتي AOL تصميم گرفت به كاربران خود خدمات وبلاگنويسي رايگان ارايه كند(زندكريمخاني،1385: 49).
روز به روز تعداد وبلاگها افزايش مييابد که به نظر ميرسد روش جديدي در روزنامهنگاري پديد آمده است، اين در حالي است كه مخالفان نظر ديگري دارند. «مايك اسمارت» سردبير بخش اخبار بيبيسي آنلاين معتقد است: «وبلاگ هم مثل ساير ابزارهاي وب است، انتشار اطلاعات در آن معركه است، اما چقدر ميشود به صحت آنها اطمينان داشت؟ پديدهي جالبي است. اما من فكر نميكنم يك سال بعد از اين هيجان سخن گفته شود.»(ضياييپرور،1385: 89).
«لويد شيفرد» مدير اجرايي «گاردين» نيز علي رغم اين كه معتقد است وبلاگها با ارايه نقطه نظرات مختلف، رسانههاي بزرگ بسيار جذاب هستند و برخي از آنها عالي و خواندني به نظر ميرسند، اعتقادي به اين كه وبلاگنويسي نوعي روزنامهنگاري است، ندارد. زيرا مردم نظرات خود را با روشي متفاوت با ساختار كلاسيك يا حتي نوين روزنامهنگاري و به صورت خام در وبلاگهايشان مطرح و منتشر ميكنند. او دو خصيصه عمده را دليل تفاوت وبلاگنويسي و روزنامهنگاري ميداند، اول شخصي بودن و دوم رعايت نكردن گردش كار و ساختار ژورناليستي در رسانههاي چاپي يا آنلاين(ضياييپرور،1385: 87).
اگر روزنامه نگاري را ارايه گزارشي بي طرف، ساخت يافته و منظم و صحيح از اخبار بدانيم، وبلاگنويسي نميتواند روزنامه نگاري قلمداد شود، اما با توجه به اين واقعيت كه همه روزنامهنگاران و رسانهها هوادار اين تعريف و روش نيستند، موضوع قدري پيچيده تر ميشود.
«مت هوفي»، مبدع و مدير سايت «متافيلتر» [4]معتقد است«اتفاقات وبلاگنويسي نيز كم كم به زبان و قواعد خاص خود رسيده است و اگر شخصي خبر مهمي را بدون تنظيم درست و به صورت بد عرضه كند، وبلاگ نويسان ديگر حتما اين موضوع را به نويسنده يادآوري ميكنند. در واقع جمع وبلاگ نويسان كارهاي همديگر را ويرايش و تصحيح ميكنند و به عنوان ويراستار براي هم عمل ميكنند.» (ضياييپرور،1385: 90). عيني ترين نمونه اين مساله اعتراف گردانندگان شبكه CBS به اين مساله بود كه آنان اطلاعات خود را در مورد احتمال عدم گذراندن خدمت سربازي بوش، رييس جمهور فعلي آمريكا را از منابعي به دست آوردهاند كه فاقد قطعيت و اعتبار لازم بوده است، خبري كه انتشار آن جنجال و رسواي بزرگي را براي بوش به دنبال آورد. CBS گزارش خود در اين مورد را پخش كرد، ولي بلافاصله به استفاده از اسناد نادرست و بي اعتبار متهم شد. در اين ميان وبلاگ نويسان اولين كساني بودند كه سنديت ادعاهاي شبكهي مذكور را به چالش كشيدند و توضيحات مفصل و دقيقي را در مورد نحوهي گذرانده شدن خدمت سربازي از سوي بوش مطرح كردند. آنان همچنين با تعداد زيادي از متخصصان و كارشناسان در اين مورد مصاحبه كردند كه البته برخي از اين افراد از طرفداران شناخته شده حزب جمهوري خواه ميباشند. مجموعه اين تلاشها موجب شد كه گردانندگان CBS اشتباه خود در اين زمينه را بپذيرند(ضياييپرور،1385: 91).
وبلاگنويسان در اين نكته هم نظرند كه ويژگي تعاملي بودن فضاي سايبر در كنار بستهشدن فضاي مطبوعات به رشد فضاي سايبر كمك كرد. نتيجه اين شده كه در فضاي وبلاگ نويسي سياسي، خيلي از بلاگرهاي روزنامه نگار، پيش قدم هستند. اينان منتشر كننده اطلاعاتي هستند كه در دست دارند، اما به دليل خط قرمزهاي موجود فرصت انتشار آن را در رسانههاي رسميخود ندارند.
نتايج بررسيهاي موسسهي Buzet Mertics حاكي است كه وبلاگهاي سياسي در جريان انتخابات رياست جمهور سال 2004 آمريكا نقشي مشابه با رسانهها و ابزار تبليغاتي نامزدها ايفا كردهاند، اما نتوانستهاند عملكردي بهتر از رسانههاي سنتي داشته باشند. در پژوهش ياد شده اين توهم كه وبلاگها به جاي رسانههاي سنتي به منبع اوليه دريافت اطلاعات مبدل شدهاند، به روشني رد شده است. بر همين اساس مباحث داغ سياسي در انتخابات سال 2004 حاصل فعاليتهاي بلاگرها، رسانهها و ستادهاي انتخاباتي دو طرف بوده است، اما در نهايت اين رسانهها بودهاند كه به مباحث انتخاباتي دامن زدهاند. گفتني است كه اين پژوهش نشان ميدهد كه از هر 10 روزنامه نگار آمريكايي هشت نفر وبلاگ ميخوانند(زندكريمخاني،1385: 36).
با ظهور وبلاگ، عدهاي از روزنامهنگاران كه عمدتا جوان بودند، نوشتن در وبلاگ شخصي را آغاز كردند. اين دسته از روزنامه نگاران آثار خود را كه در روزنامهها چاپ ميشد به وبلاگ منتقل ميكردند و از نظرات كاربران درباه مطالبشان استفاده ميكردند. بدين ترتيب گروهي از روزنامهنگاران ايراني با پديدهي جديدي به نام سايبر ژورناليسم آشنا شدند كه در پيشرفت حرفهايشان بسيار موثر بود. اين گروه به علت دسترسي به اطلاعات و اخبار اينترنتي ميتوانستند پوياتر از همكارانشان حركت كنند. بدين ترتيب وبلاگ باعث شد تا نسل جديدي از روزنامهنگاران شكل بگيرد.
در اين ميان وبلاگ نويسي آنلاين كه يكي از سريع ترين راههاي ارسال اخبار است، كم كم ميان روزنامهنگاران جاي خود را باز كرده است. اين روند در ايران تا حدود زيادي از جريان استعفاي جمعي نمايندگان مجلس ششم آغاز شد که گروهي از وبلاگ نويسان لحظه به لحظه وبلاگ خود را با اخبار جديد به روز ميكردند.
استفاده از صدا و تصوير هنوز چندان در ميان روزنامهنگاران ايراني رايج نشده است، البته كمبود امكانات و بالا بودن قيمت دسترسي به اينترنت بيسيم، دوربين ديجيتال، دستگاههاي ضبط كننده صدا و از همه مهمتر كامپيوترهاي كيفي (لپ تاپ) باعث شده تا خبرنگاران ايراني نتوانند به صورت آنلاين خبرهاي خود را در وبلاگ يا سايتهاي خبري قرار دهند.
