چگونگی بوجود آمدن واژه : کلمات یاواژهها  در هر زمانی وضعی ( قراردادی ) هستند و هر کلمه بر نمونه بیرونی خود که مصداق آن است دلالت دارد .

مثلا  درخت مفهوم است و مصداق آن خود درخت میباشد ( هر کلمه که نام میبرید یک واقعیت بیرونی دارد به آن واقعیت مصداق میگویند ) نصبت مفهوم به مصداق یه نصبت عکس است یعنی هرچه مفهوم کمتر باشد مصداق بیشتر و هرچه مفهوم بیشتر باشد مصداق کمتر است . مثلاً مفهوم اسب نمایانگر مصادیق زیادی است انواع مختلف اسبها ولی مفهوم اسب ایرانی  مصادیق کمتر پیدا میکند و به همین نصبت مفهوم اسب سفید ایرانی باز مصادیق کمتر تری پیدا میکند .

هر واژه در گذر زمان مانند یک موجود زنده متولد شده رشد کرداما به دلیلی از دلایل سیاسی و اجتماعی یا بکلی فراموش شده یا تغییر معانی داده و یا ضمن حفظ معانی قدیم معنای جدید نیز پذیرفته و تعدادی از کلمات نیز با حفظ همان معانی قدیم به حیاط خود ادامه میدهند کلماتی هستند که در طول زمان تغییر معانی داده اند مانند حرف مزخرف و رعنا و کلماتی مانند وخشور و آزفنداک  و آمیع کلاً حذف شدندو کلماتی با کمی تغییر معانی دیگری گرفتند مثل رکاب

مزخرف = بی خود . نامنظم . نامرتب . ولی درگذشته به معنی زیبا و خوش تیپ و خوش اندام و زینت شده با طلا . آراسته به زینتهای ظاهری و باطنی بوده است

مداهنه = تملق و چاپلوسی  ولی درگذشته به معنی پاک کردن و جلا دادن

رعنا = زیبا و خوش تیپ و لی در گذشته از رعونت می آید یعنی نادانی حماقت و کبرورزیدن رعنا برای خانمها به کار میرود و برای آقایان آرعن گفته میشود .

وخشور = پیامبر الهی کسی که از جانب غیب پیام بیاورد

آزفنداک = در مرور زمان تبدیل شده به قوس و قزح بعد به مرور زمان تبدیل شد به رنگین کمان 

آمیغ = تبدیل شده به کلمه ترکیب و آمیزه

 بطر : ناسپاسی . سرمستی ناسی از غرور

در جلسه قبل مطرح شد که همه کلمات ما وضعی هستند و کلمات وضعی مصداق دارند و بعضی از واژهها فراموش شده اند مثل خشور و آمیغ و آزفندک و ملطفه و نهالی .

نهالی :  به زیر اندازهایی گفته میشود که کم عرض و بلند تر از زیر اندازمعمولی هستند تقریبا مستطیلی شکل میباشند .

لغتهایی هستند که تغییر معنایی داده اند مثل رعنا و مزخرف و شوخ و کثیف

شوخ : به معنی چرک

کثیف : به معنی توده انباشته شده است

کلماتی داریم که معنی قدیم خود را حفظ کرده و هم معنای جدید دارند مثل سپر که در قدیم به سپر دفاعی گفته میشد و هم اکنون به سپر ماشین نیز سپر میگویند و یا یخچال که به یخهای بالای کوه گفته میشد و یا زین که به یخچال خانگی و زین دوچرخه نیز گفته میشود.

بعضی از کلمات با حفظ معنای قدیم به حیات خود ادامه میدهند مثل سر و دست و پا

سخندان

سخندان باید هم فصیح باشد و هم بلیغ

فصیح به معنای فصاحت .

بلیغ یعنی رسا صحبت کردن یعنی مطابق حوصله و به مقتضای وضعیت روحی روانی و سطح علمی مخاطبان حرف زدن .

سخندان باید دو هنر داشته باشد یکی هنر بکار بردن اطناب و یکی هنر بکار بردن ابجاز

اطناب یعنی طولانی کردن کلام ( مطابق وضعیت روحی شنوندگان سخن را به درازا کشاندن ( بلیغ ) )

ایجاز ( مختصر ) سخن را به تناسب موقعیت کوتاه نمودن

کلمات بی مصداق به کلماتی گفته میشود که معنی دارد ولی وجود ندارد مثل:

دریای آتش یا سیمرغ یا دیو یا کوه قاف

وظیفه ما در برابر لغات دخی از زبان عربی و چه زبانهای دیگر چیست ؟

چنانکه میدانید کاربرد کلمات غیر فارسی ( علمی ادبی اجتماعی ) تا جاییکه به اصل زبان آسیب نرساند و نیز مشابه آنها در زبان فارسی نباشد اشکالی ندارد مانند ماشین . تلفن و اتوبوس ونظایر آن به این منظور باید به موارد زیر توجه نماییم و از کاربرد غیر ضروری آنها خوداری کنیم  

1-    اصطلاح آتش گشودن : این اصطلاح به این دلیل نادرست است که ما فعل شلیک کردن و تیر اندازی کردن را در زبان فارسی داریم و می توانیم به جای آن استفاده کنیم .

