جواب سئوال ۱- طبق یک بر آورد حدود یک سال و نیم از عمر ما صرف دیدن تبلیغات تلویزیونی می شود با این حال تبلیغ تجاری هنوز نوعی رمز و راز محسوب می شود ما به عنوان مصرف کننده عموما بر این باوریم که تبلیغ بر شخص ما چندان تاثیری نمی گذارد ولی به رغم آن تبلیغ کنندگان به تبلیغات خود ادامه می دهند بنابراین باید چیزی در حال عمل باشد ولی بر روی چه کسی و به طور دقیق چگونه

جواب سئوال ۲- تاثیرات تبلیغ غالبا نامحسوس و اندک هستند ولی همین تاثیرات کوچک به دلیل تاثیری که بر توازن شاهین ترازوی ذهن می گذارند می توانند تعادل را بر هم زنند در طول زمان از طریق فرایند تکرار این افزایش های اندک می توانند تفاوت های عمده قابل درکی بین نام های تجاری ایجاد کنند ولی ما به ندرت از وقوع این فرایند آگاهی می یابیم . بیشتر تبلیغات تنها موجب تفاوت لب مرزی میشوند ولی تفاوت های اندک می توانند به تفاوت های بزرگتری منجر شوند و حتی تفاوت های اندک می توانند تعادل را به نفع نام تجاری تبلیغ شده بر هم زنند .

جواب سئوال ۳-اگر در حال حاضر علاقه ای به خرید اتومبیل نداشته باشیم تبلیغاتی که در این خصوص می بینیم در سطحی کم درگیرانه از این گوش می شنویم و از گوش دیگر بیرون می کنیم .با این حال اگر امرزو ناگهان اتومبیل قدیمی ما خراب شود ممکن است دریابیم کهبه سمت یکی ازاین بازارها برای یافتن یک جایگزین نو برای محصول کهنه خود سوق داده شویم . ناگهان تبلیغی را که روز قبل یا هفته قبل یا ماه قبل در شرایط کم درگیرانه دیده ایم به خود مرتبط می بینیم . یکی از آزمون های اثر بخشی آنها این است که ببینیم آیا آن تبلیغات آن قدر تاثیر گذار بوده اند که ما نام تجاری انها را در فهرست کوتاه خود بنگنجانیم .و این قضیه بیش از آنکه به ترغیب مربوط شود به پر کاه ها مربوط می شود آنچه می تواند تاثیر گذار باشد و در فراگرد ارزش سنجی کفه ترازو را اندکی وزین تر کند .

جواب سئوال ۴- ما غالبا به افراد و چیزهایی که برایمان مهم اند بیشتر فکر می کنیم اصطلاح روان شناختی برای این نوع ارجحیت در طرز اندیشیدن ما برتری یابندگی نام دارد . تبلیغ کنندگان مایلند ما فکر کنیم نام های تجاری شان مهم ترند ولی آنان آرزو دارند که اغلب اوقات این گونه باشند .

به عبارت دیگر آنان می خواهند که نام های تجاری شان برای ما برتر از دیگر نام باشند . یکی از راههای تبلیغ می تواند استفاده از اشارتگر ها باشد . گره زدن یک نام تجاری یا چیزی است که مکررا در محیط عادی تکرار می شود کلمات . مثل ها . نمادها یا نواهای متداول بسیاری وجود دارند که می توانند از طریق تکرار به دستگاه وابسته به قوه حافظه وارد شوند و خاطره مربوطه به یک نام تجاری را زنده کنند

جواب سئوال ۵- بسیاری از افراد متعجب میشوند وقتی می بینند کوکاکولا با اینکه نامی بسیار شناخته شده است بازهم به تبلیغات خود در سطح گسترده ادامه می دهد پاسخ این است که کوکاکولا اگر تبلیغات و علائم خود را در مکان های فروش قرار ندهد رقیبان او مانند پپسی این کار را خواهد کرد و نام های دیگر سعی خواهند کرد که دستور کار ذهن مصرف کنندگان را با افزایش ناگهانی اشارتگر برهم زنند با اغوا کردن ما در نقطه فروش و القای این پیام که علاوه بر کوکاکولا محصول آنها را نیز در نظر بگیریم .

هم تبلیغ های یادآوری کننده در نقطه فروش و هم دستور کارذهنی ما که شامل نام های تجاری است . می توانند ما را وادارند که قبل از آنکه از خود بپرسیم چه می خواهیم گزینه هایی را در نظربگیریم .بنابراین تبلیغ کنندگان سعی دارند در نقطه فروش بر میزان برتری یابندگی یک نام تجاری افزوده و دستور کار ذهنی ما را بر هم بزنند . آنان در تلاش برای هدایت اشارتگر بصری ما به سمت نام تجاری خود علایم را بر پا می کنند .

همگی موفق باشید . میررضی