«آينده روزنامه نگاري بر خط» [5] عنوان مصاحبهاي است كه پايگاه اينترنتي «ژورناليسم جابز» [6] با «ميشله نيكولوسي» [7] ترتيب داده است. نيكولوسي كه مدرس «روزنامهنگاري كاغذي و بر خط» [8] در دانشگاه كاروليناي جنوبي است ميگويد: «روزنامهها بايد وبلاگها را با آغوش باز بپذيرند.» (ضياييپرور،1385: 91).
وبلاگ يك نشريه الكترونيك است، چرا که محتواي بسياري از وبلاگها قابليت انتشار رسميدر قالب كتاب يا مجله را دارد. بنابراين وبلاگ محل شكوفايي استعدادها است. در اين ميان عوامل كلي مثل جذابيتهاي نوشتن و منتشر كردن سريع، علاقه به مطرح شدن، صحبت از محدوديتها و مسايل ممنوعه در اين رشد سريع موثر بودهاند.
يكي از دلايل ديگر اين رشد، شايد عدم محدوديت بيچون و چراي نويسندگان وبلاگها و همچنين سادگي آشكار در نحوه ارتباط آنها با مخاطبان است. البته برخي معتقدند، وبلاگها به علت روحيه تک گويي ايرانيها در ايران رونق پيدا کرده است. يک نفر مطلبي را مينويسد و مثل تالارهاي گفتوگو با ديگران گفتوگو نميکند، بلکه چيزي که وبلاگ نويسي و وبلاگ خواني را جذاب ميکند، تنوع و تکثر، سريع به روز شدن، لحن صميمي و دوستانه و کنار زدن نقابهايي است که به هر دليلي در جامعه بر چهره افراد زده ميشود و مانع از طرح انديشهها و خود واقعي افراد ميگردد.
وبلاگنويسان مثل روزنامهنگاران از آنچه در پيرامونشان ميگذرد و گاه از ديد روزنامه نگاران پنهان ميماند مينويسند و خود تبديل به منابع خبري و اطلاع رساني شدهاند. از ديگر كاربردهاي وبلاگ، رويكرد خبري وبلاگها است و هر جا كه رسانههاي رسمي اعم از راديو و تلويزيون قادر به اطلاعرساني نباشند، وبلاگها ميتوانند جايگزين شده و جنبهخبري داشته باشند. در اين باره بيجهت نيست كه بسياري از خبرنگاران به پديده وبلاگ نويسي روي آوردهاند. در بسياري كشورها علاوه بر نسخه الكترونيكي، نسخه وبلاگ نشريات نيز وجود دارد و كاركرد آن از نسخه اصلي مجزا است و خاصيت اطلاع رساني به صورت غير رسمي و با نوشتار شخصي را دارد.
وبلاگنويسي فارسي ارتباط بسيار نزديکي با روزنامهنگاران ايراني دارد و در واقع معرفي پديدهي وبلاگ به فارسي زبانان از سوي روزنامهنگاران ايراني صورت گرفته است. وبلاگها در ايران بر خلاف برخي از کشورها که از سوي افراد متخصص فنآوري اطلاعات به ديگر شهروندان معرفي ميشدند، از سوي روزنامهنگارها، سايتهاي خبري و نشريات به جامعه معرفي شدند و يکي از دلايل مهم رشد سريع پديده وبلاگ نويسي در روزهاي اوليه نيز همين دليل است.
روزنامهنگاران وبلاگ نويس را ميتوان به چند گروه تقسيم کرد، گروه اول روزنامهنگاران و خبرنگاراني هستند که مايلند مطالب خود را به صورت شخصيتر و در رسانهاي مستقل و يا گسترهاي از مخاطبان فارسي زبان در تمام کشورها منتشر کنند؛ براي اين گروه، وبلاگ ابزاري است که مطالب و نظرات خود را بدون در نظر گرفتن نظرات سردبير ، مدير مسوول و يا ديگر افرادي که در رسانههاي مکتوب معمولا تاثير گذار هستند و يا سانسورهايي که معمولا براساس سياست نشريات اعمال ميشود، بنويسند.
گروه دوم که تعداد وبلاگنويسهاي بيشتر را شامل ميشوند، روزنامهنگاران و خبرنگاراني هستند که مانند بسياري از وبلاگنويسهاي ديگر مايلند نظرات و خاطرات شخصي خود را منتشر کنند. مطالب اين وبلاگها ميتواند خاطرات شخصی روزنامهنگار، اظهار نظر درباره مسايل روز و همچنين پرداختن به مباحثي که گرايش تخصصي روزنامهنگار است، باشد.
گروه سوم را ميتوان روزنامهنگاران با سابقه و صاحب نظر دانست که اگر چه مانند ديگران دربارهي موضوعات مختلف مينويسند، اما بخش مهمياز مطالب آنها اختصاص به تخصص آنها و مطالب مرتبط با روزنامهنگاري و ارتباطات دارد. وبلاگي مانند وبلاگ «دات» [9] که توسط دکتر يونس شکرخواه نوشته ميشود را ميتوان از اين گروه به حساب آورد و البته دهها وبلاگ ديگر که توسط اساتيد و روزنامهنگاران با سابقه نوشته ميشود در اين زمينه وجود دارد. اين گروه از وبلاگها بيشتر مورد علاقهي دانشجويان و علاقهمندان علوم ارتباطات و ديگر روزنامهنگاران است.
بسياري از روزنامهنگاران و خبرنگاران مايلند در مورد حاشيه اخبار و مطالبي که براي خبرگزاريها، سايتهاي خبري و يا نشريات تهيه ميکنند، در وبلاگ خود بنويسند و البته معضلات و مشکلات جامعه مطبوعات نيز از ديگر دغدغههاي روزنامهنگاران وبلاگنويس است که بارها در وبلاگهاي ايشان به آن پرداخته شده است.
اين در حالي است که مهمترين كاربرد وبلاگ براي روزنامهنگاران، ايجاد يك بانك اطلاعاتي از مقالات مرتبط با حوزهي كاري آنان به صورت آنلاين و قابل دسترس است(حسني،1385). وبلاگ ميتواند كاربرد آرشيوي را داشته باشد كه در گذشته براي خبرنگاران به صورت فايلهاي طبقه بندي شده در تحريريهي روزنامهها وجود داشت. وبلاگ امروزه قابليت طبقه بندي مطالب به صورت آنلاين و ايجاد يك دفتركار دائميبراي روزنامهنگاران را دارد.
كاربرد ديگر وبلاگ براي روزنامهنگاران، ايجاد يك نوع پورتال، دروازه و يا ورودي به اينترنت است. اين قابليت وبلاگ به كار سرويسهايي مانند My yahoo و يا page Google شباهت زيادي دارد(ضياييپرور،1385: 65). وبلاگ قابليت تبديل به پورتال شخصي، براي هر روزنامهنگار را دارد. لذا بهترين دروازه و پورتال براي ورود يك روزنامهنگار به دنياي اينترنت، وبلاگ شخصي اوست.
قابليت ادغام ويژگيهاي شخصي، پورتال شدن و بانك اطلاعاتي از ديگر کاکردهاي وبلاگ است. وبلاگ يك تكنولوژي كاملا انعطافپذير براي يك روزنامهنگار است كه ميتواند استفادهاي صد در صد حرفهيي و علميبراي انجام امور جاري خود از آن داشته باشد.