2-    نقطه نظر : که به جای آن ما میتوانیم از نظر . عقیده . رای . دیدگاه استفاده کنیم که در عبارتی حضرت مولوی نظرگاه را به جای دیدگاه بکار میبرد . از نظر گه گفتشان شد مختلف         آن یکی دالش لقب داد این الف

3-    روی کسی حساب کردن یا روی حرف کسی حساب کردن : این اصطلاح نیز به دلیل ترجمه یک اصطلاح خارجی غلط است و به جای آن باید گفت . اعتماد به کسی داشتن یا به پشتیبانی کسی کاری انجام دادن . مثلا گفتن من جهت خرید خانه روی شما حساب میکنم که به صورت صحیح باید گفت من به پشتیبانی شما این خانه را میخرم .

4-     مثمر ثمر : لغت مثمر به معنای ثمر دهنده و ثمر بخش است و دیگر نیازی به آوردن ثمر نیست و اگر بکار ببریم حشو به حساب می آید

5-    پیرامون : پیرامون در لغت به معنای گرداگرد و اطراف است و اگر به گونه ای به کار ببریم که معنی درباه بدهد غلط است مثلا من در آن جلسه پیرامون کیش صحبت کردم این جمله صددرصد غلط است چون اشاره به کیش شده منظور درباره کیش بوده است ولی ما در پیرامون دانشگاه قدم میزدیم و درس می خواندیم این جمله درست است

6-    بهادادن : این اصطلاح زمانی درست است که ما قیمت یک کالا را با وجه رایج زمانه بپردازیم مانند من ماشینی خردیم و چند ماه بعد بهای آن را پرداختم که این جمله درست است اما اگر بگوییم من برای او هیچ بهایی قاعل نیستم جمله ما نادرست است میتوانیم بگوئیم من برای او هیچ ارزشی قاعل نیستم .

7-    به کاربردن تنوین : تنوین مخصوص زبان عربی است و باید از بکار بردن آن در زبان فارسی پرهیز نمود . مثلا گفتن گاهاً غلط است باید بگوییم گاهی ولی احتراماً درست است چون کلمه عربی است در کل اگر کلمه عربی باشد گذاشتن تنوین درست است ولی کلمات فارسی باید بدون تنوین باشد .

8-    جمع های  مکسر عربی : کلماتی نظیر مدارس و مزارع و علما و فقها و اجداد و غیره جمع مکسر مدرسه و مزرعه و عالم و فقیح و جد هستند اما کلمات فارسی را نباید به این شیوه جمع بست مثلا یکی از غلط ترین کلمات بنادر است که جمع بندر است و صحیح آن میشود بندرها و یا فرامین که صحیح آن میشود فرمان ها یا دراویش که میشود درویش ها یا میادین میشود میدان ها از غلط ترین کلمات کلمه اساتیداست که صحیح آن میشود استاد ها .

تشخیص کلمات عربی از فارسی میتوان بیشتر کلمات را از این رو شناخت که کلمات فارسی همانند نامها تک میباشد و نمیتوان مشابه ای برایش درست کرد مثلا درخت همان درخت است نهایت میشود درختها ولی احتراماً که از آن مشتقات محترم و احترام و محترمه و غیر میشود که مشخص است که این کلمه عربی است .          ( استاد میر جلالدین کزازی ) 

اصطلاح در رابطه با : این اصطلاح به دلیل اینکه ترجمه لغت یک اصطلاح انگلیسی است نباید به کار برده شود و بهتر است به جای آن بگوییم در مورد یا در باره یا در خصوص

اگر جمله ای  داشته باشیم که با اگر چه شروع شود جمله بعد نباید با ولی یا اما آغاز شود .     آنچنان که سعدی میگوید

اگر چه پیش خردمند خامشی ادب است                 به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

دوچیز طیره بی عقل است دم فروبستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی

شیخ سعدی در فارسی معیار خوب و بد است و مرجع صحیح کلام .

تحدی : کسی را به مبارزه طلبیدن

طیره : سبک مغز

بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس                                 حد همین است سخندانی و زیبایی را

اگر کلمه ای که بر وزن افعل عربی است در زبان فارسی بکار ببریم دیگر نیازی به اضافه کردن نشانه صفت تفصیلی ( تر ) نیست

مثلا : اعلم میشود داناتر     اکرم میشود گرام تر    افضل میشود برتر  اعظم میشود بزرگتر با توجه به مشاهده معنی این کلمات دیگر نیازی به اضافه نمودن (تر ) نمیباشد .