كاربرد ديگر وبلاگ براي روزنامهنگار، انتشار مطالبي است كه از فيلتر دروازهباني خبر در رسانههاي رسمي و مطبوعات عبور نميكند. وبلاگ مفر و محلي است براي روزنامهنگاران كه بتوانند اصل مطالب خود را بدون فيلتر و به صورت سانسور نشده در آن منتشر كنند. زيرا مطالب و مقالاتي هستند كه يا در روزنامه منتشر نميشوند و يا بر روي آنها دستكاري و اعمال سليقه ميشود. بنابراين روزنامهنگار وبلاگنويس ميتواند نسخهي اصلي مطالب خود را در وبلاگش منتشر كند. به طوري که اگر ما بخواهيم قلم ناب و اصلي يك روزنامه نگار را ببنيم، نبايد به سراغ مقالات چاپ شدهي او در روزنامهها برويم، بلكه بايد به همان مقالاتي كه در نسخهي وبلاگ او منتشر شده، مراجعه كنيم.
يك روزنامهنگار در فرآيند اطلاع رساني نيازمند بازخورد است كه در عالم واقعي، اين بازخوردها مربوط به روابط عمومي و يا بخشهاي غير مرتبط با نويسنده ميشود. در حالي كه اگر مقالهاي در وبلاگ منتشر شود، بازخورد آن مستقيما و بدون هيچ گونه واسطهاي به نويسنده آن بر ميگردد و او ميتواند به راحتي با مخاطبان خود ارتباط و تعامل داشته باشد.
محتوايي كه يك روزنامهنگار توليد ميكند، يك بار چاپ و تمام ميشود، يعني حداقل عمر مفيد آن 24 ساعت است. در حالي كه مطالب وبلاگ تا مدتهاي طولاني بيننده دارد. لذا انتشار مطالب در وبلاگ ميتواند براي روزنامهنگاران، خوانندگان دائميايجاد كند، خوانندگاني كه نه تنها مخاطبان روزنامههاي واقعي و سنتي هستند، بلكه مخاطبان روزنامههاي ديگر نيز هستند و يا خارج از مرزهاي جغرافيايي يك سرزمين به سر ميبرند.
روزنامهنگاران از طريق انتشار مطالب خود در وبلاگ ميتوانند مخاطبان وسيعتري جذب كنند، مقالاتي كه ميتواند منبعي براي افرادي قرار گيرد كه از طريق موتورهاي جست وجو به دنبال اطلاعات هستند. از اين طريق طيف جديدي از مخاطبان جذب ميشوند كه براي تحقيقات خود به دنبال وبلاگها ميروند. طي سالهاي 80 تا 82، عموما طيفي از روزنامهنگاراني كه در روزنامههاي تعطيل شده و يا فضاي فيلترينگ شديد قرار داشتند، به وبلاگنويسي رو آوردند. ولي اكنون، طيف وسيعي از روزنامهنگاران ويژگيهاي حرفهيي و تخصصي وبلاگ را كشف كردهاند و روزنامهنگاراني كه با دنياي آنلاين آشنا شدهاند، در فكر ايجاد يك وبلاگ براي خود هستند.
روزنامهنگاران وبلاگنويس از حرفهييترين وبلاگنويسها در سطح دنيا هستند. آنها براي خود مسووليت اجتماعي و سياسي تعريف كرده و مخاطبان خود را در بعد ملي يا جهاني فرض ميكنند. وبلاگهاي روزنامهنگاران داراي اطلاعات مستندتر، كاملتر، دقيقتر و ادبياتي رسمي و جامعتر و به طور قطع مخاطبان وسيعتري هستند، ولي ساير وبلاگها براي خود مخاطبان خاصي دارند. همچنين رعايت مرزهاي قانوني از سوي روزنامهنگاران وبلاگنويس بيشتر از ساير وبلاگنويسان است، چون آنها در آن محيط واقعي كار كردهاند و با قوانين آشناتر هستند.
وبلاگها در يك محيط كاملا، سيال و طبيعي از يكديگر تاثير ميگيرند و بر هم تاثير ميگذارند، از اين جهت ميتوان به صورت ناخودآگاه نقشي را براي وبلاگهاي روزنامهنگاران در نظر گرفت كه با ادبيات خاص خود بتوانند سرمشق نوعي وبلاگنويسي سالم و قانوني در كشور را ارايه دهند، ولي تعريف ماموريت خاص براي آنها نبايد صورت گيرد.
به اين ترتيب براي يك روزنامهنگار داشتن رسانهاي مانند وبلاگ كه بتواند به صورت آنلاين با مخاطب خود ارتباط برقرار كند، اهميت زيادي دارد. وبلاگ مانند روزنامه يك رسانه است، ولي اين رسانه تفاوتهايي با روزنامه دارد، چرا که وبلاگنويس به شكل الكترونيك با مخاطب خود ارتباط برقرار ميكند.
رسانه چه مكتوب و چه الكترونيك جذابيتهايي را براي روزنامهنگار ايجاد ميكند، برخي از اين جذابيتها تنها به وبلاگ اختصاص دارد كه يكي از آنها ارتباط وبلاگنويس با مخاطب است؛ مسالهاي كه در رسانههاي مكتوب عملا هر روز كمرنگتر و به ستونهاي نمايشي تبديل ميشود. چرا که در روزنامه هميشه افرادي هستند كه براي روزنامهنگاران تعيين ميكنند، دربارهي چه چيزي بنويسند و به چه چيزي توجه كنند. شخصيت نويسنده به عنوان يك روزنامهنگار در يك چارچوب و ساختار بزرگ حل ميشود، چارچوبهايي كه در خدمت اهداف عموما سياسي پشت پرده يا كاملا مشخص روزنامه و صاحبان آن است. ولي در وبلاگ هميشه اين شخصيت صاحب وبلاگ است كه تعيين ميكند، اين رسانه چگونه اداره شود.
در وبلاگ چندين چشم وجود دارد و همه چيز روشن است، به دليل آن كه همه از نظرات مخاطبان خود آگاه هستند، هيچ كس در خلاء و تاريكي در اين فضا گام بر نميدارد. تمام مطالب وبلاگ متعلق به صاحب آن است، ولي در روزنامه اين طور نيست. در روزنامه اخبار به فرد تحميل ميشود، ولي در وبلاگ اين فرد است كه به سراغ وبلاگ ميرود و ارزشهاي خبري آن را تعيين ميكند.
وبلاگ، امكان دسترسي به آرشيو ديجيتال مطالب را به صورت آنلاين براي روزنامهنگاران فراهم ميكند. متاسفانه محدوديتهاي روزنامه باعث ميشود كه در خروجي آن چهرهي نويسنده، چهرهي تعريف شدهاي باشد كه خواست آن روزنامهنگار نيست. به طوري كه قواعد روزنامهها خود به خود تعريف خاصي را از يك نويسنده ارايه ميدهند كه الزاما واقعي نيست. در حالي كه فضاي آزاد وبلاگ، بسياري از حقايق و مطالب غير قابل چاپ در روزنامهها را در خود جاي ميدهد.
در اين ميان فضاي روزنامهنگاري سايبر در حال غالب شدن بر ديگر فضاها است. بنابراين ميتوان نزديكي و قرابتي ميان فضاي وبلاگ و روزنامهنگاري سايبر و آنلاين پيدا كرد. روزنامهنگاران ميخواهند با حضور در فضاي وبلاگ به نوعي سايبر ژورناليسم را تمرين كنند و خود را براي اين فضا آماده سازند(شكرخواه،1384). روزنامهنگاران وبلاگنويس همچنين ميتوانند به دور از محدوديتهاي مكاني، جغرافيايي و ارتباطي با يكديگر تبادل نظر داشته باشند.
وبلاگ رسانهي نسل جديد است كه امكان تعامل مداوم، ادامهدار، آزاد و همچنين دريافت بازتاب مطالب را فراهم ميكند. وبلاگ به عنوان يك فرصت خوب براي روزنامهنگاران، جذابيتهاي رسانهيي خود را براي آنها نمايان ميكند و تريبوني آزاد و پرمخاطب را در جهت انعكاس وسيع و گستردهي عقايد و افكار در اختيارشان قرار ميدهد. همچنين انگيزهي يك روزنامهنگار از نوشتن در وبلاگ شخصي، آن است كه خارج از ضوابط و استانداردهاي معمول، فرصت بيان نظرات شخصي و غير ماموريتي خود را داشته باشد.
اين در حالي است كه روزنامهنگاران حرفهيي وبلاگهاي خود را با دو منظور و هدف تنظيم ميكنند؛ به رقابت گذاشتن يافتهها و تواناييهاي ژورناليستي يكي از اين اهداف است و اين روزنامهنگاران وقتي مطالب نو و جديدي به دست ميآورند آنها را تبديل به خبر، گزارش و يادداشت كرده و در وبلاگهاي خود مينويسند. همچنين برخي از روزنامهنگاران براي مشهور و شناخته شدن، اقدام به نوشتن وبلاگ ميكنند.
به نظر ميرسد روزنامهنگاران، فضاي وبلاگ را فرصت مغتنمي براي طرح ديدگاهها و انعكاس رخدادهاي پيرامون خود ميدانند؛ فضايي كه با ويژگيهاي خاص خود، قدرت مانور بيشتر به قلم و فكر روزنامهنگار ميدهد و امكان تعامل سريع و بيواسطه را با مخاطب براي او فراهم ميكند.
كاركرد خبري وبلاگها
يكي از مهمترين كاركردهاي وبلاگها، رويكرد خبري آنهاست و در بسياري مواقع كه رسانههاي رسميبه هر نحوي قادر به اطلاع رساني مطلوب، كامل و بدون سانسور نباشند، وبلاگهاي خبري جايگزين ميشوند.
چنانچه گفته شد، برخلاف رسانههاي رسمي، وبلاگنويسها الزاميدر رعايت استانداردها و قوانين روزنامهنگاري معمول ندارند، لذا خروجيهاي اين عده، نوشتارهاي سادهاي هستند كه مستقيم و بدون ترس از متضرر شدن از سوي نهاد يا سازمان خاصي و هر گونه محدوديت و نظارتي، به موضوع و تحليل خبر ميپردازند. با ظهور وبلاگها، عدهاي از روزنامه نگاران نوشتن در وبلاگهاي شخصي را آغاز كردند و اخبار و گزارشهاي انتشار يافته و نيافته خود را در وبلاگ منتقل كردند. گروهي از روزنامهنگاران ايراني با پديدهي جديدي به نام “سايبر ژورناليسم” مواجه شدند كه به علت دسترسي به اطلاعات و اخبار، ميتوانستند سريعتر و خلاقانهتر حركت كنند. به عقيدهي بسياري وبلاگ را ميتوان فرزند و يا هم خانوادهي نه چندان حرفهاي سايبرژورناليسم عنوان كرد. زماني كه از روزنامه نگاري الكترونيك نام برده ميشود، عدهاي وبلاگنويسي خبري را در زمره اين گروه جاي ميدهند. لذا بدون شك نشانههاي اوليه ساير ژورناليسم را ميتوان در وبلاگها؛ اين خبرگزاريهاي شخصي، جست وجو كرد.
وبلاگها مقدمه و در عين حال امتداد روزنامهنگاري آنلاين و بخشي از نشريات الكترونيك محسوب ميشوند. اما از سويي ديگر به عقيدهي برخي استادان ارتباطات و روزنامهنگاري، اين دو مقوله در فضايي جداگانه، معادل يكديگر نيستند، چرا كه وبلاگنويسان صرفا ذهنيات خود را بدون ويرايش خبري و دستوري در سايتهاي خبري و محلي خود منتشر ميكنند. به عقيده دکتر عاملي(1386)، ” وبلاگ ژورناليسم” از سه ژورناليسم جديد سخن ميگويد: ژورناليسم جمعي به فردي، ژورناليسم حرفهاي به عاميانه(زبان وبلاگي) و ژورناليسم وابسته به آزاد. در اين راستا، با نوعي ژورناليسم مشاركتي شدهاي مواجهيم كه نقش فعال افراد در جمع آوري، تحليل و انتشار بيشتر اخبار مطرح ميشود. “وبلاگ ژورناليسم” ژورناليسم ناديدههاي اجتماعي و معادل قدرت فرديت در اين قلمرو و ساده شدن روند توليد خبر است.
در فضاي اطلاعرساني و رسانهيي دههي اخير كشورمان، همواره يافتن راههايي براي كسب موثقترين، دست اولترين و كمتحريفترين خبرها كه در آنها اثري از جهتگيريهاي سياسي، جناحي، دولتي يا ضد دولتي يافت نميشود، بزرگترين آرزوهاي مخاطبان و تغذيهكنندگان اصلي از منابع خبري محسوب ميشده است. چنين فضايي، باعث رواج شايعه و اطلاعرساني شفاهي و گسترش ارتباطات چهره به چهره ميشود. به طوري كه قابل اطمينانترين منابع اطلاعاتي مردم را افواه عمومي و شنيدههاي غيرواقعي تشكيل ميدهد. به تدريج با ظهور خبرگزاريها و تغيير سيستم نشريات كه در آنها نخستين اثرهاي رويكرد و نگرش به روزنامهنگاري شهروندي و روزنامهنگاري سايبر يافت ميشد، منابع خبري تغذيهكنندهي جامعه نيز تغيير هويت دادند و دگرگون شدند(شكرخواه،1384).
در ابتدا وبلاگهاي خبري كه گردانندگان آنها گاه از روزنامهنگاران نيمهحرفهيي بودند و از تيمهاي چندين نفره براي مديريت كار نيز استفاده ميكردند، قالبهاي روزنامهنگاري زرد را پيگرفتند و به بزرگنمايي خبرهاي بياهميت، انتشار خبرهاي قديمي به عنوان رويدادهاي جديد و حتي در بسياري از مواقع، مونتاژ تصاوير و خبرسازي مبادرت ورزيدند. اما به مرور زمان، وبلاگهاي خبري نيز پالايش و غربال شدند و جايگاه خود ميان مخاطبان را يافتند و نويسندگان آنها نيز دريافتند كه براي حفظ بقا و تداوم، بايد چه روشهايي را در پيش گيرند.