استثنا : اولی تر که سعدی بکار برده فقط صحیح میباشد .

بعضی کلمات عربی که به صورت جمع مکسر در زبان فارسی کاربرد دارند نباید یکبار دیگر آنها را جمع ببندیم .

اگر فعل جمله ای منع کردن باشد فعل جمله دوم باید بر وجه التزامی مثبت باشد . مثال : مادر فرزند را منع میکند از این که به آتش نزدیک بشود / نشود .   که در اینجا طبق قانون بالا بشود باید بکار برود.

استاد دانشجو را منع میکند از این که وقتش را هدر بدهد .

به کار بردن دو کلمه اقلا و اکثرا گرچه عربی هستند نادرست است زیرا این دو کلمه در زبان اصلی هم تنوین نمیگیرند . که باید گفته شود :

اقلا : حداقل یا دست کم یا کمترین     و اکثرا : بیشترین   حداکثر :  پیشینه      حداقل :  کمینه

اٍخبار : به معنی خبرها    و اٌخبار : به معنی      اٌنعام : جمع نعم است یعنی چهار پایان      اٍ نعام : نعمت دادن دستمزد دادن یا پاداش دادن

تفاوت میان دو حرف ربط چنانچه ( اگر ) و چنانکه ( همانطوریکه ) باید توجه داشت که چنانچه به معنای اگر است و چنانکه به معنای همانطوریکه و کاملا با هم متفاوت هستند . مثلا چنانچه تلاش کنی موفق می شوی . چنانکه قول داده بودم به موقع به دانشگاه رفتم .

مطابقت صفت با موصوف : چنانکه میدانیم در زبان فارسی صفت با موصوف خود بر خلاف زبان عربی تطبیق نمیکند مثلا کلمه خوب را که صفت است برا ی موصوف های زیر یکسان بکار میبریم چه مفرد یا جمع چه مذکر یا مونث و چه شناس ( معرفه ) یا ناشناس ( نکره )

در فارسی میگوییم : بچه خوب و بچه های خوب یا مادران خوب و یا پدر خوب یا پدارن خوب  ولی در عربی رجل شریف و رجلان شریفان میشود و یا التلمیده الرشریفه ولی جمعش میشود التلمیدات شریفات

پس بهتر است از بکار بردن ترکیبات زیر جدا خوداری کنیم نگوئیم پرونده مختومه یا اخلاق مذموبه میتوان گفت اخلاق بد یا ناپسند یا مذموم

تفاوت میان بن مضارع از دو فعل گذاشتن و گزاردن : میدانید که گذاشتن به معنای قرار دادن است و گزاردن معنای متفاوتی دارد اما بن مضارع هردو فعل ضمن اینکه از نظر املایی با هم تفاوت دارند از نظر تلفضی یکسانند باید تلاش کنیم که این دو را به جای آن یک استفاده نکنیم .     گذاشتن = گزار                             گزاردن = گذار

موارد زیر را با گذار به کار میبریم :

1-    بنیان گذاشتن : بیناین گذار

2-       تصویب کردن : قانون گذار

3-       سپری کردن : رهگذار

و موارد زیر را با گزار بکار میبریم :

1- ادا کردن فریضه : نمازگزار

2- انجام دادن کار : خدمتگزار ویا کارگزار

3- مخبره کردن خبر یا جمع کننده خبر : خبرگزاری یا خبر گزار

4- تعبیر و تفسیر کردن خواب : خواب گزار

5- حفظ کننده امانت : امانت گزار

بکار بردن صحیح کلمه نرخ این کلمه معمولا به معنای بها و قیمت بکار می رود نمی توانیم به معنای تعداد یا میزان از آن استفاده کنیم بنابر این جمله هایی نظیر نرخ بیکاری در کشور نصبت به سال گذشته افزایش یافته نادرست است

پیشنهادات :  پیشنهاد ها               گزارشات :   گزارش ها    سفارشات :  سفارش ها       دهات : ده ها روستاها

عالمی را یک سخن ویران کند                             روبهان مرده را شیران کند

سمحه : گذشت               سهله : آسان            تسامح :  بخشش . صرف نظر کردن  . چشم پوشی کردن    ممل :  ملالت آور    مخل : خلل افزا

نویسنده خوب باید از اطناب ممل و ایجاز مخل و تسلت داشتن به زبان مادری و آشنا بودن به چند زبان دیگر بهرمند باشد .

نوشته باید ساده باشد و عفت کلام در نوشتن رعایت شود و وحدت موضوع داشته باشد و واژهای دشوار بکار نبریم .

آرایه : وسایل زینت و وسایل آراستن .