در حال حاضر مهمترين كاركرد وبلاگهاي خبري را ميتوان در ارائهي اطلاعات مخفيماندهيي كه به لحاظ دستهبنديهاي خبري و اطلاعاتي، حاوي دادههاي محرمانهيي نيز نيستند، ولي بنا به دلايل مختلف پنهان ميمانند، ارسال اخبار و آگاهي به اقشار مختلف جامعه با طيفهاي مختلف فكري در كمترين زمان ممكن و شكستن حصارهاي ساختگي محدودكنندهي فضاي باز اطلاعرساني دانست.
وبلاگها يكي از اشكال رسانههاي اجتماعي هستند كه در عصر انباشت و سرريز شدن اطلاعات، يكي از راههاي انتقال اخبار و اطلاعات محسوب ميشوند. اين رسانهها مشاركت مردم را افزايش دادهاند، به طوري كه افراد با نوشتن مطالب خود، براي برقراري ارتباط تشويق ميشوند و در واقع ميان رسانه و مخاطب خود، مرزي وجود ندارد و يا اين مرزها به تدريج كمرنگ ميشوند. ويژگي ديگر، آزادي وبلاگهاست كه افراد ميتوانند آزادانه مطالب خود را ارايه كنند، در اين راستا بايد توجه كنند، مخاطبان آنها به چه چيزي بيشتر نيازمندند. محاورهاي بودن، ويژگي ديگر رسانههاي اجتماعي است كه وبلاگهاي خبري رسانههاي محاورهاي، دو طرفه و تعاملي هستند.
وبلاگها جوامعي را شكل ميدهند كه بلاگرها براي شكل دهي اين جوامع و ارتباطات وارد اين عرصه ميشوند، آنها بر اساس يك علاقهي مشترك، مطالب را مينويسند و تهيه، توليد و توزيع اخبار و اطلاعات را برعهده دارند. بلاگرها به مطالب و نظرات مشابه لينك ميدهند كه باعث ايجاد ارتباط و اتصال ميان خود و همچنين با مخاطبان اصليشان ميشود.
وبلاگها، شبكههاي اجتماعي، جوامع محتوايي، ويكيها، پادكستها و فرومهاي انجمنها، شش نوع رسانهي اجتماعي متمايز هستند كه مهمترين آنها از نظر كارشناسان وبلاگها هستند و بر اساس محور ارتباط عمل ميكنند، يعني بيشتر از آن كه ابزار و وسيله مهم باشد، افراد به دنبال ارتباطات در اين رسانهها هستند(كاستلز،1380).
وبلاگنويسان افرادي هستند كه اخبار و رويدادهاي دور و مغفول مانده را پيدا، تاكيد، تكرار و بحث ميكنند تا اين طيف اطلاعاتي به دست محققان، پژوهشگران، نويسندگان، روزنامهنگاران، مديران و استادان دانشگاه برسد -كساني كه بايد به طور مرتب در جريان اخبار و رويدادها باشند تا اطلاعات را پردازش و تحقيقات خود را تكميل كنند- به اين ترتيب وبلاگها ارتباطي را ميان وبلاگنويس و اين افراد ايجاد ميكنند.
رويكرد خبري وبلاگها عموما انتقادي و افشاگرانه است(حسني،1385). اين در حالي است كه وبلاگهاي خبري در ايران براي مخاطبان ايراني موفقتر و مورد اعتمادترند، لذا آنها به وبلاگها بيشتر از سايتها اعتماد دارند. چرا كه وبلاگها را بدون مواضع سياسي و حاصل نظر شخصي مدير وبلاگ ميدانند و بالعكس محصول پشتيباني مواضع و سياستهاي خاص جناحي نميدانند.
وبلاگ، رسانهي مردمي و آينهي تمام نماي جامعه است كه از بطن جامعه تغذيه ميشود. هر آن چه مانند شايعه و يا موج اميدواري در جامعه رواج يابد، در وبلاگها نيز رايج ميشود. اين مساله ضعف وبلاگها نيست، چرا كه رسالت وبلاگها، ايجاد امكاني براي انتقال اخبار حيطهي فكر و زندگي فرد بر اساس علائق، امكانات و تواناييهاي اوست.
وبلاگهاي خبري همچون ساير وبلاگها، پنجرههاي جايگزيني براي اخبار منتشر شده هستند؛ پنجرههايي كه خوانندگان خود را به سوي جايگاه دبير خبر در روزنامهها سوق داده است. اگرچه روزنامهنگاري براي ارايهي خبر به آموزش گسترده، جستوجوي اطلاعات، توانمندي و دقت و قضاوت دربارهي رويدادها نيازمند است – به همين دليل نيز نبايد آنها را همسان با وبلاگنويسي تلقي كنيم – اما امروزه به دليل تغيير واتفاق تازهاي كه در ترسيم مدلهاي توليد و توزيع خبر در ژورناليسم سايبر افتاده، واكنش و ارزيابي اطلاعات از سوي مخاطبان نيز دستخوش تغييراتي شده است.
وبلاگهاي خبري بيش از آن كه از قواعد كلاسيك خبر نويسي تبعيت كنند، به دنبال گفتمان مرسوم و تعاملات جاري ميان تودهي مردماند. در اين ميان گرچه فقدان نهادهاي واسط، در خبرنويسي اين مجموعه اثر گذاشته است، اما روزنه و شكاف خاصي را براي افكار عموميايجاد كرده است تا حداقل از ميان همين روزنهي غير قابل اتکا موضوعات مختلف را مورد بازكاوي و مطالعه قرار دهند.
در دورهي تقويت شبكههاي تلويزيوني كابلي در برابر روزنامهنگاري تلويزيوني، تفاوت شبكههايي چون فاکس نيوز متعلق به محافظه کاران و سي ان ان ليبرالها در آن بود كه آنها بيش از آن كه گزارشي از اخبار را ارايه دهند دربارهي آنها حرف ميزدند(مولانا،1384). امروزه نيز به نظر ميرسد كاركرد وبلاگها به همين شکل باشد؛ به اين معنا که وبلاگهاي خبري بيش از ارايه اخبار، به تفسير آنها ميپردازند. به تعبيري ديگر، وبلاگها، املاك غير قطعي وبلاگنويسان هستند كه با قولنامهي وجداني آنها سنديت پيدا ميكنند. اين تعهد و تفاوت، بر معيارهاي گزينش، پردازش و انتقال پيام نيز تاثير ميگذارد.
پوشش اخباري كه در رسانههاي رسمي امكان و احتمال پوشش آنها كمتر است و همچنين رواج سبك نرمنويسي در رسانهها مهم ترين ويژگي وبلاگهاي خبري شخصي يا غير رسمياست. كاركرد وبلاگهاي خبري، پوشش اخبار و اتفاقاتي است كه خط قرمز سايتها يا رسانههاي رسميمحسوب ميشوند. اين امر لزوما به معناي ارايهي اخبار سياسي نيست، بلكه اخباري كه ممكن است كمي از عرف جامعه و اخبار معمول درج شده در رسانهها فراتر رود و همچنين اخبار غير رسميكشور در حوزههاي مختلف در وبلاگهاي خبري منتشر ميشوند.
سبك خبر نويسي نيز وبلاگهاي خبري را از رسانههاي رسميجدا ميكند. در حالي كه نشريات و رسانههاي الكترونيكي مانند خبرگزاريها، بيشتر به شيوهي سخت خبر نوشته ميشوند، در وبلاگهاي خبري، براي اولين بار با نرم خبر رو به رو هستيم، به اين ترتيب، غير رسميبودن وبلاگهاي خبري باعث شده جريان نرمنويسي در فضاي رسانهي ما حاكم و اولين نمونههاي نرمنويسي از طريق وبلاگها و سايتهاي خبري غير رسميايجاد شود، اين موج، نرم نويسي را به خبرگزاريها، مطبوعات و سايتهاي رسميتسري داده و ما ميتوانيم از سخت نويسي حاكم بر فضاي خبري رسمي فاصله بگيريم.
به اين ترتيب وبلاگ حقيقتا رسانه مدرني است كه با چالش كشيدن بسياري ناگفتهها و نبايدهاي رسانههاي رسمي، فرصتي را براي همهي افراد فراهم كرده كه اگر رسانهاي براي بيان ديدهها و حتي شنيدههاي خود ندارند، با ايجاد وبلاگ، تحليلها و تفسيرهاي خبري خود را بيان كنند.
نتيجهگيري
امروزه به واقع وبلاگ بزرگترين آموزشدهنده دموكراسي و نيز راه رشد فرديت است؛ وبلاگ تاكنون بزرگترين ابزار آشكارسازي شخصيت، روراست بودن با خود و ديگران و آزادي بيان با صراحت هرچه تمامتر بوده است. كار وبلاگ آفريدن است و كشف كردن. كاري پرنشاط و به نحوي خلاق و مشغول كننده؛ كاري خصوصي و اختصاصي كه با ديگران تقسيم ميشود يا براي «ديگري» انجام ميشود؛ وبلاگ يک فرد، خود فرد است. در وبلاگ همه چيز دست فرد است. طراحي ميكند؛ از طرح كلي تا نوع رنگ، نقش و نگار صفحه و حروف؛ دنياي انتخابهاي شخصياش را ميسازد، با همين طرحي كه به صد زبان گويا و خاموش با خواننده حرف ميزند، با لينكهايش به اين يا آن سايت و موضوع، با نحوه انتخاب خبر، با اولويتي كه به بحثهاي پيرامون ميدهد و با زباني كه اختيار ميكند.
وبلاگ ما را براي رسيدن به فرديت تربيت ميكند، به طوري كه ما در مقابل ديگران، بي پرده و بيدروغ و ريا سخن ميگوييم. وبلاگ مهمترين رسانهاي است كه به ما محدوده تنوع آراءمان را نشان داده و رواداري و تحمل اختلافاتمان را به ما آموخته است.
طبق رويكرد استفاده و خشنودي، مخاطب محتواي رسانه را انتخاب ميکند و توانايي مخاطب بيش از آن است که قبلاً تصور ميشده است. مطالعه چانگ(1998)، چنانكه پيش از اين گفته شد، نشان داد که از بين خصوصيات رسانهاي، آني بودن و آگاه شدن از اتفاقات بلافاصله پس از رخ دادن آنها و ثبات دسترسي به اخبار، مهمترين دلايل استفاده از وبسايتها از سوي کاربران هستند. بنابراين وبلاگ به عنوان فضايي آزاد، راحت و رايگان براي آشكار سازي دانش و اخبار غير رسميميتواند ابزار مناسب و موثري در اختيار اعمال سياستهاي رسانهاي، فرهنگي و اطلاعاتي باشد. اين در حالي است که نشر اخبار و اطلاعات با استفاده از پتانسيلهاي وب (نظير انتشار مقالات)، ضمن غلبه بر محدوديتهاي زماني و مكاني، حق انتخاب مخاطب را ارج نهاده و بستري مناسب براي تعاملات اطلاعاتي دو سويه را فراهم ميکند. انتشار اخبار و تحليلهاي شخصي در قالب وبلاگها، گزينهاي پيشرفته و مناسب در ارتباط با امر تحقيقات و اطلاع رساني صحيح و به موقع ميباشد.
توسعه پايدار در هر كشوري مستلزم ارج نهادن به امر اطلاع رساني سريع و صحيح است و در صورتي كه پديده وبلاگ نويسي را از اين زاويه مورد توجه قرار دهيم به جايگاه ارزشمند آنان در ايجاد شبكههاي گسترده ارتباطي بيشتر پي خواهيم برد. اما بدون شك خطراتي نيز وبلاگها را تهديد ميكند. رسانههاي نوشتاري سنتي به راحتي ميدان را در برابر وبلاگها خالي نخواهند كرد و لذا در مورد نفوذ وبلاگها نميتوان غلو کرد. در حال حاضر تا حدود زيادي موقعيت وبلاگها در برابر رسانههاي حاكم نوشتاري در همه جاي جهان يك موقعيت در حالگذار است.
در اين ميان در شرايطي وبلاگهاي خبري در پروسهي اطلاع رساني تاثير گذار هستند كه نويسندهي آنها توليد كننده و منبع اول خبر باشد، مصرف كنندهي اخبار ديگر نباشد و در نهايت وبلاگ خبري دائما در چرخش باشد. در شرايطي كه وبلاگهاي خبري در پروسهي اطلاع رساني تاثير گذار باشند، كاربران به سوي روزنامهنگاري بين خطوط (شرايطي كه افراد خواهان دريافت اطلاعاتي هستند كه منابع خبري رسمي از آن غافل شدند، يا به هر دليلي به سمت پوشش آنها نرفتند) حركت كردهاند و از آن بهره ميبرند.
بين خطوط حركت كردن در وبلاگهاي خبري به معني اظهار حرفها و نظرات بي ربط نيست و اين كه هيچ گونه منبع خبري وجود نداشته باشد. وبلاگ اگر در همان برههي اول ظهور خود نتواند اعتماد خواننده را كسب كند، به سايتها و پايگاههاي اطلاع رساني بي اعتباري تبديل ميشود كه هر آن چه از آنها نقل ميشود، مربوط به منبع اطلاعاتي نادرست و غير موثق است، اين در حالي است كه اگر گروهي پشت وبلاگ خبري باشد، يافتن منبع خبر و اخبار بين خطوط چندان دشوار نيست، به طوري كه ما ميتوانيم به اخبار خوبي دست يابيم كه رسانههاي جريان اصلي به آنها توجه نكردند. اين در حالي است كه ما ميتوانيم با پشتكار و كار مشترك، اخبار را با منبع موثق براي علاقه مندان تهيه كنيم، در حالي كه نبود منبع، شائبهي جعل خبر و شايعه پراكني را ايجاد ميكند.
خبر يعني قطعيت و اگر اين قطعيت در افكار عمومي سنديت يابد به شناسهي تغيير مبدل خواهد شد. با درك اين مفهوم اگر وبلاگنويسان خبري به جاي تاكيد بر واقعيت، بر وجوه احساسي مخاطبان خود تكيه كنند، به طور طبيعي اعتبار ملك خود را زير سوال بردهاند. ما هنوز در قرون وسطايي وبلاگنويسي به سر ميبريم و براي رسيدن به مرزهاي رنسانس خود بايد تجربهي بيشتري كسب كنيم، چرا كه بيشتر سايتها و محملهاي خبري ما وابسته به نهادهاي قدرت هستند و وبلاگهاي خبري نيز عمدتا به دست افرادي اداره ميشوند كه بنابر علايق شخصي خود عمل ميكنند و همين نكته شاخصهي دموكراتيك بودن وبلاگهاي خبري را زير سوال ميبرد.
زماني كه به تدريج هيجان اوليه وبلاگنويسي در جامعه، از بين برود، افراد ثابت قدميكه پس از آرام شدن اين فضا باقي بمانند، وبلاگ نويسان حرفهيي هستند. بنابراين شرط روشنتر شدن آيندهي وبلاگنويسي آن است كه پس از طي شدن هيجان اوليه اين پديده، حرفهيي نويسها و به دنبال آن مخاطبان حرفهيي باقي بمانند. بنابراين وبلاگ بايد تلاش كند همچنان فضاي آزاد انديشانهي خود را حفظ كند، زيرا تنها ويژگي وبلاگ نسبت به رسانههاي مشابه، هويت آزادانديشي و راحتگويي آن است. از سويي ديگر اگر وبلاگها بخواهند تاثير جهاني داشته باشند، بايد مخاطبان جهاني پيدا كنند؛ يعني بايد در ساختار وبلاگها تغييراتي رخ دهد، مثلا دو زبانه شدن وبلاگها، يكي از اين راهكارهاست، اين در حالي است كه بلاگرهاي داخلي اطلاعات و فرصت ثبت چنين وبلاگهايي را ندارند. از نگاهي ديگر، بهبود جايگاه وبلاگ در ميان رسانهها مشروط به نحوه استفاده مردم از اينترنت، مشخص شدن تكليف آنها با وبلاگ و نگاه آنها به اين عرصه، گسترش آموزش وبلاگ نويسي و نشان دادن نقش وبلاگ نويسي در جامعه است. بنابراين آن چه مهم است، پايداري وبلاگ نويسان و زنده نگه داشتن محتواي وبلاگهاست.
روزنامهنگاران مصونيت بيشتري براي افتادن در دام وبلاگهاي زرد در مقايسه با ساير وبلاگنويسان دارند. همچنين گزارهي وجداني روزنامهنگاران زمينهاي را فراهم كرده كه به جاي استفاده از تحريف وتهديد، تلاش بيشتري را در تعميق باورهاي اجتماعي ديگران به كار برند. در اين راستا اثر بازگشتي رسانهها در مورد وبلاگها هم وجود دارد، اثر بازگشتي وبلاگها، مخاطبان و روزنامهنگاران را توامان به تعامل بيشتر در اين فضا سوق داده است. مخاطب مهمترين مدار ارتباطي و ژانر دائم و موثر براي روزنامهنگاران محسوب ميشود كه توسط آن ميتوانند شدت جريان مطالب خود را كنترل كنند.
همان طور كه مخاطب براي روزنامهنگار فرصتي است كه به پرورش ذهن او براي تحليل محتوايي دادههاي او، كمك ميكند؛ روزنامهنگار نيز براي مخاطب يك فرصت است كه بتواند اعتبار روايي هر يك از روزنامهها را با محك زدن روزنامههاي ديگر به دست آورد. يك مخاطب آگاه بهترين سرمايه و پاداش در دوران حرفهيي روزنامه نگاران است. اگر تعامل مخاطبان و روزنامهنگاران بيشتر شود، ميتوان به بقاي وبلاگنويسي و حضور سازندهي آن در امر توسعه اميد بيشتري داشت. بنابراين در وبلاگهاي خبري، بايد جديت در كنار جذابيتها باشد تا مخاطب به آن جذب شود، در غير اين صورت او به دنبال روزنامه و ديگر رسانهها ميرود.
افراد در روزنامهنگاري آنلاين معمولا به صورت داوطلبانه مطالب خود را مينويسند كه نشان ميدهد بين روزنامهنگاري و وبلاگهاي خبري ارتباط تنگاتنگي وجود دارد، اين افراد پولي را دريافت نميكنند و در واقع باعث ميشود اصول اخلاقي و حرفهاي مورد نظر در روزنامهنگاري را رعايت نكنند. ولي به مرور زمان كه مخاطبان يك وبلاگ بيشتر شود، نگاه و نگرش آنها منجر به رعايت اين اصول از سوي افراد ميشود. به صورتي كه موجب ميشود آنها ثبات رويه داشته باشند، در مورد اخبار تحقيق كنند و مسايل فولكولوريك، اعم از واقعي، شايعه و يا داستان بودن آن را هم در نظر بگيرند. ثبات رويه و نگارش، بهبود كيفيت نوشتاري و اهميت به مخاطب، از اولويتهايي است كه وبلاگنويسان بايد مسوولانه آنها را در نظر بگيرند.
افراد نبايد به تنهايي براي ايجاد يك وبلاگ خبري اقدام كنند، بلكه زماني وبلاگ خبري مطلوبي تهيه ميشود و كاربران زيادي براي كسب اخبار خود به آنها رجوع ميكنند كه گروهي تشكيل، وظايف عادلانه براي آنها توزيع شود و هر كسي براي روز آمد شدن وبلاگ خبري تلاش كند. همچنين با توجه به وجود سايتهاي خبري و خبرگزاريهاي اينترنتي، وبلاگهايي در عرصهي خبر موفقترند كه علاوه بر خبر، تفسير، مقاله، تحليل و يادداشت صاحب وبلاگ نيز در آنها ارايه شود.
تنوع موضوعي در وبلاگها باعث شده نتوان آنها را در قالبها و طبقه بنديهاي كلاسيك رسانهاي قرار داد. ولي “اطلاع رساني” و “فرم پذيري” عنصر مشترك وبلاگها و رسانههاست و به طور قطع تا چندي ديگر نيز “رسانه بودن” به فصل مشترك همهي وبلاگها تبديل خواهدشد. وبلاگ در حال تبديل شدن به نوشتاري است كه ميتوان آن را نمونهي ستوننويسي در مطبوعات دانست و اين يكي از مزاياي اينترنت است كه مشكلاتي كه در راه روزنامهنگاري در كشور اعم از مجوز، سانسور و فيلتر وجود دارد، برداشته ميشود و هر كسي به محض آن كه اراده كند، مطلبي را مينويسد و در معرض ديد همه قرار ميدهد. در اين فضا همان قواعدي كه بر عرصهي مطبوعات و راديو و تلويزيون حاكم است، نيز وجود دارد، چرا كه با ايجاد يك موج خبري، وبلاگهايي كه داراي نفوذ و قدرت بيشتري هستند، به راحتي آن را موضوع روز عنوان، نقد و يا طرد ميكنند. توليد محتوا در وبلاگهاي خبري با ملاحظات اجتناب ناپذير حرفهيي همراه است. درجهي اعتبار محتوايي اين وبلاگها به واسطهي تخصص روزنامهنگاران در مقايسه با ساير وبلاگها بيشتر است. عينيگرايي، استناد به شواهد و مآخذ مطالب و وسواس روزنامهنگاران در وامگيري و اقتباس نيز از ديگر وبلاگها بيشتر است.
بدون شك وبلاگها در ايران نشانههاي ابتدايي سايبر ژورناليسم هستند و به واقع امروز ميتوان شاهد ظهور نشانههاي ژورناليسم جديدي به نام «وبلاگ ژورناليسم» بود. گر چه وبلاگهاي خبري در فرآيند رسميخبر از اعتبار محدودتري برخوردارند، اما ويژگي خارج شدن انحصار خبرنويسي از دست بنگاههاي خبرپراكني و موسسات توليد خبر، کافي است تا به وبلاگهاي خبري با احترام ويژهاي نگريسته شود؛ به ويژه زماني كه سكان خبرنويسي در وبلاگها در دست روزنامهنگاران حرفهيي و در عين حال تازه به ميدان آمدهي روزنامهنگاران سايبر باشد.
از آنجايي كه وبلاگها خانهي رسانهيي دوم خبرنگاران و اصحاب رسانه هستند، در وبلاگژورناليسم، موضوعات سياسي، اجتماعي و پشت پردههاي فرهنگي از درجهي اهميت بيشتري برخوردارند و با اقبال عموميخوبي نيز مواجه ميشوند، چرا كه قالب روايي آنها نيز با قالب رسمي و استخواندار نشريه و خبرگزاري متفاوت است و در آن خبرنگار با لحني كاملاً دوستانه و عامهپسند، به حكايت آنچه كه ديده، ميپردازد. بنابراين وبلاگژورناليسم امتداد سايبر ژورناليسم است، با اين تفاوت كه وبلاگ قدري شخصيتر است و سايبرژورناليسم فضاهاي متفاوتي را تجربه ميكند. وبلاگژورناليسم كوچكتر، محدودشدهتر و در دل سايبر ژورناليسم جا دارد.
زنجيرهي وبلاگنويسي با تكميل حلقههاي واسط پيامهاي ارتباطي در افزايش سرعت انتقال پيام و همچنين تاثيرگذاري آن، نقش زيادي را ايفا ميكند. آنچه باعث شده روزنامهنگاران به وبلاگنويسي رو آوردند، تحولاتي است كه انقلاب سايبر ايجاد كرده است. انقلاب سايبر با تحولي كه در ساختار رسانههاي چاپي به وجود آورده، نه تنها بر نظام سازماني كه بر چگونگي نگرش و تعامل روزنامهنگاران با مخاطبان نيز تاثيرگذاشته است.
پويايي در روزنامهنگاري و ارادهي روزنامهنگاران در عبور از بنيانهاي كليشهاي، آنها را از تحريريههاي روزنامهها به گسترهي وسيعي كشانده است كه در آن از دروازهبانان خبري، ارادههاي مغناطيسي و مالكان رسانهاي كه انديشههاي روزنامهنگاران را ميگيرند، خبري نيست. بنابراين ميتوان وبلاگژورناليسم را چشم روزنامهنگاران دانست، چشميكه واقع بين است و موشكافانه جنبههاي متفاوت يك رويداد را تحليل و ضبط ميكند. چشميكه در تبيين ناگفتهها، علاوه بر توانمنديهاي ديداري، امكان شنيداري و گفتاري نيز دارد. در اين فضا قلم قرمز ويراستار بر محتواي آن تاثير ندارد و روزنامهنگاران در شرايطي مناسبتر از شرايط سنتي خود، آزادانهتر در اين محيط قلم ميزنند و ناگفتههاي خود را مطرح ميكنند. در اين راستا، اگر وبلاگهاي خبري به عنوان جز مهمي از خانوادهي بزرگ وبلاگنويسي، با انسجاميبيشتر، به صحت اخبار و اعتبار منابع خود توجه بيشتري نشان دهند كه در نهايت به اعتماد بهتر و بالاتر خوانندگان خود بينجامد، قطعا تاثيرگذاري و بازتاب بيشتري را در رسانهها و بنگاههاي بزرگ خبري دارند و به منبع معتبر، در دسترستر، سريعتر و به روزتري براي رفع نيازهاي خبري و گاه پرسشگرانه و كنجكاوانه مخاطبان خود تبديل ميشوند تا در نهايت ايده «وبلاگژورناليسم» يا همان ژورتاليسم ناديدههاي اجتماعي محقق شود؛ ژورناليستي كه خط بطلاني باشد بر روي تمام محدوديتها، ناگفتهها، نبايدها و چارچوبهاي بسته خبري و رسانهاي.
منابع
* حسني، ف.(1385) ” ارتش سري بررسي چالشهاي ظهور و توسعه اولين نسل جامعه اطلاعاتي-ديجيتالي ايران”، بهمن 85 كه در “وب سايت آيندهنگر” قابل دسترس است: www.ayandehnegar.org.
* زارعيان،د.(1383) مباني كلي ارتباط جمعي، تهران: موسسه كارگزار روابط عمومي.
* زند كريمخاني، م.(1385) “بررسي انگيزه هاي وبلاگ نويسان”، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده صدا و سيما، بهمن 85، ص 63-1.
* ساروخانی ، ب. ( 1382)، جامعه شناسی ارتباطات ، تهران : انتشارات اطلاعات.
* سورين،و.تانكارد،ج.(1380) نظريههاي ارتباطات، ترجمه عليرضا دهقان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
* شكرخواه، ي.(1384)، روزنامه نگاري سايبر، تهران: انتشارات ثانيه.
* شكرخواه، ي.(1381)، خبرنويسي مدرن، تهران:انتشارات خجسته.
* ضياييپرور، ح.(1385) “كاربرد وبلاگ در روابط عمومي ديجيتال”، مجموعه مقالات سايبر ژورناليسم، صص 98-63.
* عاملي،س.ر.(1382)”دو جهاني شدنها و آينده جهان”، كتاب ماه علوم اجتماعي، تير و مرداد 82، صص 23-1.
* عاملي،س.(1384)”دو فضايي شدن شهر: شهر مجازي ضرورت بنيادين براي کلان شهرهاي ايران”، فصلنامه انجمن فرهنگ ارتباطات، شماره2و3، بهار و تابستان 1384، صص134-117.
* کاستلز، م. (1380) عصر اطلاعات: اقتصاد، جامعه و فرهنگ (قدرت هويت)، ترجمه حسن چاوشيان، تهران: طرح نو.
* مككوايل، د.(1382) درآمدي بر نظريه ارتباطات جمعي، ترجمه پرويز اجلالي، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانهها.
* مولانا، ح.(1384) ارتباطات جهاني در حال گذار، تهران: انتشارات سروش.
http://reporter.ir(17.06.2008)
* دانشجوي كارشناسي ارتباطات دانشگاه تهران mdh_mousavi@yahoo.com
1 http://reporter.ir
2 back ground
3 http://reporter.ir
4 وبلاگي با چند نويسنده كه گزيده آخرين اخبار آنلاين را به شرحي كوچك معرفي ميكند.
5 Future of online journalism
6 JournalismJobs.com
7 Michelle Nicolosi
8 print and online journalism
9 http://younesspace.blogspot.com
منبع:
http://philo-mousavi.blogfa.com
انجمن علمی دانشجویان روابط عمومی ، مرکز آموزش عالی علمی - کاربردی واحد کیش در اسفند ماه سال 1387 با هدف بسط و گسترش علوم ارتباطات ، توسط دانشجویان علمی - کاربردی واحد کیش راه اندازی شده است. کلیه دانشجویان این مرکز در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شدند.